ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٨
كافران كه به خدا دروغ بندند، و بيشترشان خرد نمىورزند.
اشاره به كافرانى است كه در آن عهد، بر خدا دروغ مىبستند، از قبيل گفتارشان درباره عبادت بتان:
«ما نعبدهم إلّا ليقرّبونا إلى اللّه زلفى»[١].
بتان را نمىپرستيم مگر به جهت آنكه ما را به خدا نزديك كنند.
لذا خداوند، اينان را با عنوان «كاذب كفّار» ياد مىكند.
يا اينكه گويد:
ما تعبدون من دونه إلّا اسماء سمّيتموها أنتم و اباؤكم ما أنزل اللّه بها من سلطان»[٢].
آنچه را مىپرستيد، خود چنين نامهايى روى آنها گذاردهايد، و هرگز خداوند دليلى بر آن نازل نكرده.
و نيز آيه:
«أ رأيت من اتّخذ إلهه هواه أفأنت تكون عليه وكيلا. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم ألّا كالأنعام بل هم أضلّ سبيلا»[٣].
آنكه هوسش خداى خود قرار داده، آيا تو مىتوانى عهدهدار او باشى، يا گماندارى كه بيشترشان مىشنوند يا خرد مىورزند. اينان در بىخردى همچون چارپايانند، بلكه گمراهترند.
پر روشن است كه آيات ياد شده، به گروه و افراد خاصّى نظر دارد، كه راه بىخردى را پيش گرفته بودند.
البته اين نكته پوشيده نباشد، كه همين آيات ناظر به موارد خاصّ- حامل پيام است، كه بطن قرآن را تشكيل مىدهد. و با توجه به علل و اسباب گمراهى افراد مورد نظر، و جهت نكوهش قرآن از آنان، پيام آيه روشن مىشود. و گر نه حكايتى بيش نبود.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرموده: «ما من آيه فى القرآن إلّا و لها ظهر و بطن».
تمامى آيات قرآنى، داراى ظاهر و باطنى هستند.
[١] زمر ٣٩: ٣.
[٢] يوسف ١٢: ٤٠.
[٣] - فرقان ٢٥: ٤٤.