ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٦
مدينه بنشيند و براى مردم فتوى دهد، زيرا دوست دارد كه در ميان پيروان اهل بيت كسانى مانند أبان باشند كه به خوبى بتوانند مرجعيّت فتوايى مردم را بر عهده گيرند.
همچنين راجع به يونس بن عبد الرحمان، على بن حديد، زكريّا بن آدم، محمد بن مسلم ثقفى، زرارة بن اعين، ابو بصير ليث مرادى، بريد بن معاويه عجلى و ...
دستور مراجعه به آنان داده شده و از آنان با عنوان «أمناء على حلال اللّه و حرامه» ياد فرمودهاند. و نيز درباره آنان آمده:
«لو لا هؤلاء لاندرس الدين»[١].
اگر آنان نبودند، شريعت فرو مىپاشيد.
اين همه كنايه از آن است كه اين بزرگواران با فهم و درايت سرشار خود، گفتارها و گفتوشنودهاى أئمه اطهار عليهم السّلام را كه به صورت پراكنده و در موارد مختلف ايراد شده بود، جمعآورى كرده، جمع و تفريق و معادله كامل آنها را بدست آورده، ضوابط و قواعد شريعت را بر آن اساس تنظيم نمودهاند و آن را از تشتّت و پراكندگى درآورده و نظم و ترتيب منسجمى و ساختار شكوهمندى از شريعت ارائه نمودهاند
لذا ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود:
«لو لا زرارة و نظراؤ، لظننت أنّ أحاديث أبى ستذهب»[٢].
و اين، خود مىرساند كه اين فرزانگان، داراى قدرت اجتهادى نيرومند و در سطحى بالا از فقاهت بودند و پيوسته اينگونه فرهيختگان، مرجعيّت امّت را در تمامى ابعاد شريعت تشكيل مىدهند.
خلاصه آنكه جمع و تفريق و ايجاد معادله ميان كلمات و گفتارهاى معصومين عليهم السّلام، كارى تخصّصى و فوق العاده دقيق است كه شايستگى چنين كارى را اجتهاد و فقاهت مىگويند و همين قدرت اجتهاد، صلاحيّت مرجعيّت را ايجاب مىكند و اين شيوه (سيره مستمره) پيوسته ادامه دارد و مورد رضايت و خوشنودى أئمه اطهار عليهم السّلام قرار گرفته است.
توقيع شريف: «و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا ..»[٣]- كه در رابطه با دوران غيبت آمده- اشاره به ادامه همين شيوه مرضيّه است كه همچنان مرجعيّت
[١] - رجوع شود به وسائل ج ٢٧ ص ١٤٤ باب ١١ ابواب صفات القاضى.
[٢] - وسائل ج ٢٧ ص ١٤٢ رقم ١٦.
[٣] - وسائل ج ٢٧ ص ١٤٠ رقم ٩.