ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٤
نداشته باشد، بيان نشده است. همچنين از فرق ميان اين تفويض با تفويض نادرست و مستحيل، سخنى نيامده است. بلكه از سخنان آنان و بويژه مرحوم مجلسى قدّس سرّه چنان بدست مىآيد كه اگر ايجاد و مرگ و زندگى و روزى را يكسره به دست كسى جز حق تعالى بدانيم، اين تفويض است و مدّعى آن كافر است كه هيچ خردمندى در كفر او شك ندارد.
اين بزرگواران «كرامات» و «معجزات» را يكسره از باب پذيرش درخواست دانستهاند و حق تعالى را فاعل واقعى آنها مىدانند، ولى واگذارى تعليم و تربيت بندگان و تفويض حق بخشيدن يا نبخشيدن «انفال» و «خمس» و تشريع برخى از احكام را به ائمه عليهم السّلام صحيح مىشمارند. و اين موضع از موضوعاتى است كه كمتر درباره آن تنقيح شده يا ميزان درستى براى آن گفته شده و بيشتر، تنها گوشهاى از مسأله مورد بررسى و كاوش قرار گرفته است.»
آنگاه به اختصار به تحقيق درباره اين مسأله مىپردازد و مىنويسد:
«بايد دانست كه در «تفويض» به معناى نادرست آن- يعنى مغلوليّت (بسته بودن) دست خداوند در كار تدبير و تقدير، و تأثير اراده عبد به گونه مستقلّ- فرقى ميان امور خرد و كلان نيست و همانگونه كه مرگ، زندگى، هستى، نيستى و دگرگونى عنصرها به هيچ موجودى واگذار نشده است، حركت دادن پركاهى نيز به كسى تفويض نشده است. بلكه همه موجودات مسخّر اراده كامله حضرت حقاند و هيچگونه استقلالى در كارى ندارند و همه آنها در هستى و در تكامل هستى خود و در حركات و سكنات و اراده و توان، نيازمند و فقير بلكه فقر محض و محض فقرند.
همچنانكه در امكان انجام كارها بدست مخلوق، با قيموميّت حق و به گونه غير مستقل و در پرتو نفوذ اراده الهى در همه زمينهها فرقى ميان كارهاى كوچك و بزرگ نيست. همانگونه كه ما بندگان ناتوان بر كارهاى كوچك توانمنديم، بندگان خاصّ خداوند و فرشتگان مجرّد بر كارهايى سترگ، همانند مرگ، زندگى، روزى، هستى و نيستى قدرت دارند. و همانگونه كه «فرشته مرگ» مأمور به ميراندن است و ميراندن او از مقوله