ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٤٧ - مسأله ٢ - بنابر اقوا نماز غفيله مستحب است
(١) و نماز مستحبى بيشتر از آنست كه شمرده شود. و از آن جمله نوافل يوميه است كه هشت ركعت براى نماز ظهر قبل از نماز ظهر، و هشت ركعت براى نماز عصر قبل از نماز عصر، و چهار ركعت براى نماز مغرب بعد از آن، و دو ركعت نشسته براى نماز عشا بعد از آن كه يك ركعت محسوب مىشود، و به نام و تيره است، و وقت اين نوافل تا وقت صاحب آنها (يعنى ظهر، عصر، مغرب، و عشاء) مىباشد. و دو ركعت براى نماز صبح قبل از آن است. و وقت اين دو ركعت از فجر اول (سپيده كاذب) است و تا وقتى كه تا طلوع سرخى (طرف مشرق)، فرصت براى خواندن نماز صبح داشته باشد، ادامه دارد. و جايز است با نماز شب قبل از طلوع فجر و لو در وقت نصف شب خوانده شود. و حتى بعيد نيست كه وقت نافله نماز صبح بعد از گذشتن مقدار وقت خواندن نماز شب از نيمه شب، باشد. و ليكن احتياط آنست كه قبل از فجر اول خوانده نشود مگر آنكه با نماز شب خوانده شود و يازده ركعت نافله شب است كه هشت ركعت آن نماز شب سپس دو ركعت نماز شفع و بعد از آن يك ركعت نماز وتر است، و نماز وتر با نماز شفع فضيلتدارترين قسمت نماز شب است و نافله نماز صبح از وتر و شفع، افضل است. و اكتفاء به نماز شفع و وتر بلكه در تنگى وقت به نماز وتر فقط جايز است ولى خواندن تنها نماز وتر در غير تنگى وقت بايد به قصد رجاء باشد و وقت نافله شب از نصف شب تا سپيده صادق است. و وقت سحر آن افضل از بقيه است. و سحر تمام ثلث آخر شب است و فضيلتدارترين قسمت آن، زمانى است كه نزديك به سپيده صادق باشد. و افضل از آن آنست كه (يازده ركعت بر تمام وقت نافله شب)، پخش شود كما اينكه روش پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) چنين بود. بنابراين تعداد نوافل- با يك ركعت شمردن و تيره- سى و چهار ركعت مىشود كه دو برابر عدد ركعات نمازهاى يوميه است. و در مسافرتى كه موجب قصر است، هشت ركعت نافله ظهر و هشت ركعت عصر ساقط مىشود ولى بقيه نوافل باقى مىماند. و احتياط آنست كه و تيره به قصد رجاء خوانده شود.
(٢)
مسأله ٢- بنابر اقوا نماز غفيله مستحب است.
و جزء نوافل رواتب يوميه نيست و آن دو ركعت است كه بنابر اقوا بين نماز مغرب و وقتى كه سرخى طرف غرب، از بين برود خوانده مىشود، در ركعت اول آن بعد از سوره حمد «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» و در ركعت دوم آن بعد از حمد «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ» خوانده مىشود. سپس دستها