ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین)
(١)
مقدمه تحقيق
٣ ص
(٢)
اجتهاد و تقليد
٥ ص
(٣)
مسأله 1 - عمل به احتياط
اگر چه موجب تكرار هم باشد بنابر اقوا جايز است
٥ ص
(٤)
مسأله 2 - تقليد عملكردنى
است كه مستند به فتواى فقيه معينى باشد
٥ ص
(٥)
مسأله 3 - مرجع تقليد بايد
عالم، مجتهد، عادل و با ورع 1 در دين خدا باشد
٥ ص
(٦)
مسأله 4 - مقلدى كه از
مجتهد زنده تقليد نموده مىتواند به مجتهد زنده ديگرى كه با او مساوى است، عدول
نمايد
٥ ص
(٧)
مسأله 5 - تقليد فقيه اعلم
در صورت امكان، بنابر احتياط، واجب است
٧ ص
(٨)
مسأله 6 - اگر مقلد نتواند
اعلم را كه منحصر به يكى از دو نفر است، تشخيص دهد
٧ ص
(٩)
مسأله 7 - در مسأله وجوب
تقليد اعلم، شخص عامى بايد از اعلم تقليد نمايد
٧ ص
(١٠)
مسأله 8 - اگر دو مجتهد از
نظر علمى مساوى باشند
٧ ص
(١١)
مسأله 9 - شخص عامى در طول
مدتى كه از مجتهد يا اعلم فحص مىكند، بايد احتياط كند
٧ ص
(١٢)
مسأله 10 - تقليد از غير
اعلم در مواردى كه فتواى او با فتواى اعلم موافق باشد جايز است
٧ ص
(١٣)
مسأله 11 - در مسألهاى كه
اعلم فتوا ندارد، رجوع به غير اعلم جايز است
٧ ص
(١٤)
مسأله 12 - اگر مقلد از
كسى كه صلاحيت فتوا دادن نداشته تقليد نمايد
٧ ص
(١٥)
مسأله 13 - تقليد ميت
ابتداء جايز نيست
٩ ص
(١٦)
مسأله 14 - اگر مجتهدى كه
مقلد از او تقليد مىنمود فوت نمايد
٩ ص
(١٧)
مسأله 15 - كسى كه از طرف
مجتهد اذن يا وكالت دارد كه در وقفها، وصيتها و اموال قصر 4 تصرف نمايد
٩ ص
(١٨)
مسأله 16 - اگر مقلد عبادت
يا عقد و يا ايقاعى 6 را بر طبق فتواى مرجع تقليدش انجام دهد
٩ ص
(١٩)
مسأله 17 - اگر مقلد بدون
تحقيق از مجتهدى تقليد كرد
٩ ص
(٢٠)
مسأله 18 - اگر براى مجتهد
موجبات فقدان شرايط مانند فسق يا ديوانگى و يا فراموشى پيش آيد
١١ ص
(٢١)
مسأله 19 - اجتهاد و
اعلميت به طرق زير ثابت مىشود
١١ ص
(٢٢)
مسأله 20 - عمل جاهل مقصرى
كه هنگام عمل نيز متوجه جهل خود باشد
١١ ص
(٢٣)
مسأله 21 - نظر مجتهد را
از سه راه مىتوان بدست آورد
١١ ص
(٢٤)
مسأله 22 - اگر دو نفر
فتواى مجتهد را به اختلاف نقل كنند
١١ ص
(٢٥)
مسأله 23 - ياد گرفتن
مسائل شرعى كه غالبا مورد ابتلاء است مانند شكيات و سهويات واجب است
١١ ص
(٢٦)
مسأله 24 - اگر مقلد
عباداتش را مدتى بدون تقليد انجام داده و مقدار آن مدت را نداند
١٣ ص
(٢٧)
مسأله 25 - اگر اعمال
گذشتهاش را با تقليد انجام داده ولى نمىداند كه تقليدش صحيح بوده
١٣ ص
(٢٨)
مسأله 26 - اگر مدتى از
بلوغش بگذرد، سپس شك كند كه آيا اعمالش را با تقليد صحيح انجام داده يا نه
١٣ ص
(٢٩)
مسأله 27 - در شخص
مفتى 8 و در قاضى، عدالت شرط است
١٣ ص
(٣٠)
مسأله 28 - عدالت صفت
نفسانى ريشهدارى است
١٣ ص
(٣١)
