ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣
ارائه برخى قواعد عامّه كه بيشتر جنبه اخلاقى دارد ... مىدانند ... مدّعىاند كه دين در سياست مستقيما دخالت ندارد، و در سياستگذارى برنامهاى ندارد. بلكه سياستمدارى و سياستگذارى بايد به افراد لايق و ذى صلاحيّت واگذار شود .. تنها نظارت فقيهان در كنار دولتمردان، به منظور باز داشتن آنان از كجرويها و ناعدالتىها كفايت مىكند. زيرا حكومت، كار فقيهان نيست، و تنها در امور حسبيّه- كه در محدوده كوچكى است- ولايت دارند. ولى از سياستگذارى در پهناى يك دولت، كه ابعاد گوناگون و پيچيده دارد، و به تخصّص نياز دارد، ناتوان و دستشان كوتاه است.
اين طرز تفكّر، از سطحى نگريستن به دين و سياست، و مسأله فقاهت، و نيز امور حسبيّه، ناشى شده است. محدود نمودن دين در چارچوب عبادات و اخلاق، و دور داشتن آن از مسائل حيات و سياست، از كوته نظرى سات. دين، در جنب احكام عبادى و معاملى، احكام انتظامى نيز دارد، كه به منظور تنظيم حيات اجتماعى، و زيست مسالمتآميز انسانها آورده شده است. لذا دين، علاوه بر مبانى اعتقادى و اعمال عبادى، يك نظام است كه حاوى دستورات و بايدها و نبايدهاى فراگير تمامى ابعد حيات فردى و اجتماعى است، كه اين دستورات و بايدها و نبايدها، بايد بهطور جدّ در جامعه پياده شود، تا حيات كريمه، آنگونه كه شايسته مقام رفيع انسانيّت است، تحقّق پيدا كند.
«يا أيّها الذين آمنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم. و اعلموا أنّ اللّه يحول بين المرء و قلبه و أنه إليه تحشرون»[١].
در اين آيه، خطاب به جامعه اسلامى است، كه خواسته شريعت را كامل اجابت كنند، تا سعادت حيات را دريافت دارند. مقصود اجرا كردن دستورات شرع، در تمامى زمينهها مىباشد. آنگاه تهديد مىكند كه در صورت تخلّف ورزيدن، خداوند ميان ايشان و حقيقت درونىشان حائل ايجاد مىكند. كنايه از آن است كه حقيقت انسانيّت را بدست فراموشى خواهند سپرد.
«و لا تكونوا كالذين نسوا اللّه فأنساهم أنفسهم. أولئك هم الفاسقون»[٢].
خدا را در زندگى فراموش نكيند، كه خود را فراموش كردهايد.
[١] - سوره انفال ٨: ٢٤.
[٢] - سوره حشر ٥٩: ١٩.