ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٨١ - مقدمه ششم
(١) و از آن جمله- كسى كه در مسجدى نماز بخواند كه در آن مسجد نماز جماعت، خوانده شده و هنوز جماعت، متفرق نشده است. خواه به قصد نماز جماعت آمده باشد يا نه و خواه امام جماعت شود يا مأموم و يا فرادا بخواند.
بنابراين اگر جماعت، متفرق شده يا از نماز و تعقيبات آن اعراض كرده (فارغ شده) باشند هر چند كه هنوز در آنجا باشند اذان و اقامه از او ساقط نمىشود كما اينكه اگر جماعت قبلى، اذان و اقامه نگفته باشد و لو به اين جهت كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده و به آن اكتفا كرده باشند، اذان و اقامه (از اين شخص تازه وارد) ساقط نمىشود و همچنين اذان و اقامه از اين شخص در صورتى كه نماز جماعت از جهت آنكه امام جماعت عادل نبوده و مأمومين هم آن را مىدانسته و يا به علت ديگرى، باطل باشد، ساقط نمىشود و همچنين در صورتى كه جاى نماز جماعت با جاى خواندن نماز اين شخص، عرفا يكى نباشد، اذان و اقامه ساقط نمىشود، مثل اينكه يكى داخل مسجد باشد و ديگرى پشت بام آن، يا يكى خيلى از جاى ديگرى دور باشد و آيا اين حكم (سقوط اذان و اقامه) اختصاص به مسجد دارد يا در غير مسجد هم جريان دارد؟ مورد اشكال است بنابراين احتياط واجب اينست كه در هر حال، در مسجد و غير آن (با شرائط مذكور)، اذان و اقامه گفته نشود بلكه بعيد نيست كه حكم سقوط، اختصاص به مسجد نداشته باشد و همچنين بايد احتياط ترك نشود در جائى كه نماز اين شخص و جماعت، هر دوشان ادائى نباشد به اينكه يكى يا هر دو آنها نماز قضاء باشد چه از خود يا از ديگرى، تبرعا يا استيجارى، (اذان و اقامه گفته نشود). و همچنين است كه بايد احتياط ترك نشود در جائى كه دو نماز، وقتشان يكى نباشد مثل اينكه نماز جماعتى كه قبلا خوانده شده نماز عصر بوده و اين شخص مىخواهد نماز مغرب بخواند، (اذان و اقامه گفته نشود). و در اينگونه موارد مشكل، اگر اذان و اقامه را به قصد رجاء بگويد اشكالى ندارد.
(٢)
مقدمه ششم
(٣) سزاوار است كه نمازگزار در سرتاسر نماز چه افعال و چه اذكار نماز، حضور قلب داشته باشد كه همانا فقط آن مقدار از نماز برايش حساب مىشود كه در آن، با حضور قلب باشد، و حضور قلب يعنى كاملا به نماز و آنچه را در آن مىگويد، توجه داشته باشد. و به حضرت معبود جلّ جلاله كاملا متوجه باشد و بخواهد كه عظمت و جلال و هيبت او را درك كند. و قلب خود را از غير او خالى نمايد. پس خود را در پيشگاه فرمانرواى كل هستى و بزرگ بزرگان مىبيند كه او را خطاب كرده و با او مناجات مىنمايد. و وقتى كه چنين حالتى را در خود بيابد در دل او هيبتى مىافتد كه او را تكان مىدهد. سپس خود را در اداى حق خداى تعالى مقصّر مىبيند و در نتيجه خوف او در دلش قرار مىگيرد و پس از آن به رحمت واسعه حق مىنگرد. و اميدوار به پاداش نيك او مىشود. و نتيجه اين مىشود كه حالتى بين خوف و رجاء برايش پيدا مىشود و اين صفت «كاملين» است و