ولايت فقيه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١١
عدالت باشد و احكام اسلامى را بدون كموكاست اجرا نمايد و بدين جهت است كه افزون بر علم و اقتدار، عدالت و تقوا نيز در مقام رهبرى شرط است.
او همچنين در مقابل ملّت نيز مسؤوليّت دارد و بايد جوابگوى نيازهاى عمومى باشد و در تأمين مصالح همگانى در همه زمينهها بكوشد و اگر كوتاهى كند يا كوتاه آيد و نتواند از عهده آن برآيد، از جانب مردم به وسيله خبرگان منتخب آنان بركنار مىشود كه در اصل يكصدويازدهم قانون اساسى شرح آن آمده است.
امام امير مؤمنان عليه السّلام در رابطه با حقّ متقابل رهبر و مردم و مسؤليّتى كه در مقابل يكديگر دارند، مىفرمايد:
«أيها النّاس إنّ لي عليكم حقّا، و لكم علىّ حقّ. فأمّا حقّكم عليّ فانصيحة لكم، و توفير فيئكم عليكم، و تعليمكم كى لا تجهلوا. و تأديبكم كيما تعملوا. و أمّا حقّى عليكم فالوفاء بالبيعة، و النصيحة فى المشهد و المغيب. و الإجابة حين أدعوكم. و الطاعة حين آمركم»[١].
اى مردم، همانگونه كه من بر شما حقى دارم، شما نيز بر من حقى داريد.
حق شما بر من آن است كه هيچگاه از رهنمودهاى خالصانه دريغ نورزم و در تأمين رفاه زندگى شما بكوشم و در تربيت و تعليم همگانى كوتاهى نكنم.
امام عليه السّلام در اين سخن، سه موضوع مهم را مطرح مىكند:
١- رهنمودهاى خالصانه، پدرانه و حكيمانه، بدون جهتگيرى. كه همه آحاد ملّت مدّنظر باشند.
٢- تأمين رفاه در زندگى در سطح عموم و ايجاد اشتغال و رونق دادن به كشت و كار و صنعت و تجارت و بالا بردن سطح درآمدها.
٣- تعليم و تربيت به صورت فراگير و فراهم نمودن امكانات پيشرفت بسوى مداجر عاليه دانش و ايجاد پژوهشگاههاى علمى در تمامى زمينهها. البته اين با قطع نظر از ديگر وظايف نظام حكومت اسلامى از قبيل حراست از سرزمين اسلامى و ثروت ملّى و ارزشهاى دينى و فرهنگى و نيز بالا بردن توان سياسى و نظامى و اقتصادى كشور است كه در ديگر كلمات مولا امير مؤمنان عليه السّلام آمده است.
و اما حق رهبر بر ملّت، يعنى مسؤوليّت امّت در مقابل دولت حاكم، اين است كه
[١] - نهج البلاغة: خطبه ٣٤( صبحى صالح) ص ٧٩.