ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨
مبناى پذيرفتن ولايت فقيه، يك حكم وضعى شرعى است و بر فرض ثابت نبودن ولايت فقيه، وظيفه و حكمى تكليفى است كه پيشتر بدان اشارت رفت. در هردو صورت و بر پايه هردو ديدگاه، ولايت يك امر انشائى است كه از جانب شرع تحقق مىپذيرد، زيرا تمامى احكام شرعى، چه تكليفى و چه وضعى و امضائى، انشائى محسوب مىشوند.
با همه آنچه گفته شد، برخى آن را به معناى خبرى گرفتهاند كه اگر صرفا با انتخاب مردم انجام گرفته باشد، انشائى خواهد بود:
«ولايت فقيه به مفهوم خبرى به معناى اين است كه فقهاى عادل از جانب شارع، بر مردم ولايت و حاكميّت دارند، چه مردم بخواهند و چه نخواهند. و مردم اساسا حق انتخاب رهبرى سياسى را ندارند. ولى ولايت فقيه به مفهوم انشايى به معناى اين است كه بايد مردم از بين فقيهان، بصيرترين و لايقترين فرد را انتخاب كنند و ولايت و حاكميّت را به وى بدهند».[١] در پاسخ اين گفتار، برخى بزرگان مىنويسند:
«بعضى معتقدند علمايى كه در مسأله «ولايت فقيه» سخن گفتهاند، دو ديدگاه مختلف دارند، بعضى ولايت فقيه را به معنى «خبرى» پذيرفتهاند، بعضى به مفهوم «انشائى» و اين دو مفهوم در ماهيّت با يكديگرمتفاوتند.
زيرا اوّلى مىگويد فقهاى عادل از طرف خدا منصوب به ولايت هستند، و دوّمى مىگويد مردم، فقيه واجد شرايط را بايد به ولايت انتخاب كنند.
ولى اين تقسيمبندى از اصل بىاساس به نظر مىرسد، چراكه ولايت هر چه باشد انشائى است، خواه خداوند آن را انشاء كند يا پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله يا امامان عليهم السّلام. مثلا امام بفرمايد: «إنّى قد جعلته عليكم حاكما» (من او را حاكم قرار دادم)، يا فرضا مردم انتخاب كنند و براى او ولايت و حق حاكميّت انشا نمايند، هردو انشائى است. تفاوت در اين است كه در يك جا انشاء حكومت از ناحيه خدا است، و در جاى ديگر از ناحيه مردم. و تعبير إخبارى بودن در اينجا نشان مىدهد كه گوينده اين سخن، به تفاوت ميان اخبار و انشاء، دقيقا آشنائى ندارد، يا از روى مسامحه اين تعبير را به كار
[١] - ولايت فقيه يا حكومت صالحان ص ٥٠.