ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٣
آرى دو روايت ياد شده تنها جنبه ماليات داشته كه در جاى خود از آن بحث نمودهايم.
تشريع در چارچوب فقاهت
كتاب ياد شده كه حق تشريع را به عهد رسالت اختصاص داده و أئمّه را صرفا ناقلان حديث و بيانكنندگان احكام از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله دانسته، با اين مزيّت كه در نقل و بيان اشتباه نمىكردند، طبعا حق هرگونه تشريع را از فقها به طريق اولى سلب نموده. و مسأله «تفويض أمر التشريع فى ما لا نصّ فيه»[١] را ويژه فقه اهل سنّت گرفته، فقهاى شيعه را با اساس اين مسأله مخالف دانسته است.[٢] يادآور مىشويم: تشريع در حبطه فقاهت دوگونه است:
١- استنباط ملاكات قطعى احكام[٣]، كه مناط قطعى موضوع حكم شرعى مشخص مىگردد و براساس اين تشخيص، دائره حكم توسعه يا تضييق مىيابد. لذا حكم مترتب از محدوده عنوان مطرح شده در موضوع، فراتر رفته يا تنگتر مىگردد.
٢- تشريع و قانونگذارى در پيشآمدها كه طبق مقتضيه، و بر حسب شراط زمانه، تغييرپذير است.
تشخيص اينگونه موارد و تعيين احكام مربوطه، شرعا به فقها واگذار شده، تا در سايه «قواعد عامه» و ضوابط اصلى شريعت، حكم هريك از وقايع رخداده را روشن سازند و با نام «الحوادث الواقعه» در توقيع شريف از آن ياد شده است.
اينگونه مصالح پيشآمده را مصالح مقتضيه (يا مصالح مرسله، طبق اصطلاح فقه اهل سنت) مىخوانيم و احكام مترتّب بر آن را احكام متغيّر مىناميم.
در مقابل احكام ثابته كه بر مصالح هميشگى استوار است و مصالح هميشگى تنها در چارچوب علم و اختيار اهل عصمت قرار دارد.
اكنون، شرح اين اجمال:
[١] - يعنى: مواردى كه دستورى بالخصوص درباره آن نرسيده، ولى مىتوان در سايه قواعد و ضوابط كلّى، حكم آن را مشخصّ نمود. و از آن، با« مصالح مرسله» نيز ياد مىشود.
[٢] - پيام قرآن ج ١٠ ص ١٠٦- ١٠٧.
[٣] - مقصود از ملاك حكم- در اينجا- همانگونه كه اشاره شد، مناط قطعى حكم است كه موضوع اصلى حكم شرعى را تشكيل مىدهد و حكم مترتب، دائر مدار وجود و عدم آن است.