ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٤
اوضاع او را در نظر دارد و پيوسته سعى بر آن دارد تا انسان در هيچ بعدى از ابعاد زندگى، از «صراط مستقيم» منحرف نگردد و عدالت سايه رحمت خود را بر سرتاسر زندگى انسانها گسترده سازد.
«قد جاءكم من اللّه نور و كتاب مبين. يهدى به اللّه من اتّبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الى النور بإنه و يهديهم الى صراط مستقيم»[١].
براساس اين آيه، شريعت از جانب خداوند، همچون چراغى است فروزان كه راه سلامت و سعادت در زندگى را براى پيروان مكتب توحيدى روشن مىسازد و از تيرگيهاى زندگى رهايى مىبخشد و پيوسته آنان را به راه راست هدايت مىكند.
خلاصه آنكه اسلام شريعتى است فراگير و جاويد براى ابديّت، و تمامى شؤون زندگى انسان را براى هميشه تحت نظر دارد. ازاينرو معقول نيست كه براى رهبرى جامعه و مسؤوليّت اجرايى عدالت اجتماعى، شرائطى را ارائه نكرده باشد، زيرا زعامت سياسى، يكى از مهمترين ابعاد زندگى اجتماعى اسلامى است و به حكم ضرورت بايستى اسلام در اين بعد مهم نظر داشته باشد و شرائط لازم را ارائه داده باشد و گر نه نظامى ناقص و بدون تعيين مسؤول اجرايى، قابل ثبات و دوام نيست و بهطور طبيعى در تمامى نظامهاى اجتماعى- سياسى، بعد مسؤوليّت اجرايى از مهمترين ابعادى است كه در اساسنامهها مدّنظر قرار مىگيرد.
اكنون با در نظر گرفتن جهات ياد شده، حكمت الهى اقتضا مىكند، همانگونه كه شريعت فرستاده و خيل انبياء را- براى نجات بشريّت- گسيل داشته است، امامت و قيادت و جلو دارى قافله انسانيّت را نيز رهنمون باشد. و اين همان قاعده «لطف» است كه اهل كلام در مسأله «امامت» مطرح ساختهاند. زيرا رهبرى درست و شايسته از ديدگاه وحى، مهمترين عامل مؤثر در نگاه داشتن جامعه بر جادّه حقّ و حركت بر صراط مستقيم است.
روى همين اصل، دانشمند گرانقدر خواجه نصير الدين طوسى قدّس سرّه در «تجريد الاعتقاد» مىنويسد:
«الإمام لطف، فيجب نصبه على اللّه، تحصيلا للغرض»[٢].
امامت، لطف الهى است كه بايد از جانب خداوند معرفى شود، تا غرض
[١] - مائده ٥: ١٥- ١٦.
[٢] - رجوع شود به: كشف المراد- الاعتقاد- علّامه حلّى. چاپ جامعه مدرسين ص ٣٦٢.