ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٢
در عرصه طبيعت از طريق اسباب و مسبّيات بر سرتاسر هستى گسترش مىدهد، فرشتگان را نيز هريك مأمور تدبير گوشهاى از جهان تقدير نموده است. لذا از ملائكه به «مدبّرات» ياد نموده است: «فالمدبّرات أمرا»[١]. زيرا به هريك، تدبير گوشهاى از جهان را محوّل نموده است. ولى چون هريك مأمورند و دستور را اجرا مىسازند، ازاينرو مدبّر اصلى ذات حق است و هريك از اسباب و عوامل طبيعى يا فرشتگان، طريق و وسيله اجراى تدبير الهى هستند.
لذا درباره فرشته مرگ (ملك الموت) كه مأمور قبض ارواح است، در عينحال كه او را قابض ارواح ياد كرده، خود را قابض اصلى مىداند. و او را تنها مجرى دستور دانسته است.
در آيهاى فرموده است:
«قل يتوفّاكم ملك الموت الذى وكّل بكم».[٢] و در جاى ديگر مىفرمايد:
«اللّه يتوفى الأنفس حين موتها».[٣] ازاين جهت، تفويض در تدبير، كاستى در تدبير الهى ايجاد نمىكند و خللى در «ربّ العالمين» بودن پروردگار جهان وارد نمىسازد. زيرا بازگشت همه كارهابه اوست و هيچكس و هيچ چيز در تدبيرى كه بر عهده دارد، استقلال ذاتى ندارد و در تفويض نيز استقلال كامل ندارد.
اينك اين پرسش پيش مىآيد كه همانگونه كه فرشتگان و علل و اسباب طبيعى واسطه در تدبير قرار گرفتهاند و اين نوعى تفويض غير استقلالى بهشمار مىرود، آيا امكان دارد اينگونه تفويض در امر تدبير، به اولياى مقرّب الهى نيز ارزانى گردد؟
براساس روايات وارده و تعاليم صادره از خاندان عصمت و طهارت، پاسخ، مثبت است.
و همانگونه كه تفويض گوشههايى از تدبير جهان هستى به فرشتگان مربوطه، با توحيد ربوبى منافات ندارد و مستقل ندانستن آنها مشكل را حل مىكند، همينگونه تفويض به اولياى مقرّب الهى با توجه به عدم استقلال آنان، با شمول توحيد ربوبى
[١] - نازعات ٧٩: ٥.
[٢] - سجده ٣٢: ١١.
[٣] - زمر ٣٩: ٤٢.