ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٢
كه خود اهل فناند، آن را روايت پذيرفته شده تلقى كردهاند و براى حجّيت يك روايت همين اندازه كافى است.
علاوه شهيد ثانى- علم شاخص صحنه فقاهت- و بسيارى از بزرگان، او را توثيق كرده و دلائل متين و استوارى در اين زمينه ارائه دادهاند. وى از اصحاب خاصّ امام باقر و امام صادق عليه السّلام است كه أجلّاء اصحاب از او روايت كردهاند و كسانى كه در باره آنها گفته شده: «أجمعت العصابة على تصحيح ما يصحّ عنهم»[١] از او روايت كردهاند.
ثالثا- گرچه سؤال درباره مطلب خاصّى است، ولى جواب اگر به صورت كلّى القا شود، جنبه اختصاصى آن منتفى مىگردد. لذا در فقه به اين أمر توجه شده و گفتهاند: «العبرة يعموم اللفظ لا بخصوص المورد». در حكمى كه با صيغه عموم صادر شده است، اعتبار به همان جنبه عمومى آن است، و خصوصيّت مورد سؤال موجب تخصيص در لفظ عام نمىگردد.
اينها رموز اصطلاحى است، كه جز با مراجعه و پيجورى از متخصّصين مربوطه نمىتوان به درستى از آن آگاه شد و اگر خواسته باشيم در اين زمينه، گفتههاى نا آگاهان از مصطلحات فقهى را- كه عرف خاص بشمار مىرود- بياوريم، سخن به درازا مىكشد و آنچه آورديم براى نمونه كافى است.
مجددا تأكيد مىكنيم، مصطلحات عرف خاص را، نمىتوان با مفاهيم عرف عام يا لغت بدست آورد و بايد به صاحبان همان عرف رجوع نمود.
نظارت به جاى ولايت
برخى ديانت را بيشتر در رابطه با امور عبادى و تكامل معنوى روح انسانها مىدانند، كه بيشتر نقش تحكيم روابط انسان با خدا را ايفا مىكند و در امور دنيوى كمتر دخالت دارد و به خود انسان واگذار شده، تا آنگونه كه مصالح و شرائط زمانه ايجاب كند، خود در تنظيم حيات اجتماعى، سياسى، اقتصادى خويش بكوشد، و شايستهترين شيوهها را كه با مقوّمات دينى، عقيدتى، ملّى او سازگار است انتخاب كند ..
كسانى كه بر اين باورند، و دخالت دين را در امور دنيوى انسانها، در حد ارشاد، و
[١] - يعنى: طائفه شيعه اتفاق نظر دارند، بر تحصيح رواياتى كه به واسطه آنها نقل شود، و اين مىرساند كه« مروى عنه» اين گروه مورد ثقه است.