ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٩
دلائلى از قرآن كريم
در قرآن كريم، موضوع حكومت «اللّه» در مقابل حكومت «طاغوت» در سطحى وسيع مطرح گرديده و انبياء و شرايع آمدهاند تا حكومت طاغوت را در هم شكنند و حكومت «اللّه» را جهان شمول نمايند. و جايگزينى حكومت «اللّه» به جاى حكومت «طاغوت» به آن است كه كسانى كه جنبه الهى دارند و با نام خليفه اللّه فى الارض مطرحاند، حكومت كنند و دست طاغوت را از حاكميت كوتاه سازند.
تمامى انبياى عظام به حكم نبوّت و خلافت الهى، حقّ حاكميّت دارند و پيامبرانى كه امكانات برايشان فراهم بود، به اقتضاى مقام و حق نبوّت، رهبرى سياسى امّت خويش را بر عهده گرفته بودند، مانند حضرت موسى عليه السّلام كه مادام الحياة، سياست و رهبرى بنىاسرائيل را بر عهده داشت و همچنين حضرت داود و پس از وى فرزندش حضرت سليمان، براساس حق نبوّت بر مردم حكومت مىكردند:
«يا داود طنا جعلناك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحق، و لا تتّبع الهوى فيضلّلك عن سبيل اللّه، إنّ الذين يضلّون عن سبيل اللّه لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب»[١].
خداوند در اين آيه خطاب به حضرت داود مىفرمايد:
ما تو را خليفه و جانشين خود در زمين قرار داديم، پس حاكميّت خود را براساس حق و عدالت استوار نما، و زنهار كه در پى خواستههاى خود باشى كه تو را گمراه مىكند. كسانى كه از راه حق جدا گشته و به بيراهه مىروند به سختترين دشواريها دچار مىگردند، زيرا روز بازرسى را فراموش كردهاند.
ذيل آيه هشدار به تمامى دولتمردان است، تا مبادا مصالح امّت را ناديده گرفته و مصلحت خويشتن را در نظر گيرند و خدا را كه شاهد و ناظر است فراموش كنند.
برخى در استدلال به اين آيه در رابطه با حكومت دينى خدشه كردهاند كه مقصود آيه، قضاوت به حق است و نه حكومت. درصورتىكه لحن آيه عام است، بويژه با توجّه به تفريع حق حكومت بر مسأله خليفة اللهى، كه نمىتواند تنها به يك بعد قضيّه نظر داشته باشد.
[١] - سوره ص ٣٨: ٢٦.