ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٦٥ - مسأله ٣١ - اگر در اينكه به حد ترخص رسيده، شك نمايد
را- نه شبح آن را- نبيند و احتياط آن است كه هر دو (نشنيدن اذان و نديدن ديوار) حاصل شود و اين احتياط ترك نشود و معتبر است كه نشنيدن اذان و نديدن ديوار بخاطر دور شدن از محل باشد نه بخاطر عوارض ديگر.
(١)
مسأله ٢٦- در تقصير (و شكسته خواندن نماز مثلا)، رسيدن به محلّ ترخّص معتبر است
اگر كه [شروع] مسافرت از شهرش باشد، ولى در مسافرت از محلّى كه ده روز در آن اقامت داشته و از محلّى كه سى روز با ترديد در آن اقامت داشته است، آيا رسيدن به حدّ ترخّص معتبر است يا نه؟ مورد تأمّل است و در هر دو مراعات احتياط ترك نشود.
(٢)
مسأله ٢٧- همانطورى كه رسيدن به حدّ ترخّص در ابتداى مسافرت از شروط قصر است
، همچنين حكم مسافرت در برگشتن از سفر با رسيدن به حدّ ترخّص از بين مىرود، لذا واجب است كه تمام بخواند و احتياط، مراعات از بين رفتن هر دو علامت است و احتياط بهتر آن است كه تا وارد شدن به منزل نماز را به تأخير بيندازد و (يا) اگر بعد از رسيدن به حدّ ترخّص نماز مىخواند، جمع بين قصد و تمام نمايد و امّا نسبت به محلى كه قصد دارد، ده روز در آنجا بماند، آيا حدّ ترخّص در آن معتبر است كه با رسيدن به آن حدّ، حكم سفر از بين برود، يا معتبر نيست، مورد اشكال است و نبايد احتياط ترك شود [يعنى] يا نماز را تا خود محلّ تأخير بيندازد يا بعد از رسيدن به حدّ ترخّص، جمع بخواند.
(٣)
مسأله ٢٨- معيار آن است كه چشم بيننده و گوش شنونده [معتدل باشد]
و صداى گوينده اذان و هوا، متوسط و معتدل باشد.
(٤)
مسأله ٢٩- بنابر اقوا ميزان نشنيدن اذان آن است كه تشخيص داده نشود
كه اذان است يا غير آن و در موردى كه تشخيص داده مىشود كه اذان است، و لكن جملهها و فصلهاى آن مشخص نمىشود، سزاوار است احتياط شود و نيز در موردى كه نشنيدن به آن حدّ نرسيده كه بطور كلى صدا شنيده نشود، سزاوار است احتياط شود.
(٥)
مسأله ٣٠- در جايى كه نه خانه است و نه ديوار
، بايد آنها را فرض كرد، بلكه در خانههاى باديهنشينان و مانند آنان از كسانى كه خانههاشان ديوار ندارد، احتياطا بايد همين فرض را نمود.
(٦)
مسأله ٣١- اگر در اينكه به حدّ ترخّص رسيده، شك نمايد
، بايد بنا را بر عدم آن بگذارد. پس در فرض رفتن، تمام و در برگشتن، قصر واجب است، مگر آنكه محذور و مانعى پيش بيايد، مثل آن كه با علم اجمالى يا تفصيلى كه بر بطلان نمازش پيدا كرده، مخالف باشد، مانند اينكه در موقع رفتن، در جائى كه شك دارد، حدّ ترخّص است نماز ظهر را تمام بخواند و بخواهد موقع برگشتن، نماز عصر را در همانجا شكسته بجا بياورد.