ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢
ولايت خاص ايشان است و سفارش و ميراث پيامبر از آن ايشان است.
اينك حق به شايسته آن بازگشته و به جايگاه خود منزل كرده است.
جمله اخير اين عبارت چنين مىرساند كه اكنون، حق خلافت به جايگاه خود بازگشته است.
ابن ابى الحديد مىگويد:
لازمه اين كلام آن است كه پيش ازاين، جايگاه خود را نداشته است سپس مىگويد: ولى ما آن را تأويل مىبريم و چنين مىفهميم كه على عليه السّلام در اين سخن، تنها شايستگى خود را گوشزد مىكند[١].
عبد اللّه بن مسعود، صحابى معروف جليل القدر، گويد:
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله به من گفت: اى پسر مسعود، اكنون آيهاى بر من نازل شد و اين آيه را تلاوت فرمود:
«و اتقوا فتتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصّة»[٢] بپرهيزيد آتش فتنهاى را كه فقط دامنگير ستمگران نخواهد گرديد، بلكه همه را فرا مىگيرد.
آنگاه فرمود رازى را با تو در ميان مىگذارم و آن را به وديعت به تو مىسپارم، زنهار كه آن را درست فراگير و به موقع آن را فاش ساز. اين آتش فتنه را دشمنان اسلام در هنگام ستيز با على، برپا مىكنند.
بدان، هركه با على دشمنى كند، همانند آن است كه نبوّت مرا انكار نموده و بلكه همه نبوتها را منكر خواهد بود.
يعنى چنين كسى با شريعت دشمنى ورزيده، تيشه به ريشه دين مىزند.
كسى از آن ميان به ابن مسعود گفت:
آيا تو اين سخن را از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله درباره على شنيدهاى؟ گفت: آرى. گفت:
پس چگونه از جانب كسانى كه حق او را غصب كردهاند، منصب ولايت را پذيرفتهاى؟ ابن مسعود گفت: راست مىگويى، سزاى كار خود را ديدم و از امام خود رخصت نگرفتم. ولى دوستان من، ابوذر و عمار و سلمان، هنگام پذيرش ولايت، از امام خود رخصت مىگرفتند. و من
[١] - شرح نهج البلاغة ج ١ ص ١٣٨- ١٣٩.
[٢] - سوره انفال ٨: ٢٥.