ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٨
جسمى جاى گرفته، يعنى از محدوده جسميت فراتر است، ولى ائمّه از خداوند مىخواهند و او مىآفريند و روزى مىدهد، تا درخواست آنان را اجابت كرده باشد و مقام آنان را بزرگ شمرده باشد.
درباره اينروايت، نكتههايى در خور توّجه است:
اولا كتاب احتجاج داراى اعتبا نيست و تا كنون نويسنده آن ناشناخته است!
ثانيا راوى خبر «على بن احمد بن دلال» فردى مجهول و ناشناخته است!
ثانيا متن روايت، تا حدودى قابل قبول است، زيرا قائل به تفويض نمىگويد كه ائمه يا اولياى صالحين از پيش خود و با توانائى شخصى و بهطور استقلال چنين كارهايى انجام مىدهند. بلكه مىگويد، اينان با إذن و حول و قوه الهى چنين كارهايى انجام مىدهند. يعنى خداوند به آنانان عنايت خاص داشته هرچه را بخواهند انجام مىدهد.
كوتاه سخن آنكه ائمه و اولياى صالحين، آن اندازه نزد خداوند، قرب و منزلت دارند كه اگر چيزى را بخواهند انجام گير، خداوند عنايت كرده، آن را تحقّق مىبخشد و مقام والاى آنان را محترم مىشمارد.
به عبارت روشنتر ائمه و اولياى صالح خداوند، آن توانايى را دارند كه در خلق و تقدير، آنچه را بخواهند انجام دهند، البته اين توانايى را خداوند به آنان عنايت كرده و نيز كار انجام شده با اذن و اراده خداوند انجام مىشود در نتيجه، آنچه را كه ولىّ صالح بخواهد بشود مىشود، گرچه انجامدهنده در حقيقت خدا است.
خداوند، مرده زنده كردن و شفا دادن مريض را به عيسى نسبت مىدهد گرچه با اذن او انجام مىگرفته:
«و تبرى الأكمه و الأبرص بإذنى و إذ تخرج الموتى باذنى»[١].
و تصريح اين آيه، كارهايى كه در آن ذكر شده، كار عيسى عليه السّلام است، زيرا عيسى عليه السّلام مىخواهد و انجام مىشود، گرچه با اذن الهى انجام مىگيرد.
شيخ صدوق دامه اللّه در كتاب «اعتقادات» از زراره روايت مىكند كه:
به امام صادق عليه السّلام گفتم مردى از فرزندان «عبد اللّه بن سبأ» قائل به «تويض» است! فرمود: تفويض چيست؟ گفتم: مىگويد خداوند محمّد و على عليهم السّلام را آفريد، آنگاه آنان خود آفريدند و روزى دادند و ميراندند و
[١] - مائده ٥: ١١٠.