ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠
«و ابتغ فيما آتاك اللّه الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا»[١].
با آنچه در اختيار دارى در راه بدست آوردن سعادت اخروى پوينده باش، ولى بهره خود را ازاين حيات ناديده نگير.
اسلام همانند ديگر اديان به جا مانده، دين مردگان نيست، تا با زندگى انسانها كارى نداشته باشد. اسلام يك شريعت است كه راه و روش و رفتار انسان را در اين زندگى تنظيم مىكند.
البته با جزئيات كارى ندارد و تنها اساسنامههاى كلى (ضوابط و قواعد عامّه) را ارائه داده، تا در سايه اين رهنمودها، جامعه به سلامت راه خود را طى كند.
و خواهيم گفت كه اسلام يك نظام است و اين نظام أساسنامه دارد و شرائط مسؤوليّت اجرايى اين نظام ضرورتا در متن. ساسنامه آمده است.
٣- سياست به معناى نادرست آن
سياستى را كه در اين زمينه مطرح مىكنند، عبارت است از يك سرى نيرنگها و دسيسهها كه سياستمداران امروز بكار مىگيرند و در راه پيشرفت اهداف سلطه جويانه خود، از هرگونه ظلم و تجاوز و حقكشى دريغ نمىورزند و در صورت ضرورت از ابزرا زور و قدرت نظامى نيز استفاده مىكنند و طبق قانون «الغاية تبرّر الواسطة» (هدف وسيله را توجيه مىكند) به هر كارى- هرچند پست و شرمآور باشد- دست مىزنند.
در جهان امروز سياستمدار ورزيده به كسى مىگويند كه در طرح نقشهها براى رسيدن به اهداف سياسى، ماهرتر باشد. هرچند عدالت اجتماعى پايمال گردد.
ازاينرو به معاويه «داهية العرب» مىگفتند. زيرا در مكر و حيله و طرح نقشههاى شوم، سرآمد عرب بود.
سياست به اين معنى با روح دين و شريعت در تضادّ است.
حضرت امير عليه السّلام مىفرمايد:
«و اللّه ما معاوية بأدهى منّى، و لكنه يغدر و يفجر، و لو لا كراهيّة الغذر لكنت أدهى الناس»[٢].
[١] - قصص ٢٨: ٧٧.
[٢] - نهج البلاغة خطبه: ٢٠٠.