ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧
فصل دوم: مسأله امامت در مكتب تشيّع
امامت يكى از مسائل اساسى و زيربنايى مذهب تشيّع است. امامت از ديدگاه تشيّع، زعامت و رهبرى امّت در امور معاش و معاد مىباشد[١] كه مسألهاى سياسى- دينى بشمار مىرود و از روز نخست، شيعه بر آن پايدار مانده و پيوسته در حال مبارزه با سلطههاى جور بوده است.
امام، از نظر شيعه يك رهبر سياسى و پيشواى دينى به حساب مىآيد كه هردو سمت را باهم جمع كرده و هردو جهت را عهدهدار است.
شيعه از روز نخست، در تمامى حركتها و اقدامات سياسى خود، حتى مانند پذيرفتن زمامدارى و ولايت از جانب خلفاى وقت، از امام معصوم عصر خويش دستور مىگرفتند، يا رخصت دريافت مىداشتند و اين بدين معنى بود كه امام عصر خويش را رهبر سياسى به حق مىدانستند. و امامان نيز همواره خلفا را غاصب حقّ خويش مىشمردند.
پيامبر اسلام، با بدست آوردن قدرت و نيروى مردمى، دو عمل سياسى چشمگير انجام داد، يكى تشكيل امّت و ديگر تسيس دولت.
پيامبر اسلام با مطرح كردن برادرى اسلامى، يك وحدت ملّى منسجم و
[١] - علامه حلّى در باب حادى عشر- فصل ششم- گويد:« الإمامة رئاسة عامّه فى أمور الدين و الدنيا ... نيابة عن النبى صلّى اللّه عليه و اله- و هى واجبة عقلا، لأن الإمامة لطف ... و هو واجب( على اللّه) ...