ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤
امام عليه السّلام به گله گوسفندانى- كه چهل عدد بودند- اشاره فرموده، و مىفرمايد:
اگر به اندازه اين گوسفندان ياور داشتم، هر آينه به حكم وظيفه، قيام مىكردم و در بدست گرفتن زعامت امّت مىكوشيدم.
٥- جايگاه عقل در انديشه سياسى اسلام
عقل در انديشه سياسى اسلام، جايگاه بلندى دارد و اصولا عقل و خرد و انديشه در تنظيم حيات اجتماعى اسلامى، نقش اساسى را ايفا مىكند.
عقل در اينجا به معناى شيوه .. عقلائى است كه مورد پسند شرع قرار گيرد.
شرع، در تنظيم حيات اجتماعى، يك سرى اصول و قواعد كلى- كه پايههاى ضمانت عدل اجتماعى است- ارائه مىدهد. ولى نحوه تنظيم آن را به عرف عقلا واگذار مىكند، تا آنچه متعارف عقلاى جهان است و مورد پسند آنان قرار گرفته، و با مبانى شرع منافات نداشته باشد، بكار گيرند.
«فبشّر عباد الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه»[١].
نويد ده بندگان صالح ما را، كه پيوسته به دنبال شيوههاى نيك بوده، و بهترين را بر مىگزينند.
لذا پىجور شدن تا شيوههاى خردپسند را به دست آوردن، و بهترين آنها را- كه با مبانى عقيدتى و مقوّمات ملّى منافات نداشته باشد- برگزيدن، اين انتخاب است نه تقليد، و اين شيوه پسنديده شايستگان است.
گسترش و پيشرفت جوامع بشرى، همگام با رشد و تكامل عقل انسانها است. و اسلام نه تنها جلوى پيشرفت و رشد عقل را نگرفته، بلكه در تكامل و فزونى آن كوشيده است. و اساسا عقل را مايه تكامل و رشد انسانى مىداند. ولى همواره او را از رهنمودهاى شرع بىنياز نمىداند. زيرا انسان در هر حال اسير خواستههايى است كه احيانا او را از مرتبه عالى انسانيت سقوط مىدهد. و اين شرع است كه به كمك عقل شتافته، او را از سقوط نگاه مىدارد.
ازاينرو، طرح شعار استقلال عقل، و بىنيازى او از رهنمود شرع، شعار گمراه كننده است.
[١] - سوره زمر ٣٩: ١٧.