ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨
حكمت شريعت مىدانند، با اين تفاوت كه شيعه، تعيين امام را به وسيله نصّ مىداند، زيرا عصمت را در امام شرط مىداند، ولى اهل سنت چون لياقت و عدالت را كافى مىدانند، شناسايى اهل حلّ و عقد (خبرگان) و معرفى فرد شايسته از سوى آنان به مردم به منظور بيعت عمومى را كافى دانستهاند. همان روشى كه شبيه شيوه انتخابى شيعه در دوران غيبت است.
لذا تفتازانى در توضيح ضرورت ياد شده مىگويد:
«لم لا يجوز الإكتفاء بذى شوكة فى كل ناحية ٧ و من أين يجب نصب من له الرئاسة العامّة».
چرا به صاحبان قدرت محلّى اكتفا نشود، و واجب باشد، كسى را براى رياست عامّه منصوب نمود؟
در جواب مىگويد:
«لأنه يؤدّى الى منازعات و مخاصمات مقضية الى اختلال أمر الدين و الدنيا، كما نشاهد فى زماننا هذا ..».
زيرا تمركز نگرفتن زعامت سياسى و تعدّد مراكز تصميمگيرى به درگيريها و برخوردها منتهى مىشود و موجب اختلال در امر دين و دنيا مىگردد.
چنانچه امروزه ما شاهد آن هستيم[١] با مراجعه به كتب كلامى اهل سنّت به خوبى اين مسأله روشن مىگردد كه امر امامت و زعامت عامّه، يك امر ضرورى دينى است، و از متن نظام اسلامى برخاسته و هدف، حكومت دين و اجراى احكام انتظامى اسلام است كه جز بر دست صالحان امكانپذير نيست.
از همينرو اهل سنّت، خلافت واقعى و امامت و زعامت راستين امّت را تا سى سال- پيان خلافت على عليه السّلام- مىدانند.
نجم الدين نسفى در اينباره مىگويد:
«و الخلافة ثلاثون سنة، ثم بعدها ملك وامارة»
سعد الدين تفتازانى در اينباره روايتى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىآورد كه فرمود:
«الخلافة بعدى ثلاثون سنة، ثم يصير بعدها ملكا عضوضا»[٢].
[١] - شرح عقائد نسفيه ص ١١٠.
[٢] - همان ص ١٠٩.