ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٠
همين نويسنده اين برداشت را از كلام فاضل نراقى، پس از نقل كلام ايشان آورده كه با مراجعه به سخنان اين فقيه عاليقدر و فقهاى خلف ايشان روشن مىشود، چنين برداشتى از قبيل تفسير به رأى و تحميل بهشمار مىرود.
اكنون سخنان فاضل نراقى را كه در كتاب حكمت و حكومت نقل شده مىآوريم، تا هرگونه سوء تفاهم مرتفع گردد:
«هر عمل و رخدادى كه به نحوى از انحاء به امور مردم در دين يا دنياشان تعلّق و وابستگى دارد، و عقلا و عادتا گريزى از أنجام آن نيست، بدين قرار كه معاد يا معاش افراد يا جامعه به آن بستگى دارد، و بالأخرة در نظام دين و دنياى مردم مؤثر است، و يا از سوى شرع انجام آن عمل وارد شده، اما شخص معيّنى براى نظارت در اجرا و انجام آن وظيفه، مشخص نگرديده، براى فقيه است كه نظارت در انجام و اجراى آن را به عهده بگيرد و بر طبق وظيفه عمل كند»[١].
اين گفتار را فاضل نراقى پس از مقدمهاى كه ولايت فقيه را در محدوده ولايت امام دانسته آورده و درصدد اثبات اين مطلب است كه در شؤون عامّه و حفظ مصالح امّت كه وظيفه امام منصوب است، بر فقها است كه در دوران غيبت در اجراى آن و با نظارت كامل در حدّ امكان بكوشند.
اين گفتار، چيزى جز مسؤوليّت در اجراى عدالت عمومى و پاسدارى از منافع امّت و مصالح همگانى نيست كه در عصر حضور، بر عهده امام معصوم است و در عصر غيبت بر عهده فقيه جامع الشرائط.
از كجاى اين گفتار، حكومت مطلقه و خودكامگى و سلطنت شاهنشاهى، يا خدايى روى زمين، استفاده مىشود؟ آيا اگر بگوئيم فقيه، وظيفهاى را بر عهده دارد كه امام معصوم در رابطه با زعامت سياسى بر عهده داشته، اين معناى خدايى روى زمين است؟ پس بايستى امام معصوم را نيز خدا بدانيم؟!
اگر بگوييم، كارهايى كه انجام آن مطلوب شرع است و از به اهمال گذاردن آن راضى نيست، پس وظيفه فقيه است كه در انجام آن بكوشد، آيا آين به معناى قيموميّت نيست، پس وظيفه فقيه است كه در انجام آن بكوشد، آيا اين به معناى قيموميّت بر مردم و محجوريّت مردم مىباشد، يا خدمت به مردم شمرده مىشود؟!
[١] - عوائد الأيام ص ٥٣٦. در حكمت و حكومت ص ١٧٩ با مختصر تغيير در عبارت اصل آمده است.