ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٩
«علّمنى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله ألف باب من العلم، يفتح لى من كل باب ألف باب»[١].
مقصود از هزار باب علم، همان معيارهاى كلّى دينى است كه زيربناى هزاران حكم و مسأله شرعى مىباشد.
بويژه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله دستور داشت تا على عليه السّلام را تربيت كند و اسرار الهى را به او بياموزد و خود در اين زمينه به على عليه السّلام فرمود:
«إنّ اللّه أمرنى ان أدنيك و لا أقصيك، و أن أعلّمك و لا أجفوك. فحقيق عليّ أن أعلّمك، و حقيق عليك أن تعى»[٢].
خداوند مرا دستور داده تا تو را به خود نزديك كنم و دور ننمايم، و تو را تعليم دهم و چيزى را از تو دريغ ندارم. پس بر من شايسته است تا تو را آموزش دهم، در اينباره مىگويد:
«و ما ترك شيئا علّمه اللّه من حلال و لا حرام، و لا أمر و لا نهى، كان او يكون، و لا كتاب منزل على أحد قبله من طاعة أو معصية، إلّا علّمنيه و حفظته، فلم أنس حرفا واحدا. ثم وضع يده على صدرى و دعا اللّه لى أن يملأ قلبى علما و فهما و حكما و نورا.
فقلت: يا نبى اللّه- بأبى أنت و أمّى- منذ دعوت اللّه لى بما دعوت، لم أنس شيئا، و لم يفتنى شيئ لم أكتبه. أفتتخوّف علىّ النسيان فيما بعد؟
فقال: لا، لست أتخوّف عليك النسيان و الجهل ...»[٣].
پيامبر چيزى از حلال و حرام يا امر و نهى در گذشته و آينده كه خدا به او آموخته بود با كتابى كه پيش از او بر كسى نازل شده بود فروگذار نكرد و همه را به من آموخت و من به ياد سپردم و حرفى از آن را از ياد نبردم.
آنگاه دست خود را بر سينه من نهاد و از خدا خواست تا سينه مرا پر از دانش و فهم و حكمت و نور گرداند.
پس گفتم: اى پيامبر خدا- پدر و مادرم فدايت باد- از آن هنگام كه از خداوند آن درخواست را نمودى، هيچ چيزى را فراموش نكردم و هيچ
[١] - از احاديث متواتره است كه علّامه مجلسى يك باب را در بحار الانوار بدان اختصاص داده است، ج ٤٠ ص ١٢٧- ٢٠٠
[٢] - المعيار و الموازنة- اسكافى- ص ٣٠١
[٣] - كافى شريف ج ١ ص ٦٤