مسأله 29 - حكم صفت عدالت
با ارتكاب گناهان كبيره يا اصرار بر صغيره زائل مىشود
١٣ ص
(٣٢)
مسأله 30 - اگر شخصى فتواى
مجتهدى را اشتباها نقل كند
١٣ ص
(٣٣)
مسأله 31 - اگر در بين
نماز مسألهاى پيش آيد كه حكمش را نداند
١٣ ص
(٣٤)
مسأله 32 - كسى كه در
اجراء عقد، ايقاع، اداء خمس، زكات، كفاره و مانند اينها از جانب ديگرى وكيل است
١٥ ص
(٣٥)
مسأله 33 - اگر معاملهاى
بين دو نفر انجام گيرد كه يكى از آنها مقلد مجتهدى است
١٥ ص
(٣٦)
مسأله 34 - احتياط
مطلق(بدون هيچ قيدى)
١٥ ص
(٣٧)
پاورقيها
١٥ ص
(٣٨)
كتاب طهارت
١٧ ص
(٣٩)
احكام آبها
١٧ ص
(٤٠)
مسأله 1 - آب مضاف پاك است
١٧ ص
(٤١)
مسأله 2 - آب مطلق با
تبخير از مطلق بودن خارج نمىشود
١٧ ص
(٤٢)
مسأله 3 - اگر در مطلق يا
مضاف بودن مايعى شك كند
١٧ ص
(٤٣)
مسأله 4 - تمام اقسام آب
مطلق كه در اثر تماس با نجاست، رنگ يا بو يا طعم آن تغيير كند
١٩ ص
(٤٤)
مسأله 5 - معيار نجس شدن
اين است كه آب با اوصاف نجاست تغيير كند
١٩ ص
(٤٥)
مسأله 6 - معيار، تغيير
يكى از اوصاف سهگانه آب به سبب نجاست است
١٩ ص
(٤٦)
مسأله 7 - اگر متنجسى كه
وصف نجاست را دارد در آب معتصم 3 بيفتد
١٩ ص
(٤٧)
مسأله 8 - آب جارى كه از
زمين مىجوشد
١٩ ص
(٤٨)
مسأله 9 - آب راكدى كه
متصل به آب جارى باشد
١٩ ص
(٤٩)
مسأله 10 - آب جارى و آنچه
در حكم آن است اگر بوسيله نجاست تغيير يافته و نجس شود
١٩ ص
(٥٠)
مسأله 11 - آب راكدى كه
ماده 4 ندارد
١٩ ص
(٥١)
مسأله 12 - اگر شك كند كه
آب قليلى ماده دارد يا نه
٢١ ص
(٥٢)
مسأله 13 - آب راكد اگر به
اندازه كر باشد با ملاقات نجاست، نجس نمىشود
٢١ ص
(٥٣)
مسأله 14 - آب كر به دو
صورت اندازهگيرى مىشود
٢١ ص
(٥٤)
مسأله 15 - آبى كه
نمىداند كر است يا نه
٢١ ص
(٥٥)
مسأله 16 - اگر آب قليل كر
شود
٢١ ص
(٥٦)
مسأله 17 - آب باران در
حالى كه از آسمان مىبارد مانند جارى است
٢٣ ص
(٥٧)
مسأله 18 - مقصود از آب
بارانى كه جز با تغيير نجس نمىشود
٢٣ ص
(٥٨)
مسأله 19 - آب باران به هر
چيز نجسى كه قابل پاك شدن است برسد آن را پاك مىكند
٢٣ ص
(٥٩)
مسأله 20 - اگر آب باران
به تمام رختخواب نجس برسد
٢٣ ص
(٦٠)
مسأله 21 - اگر پشت بام
نجس باشد
٢٣ ص
(٦١)
مسأله 22 - آب راكد نجس كه
باران بر آن ببارد و با آن ممزوج شود پاك مىشود
٢٥ ص
(٦٢)
مسأله 23 - آبى كه در وضو
بكار رفته بدون اشكال پاك و پاككننده از حدث و خبث 7 است
٢٥ ص
(٦٣)
مسأله 24 - آبى كه براى
برطرف كردن خبث استعمال شده
٢٥ ص
(٦٤)
مسأله 25 - آب استنجاء
خواه از بول يا غائط پاك است
٢٥ ص
(٦٥)
مسأله 26 - در پاك بودن آب
استنجاء، رسيدن آب به مخرج قبل از رسيدن دست به مخرج شرط نيست
٢٥ ص
(٦٦)
مسأله 27 - اگر نجس بين
چند چيز محدود مشتبه باشد
٢٥ ص
(٦٧)
مسأله 28 - اگر يكى از دو
ظرف مشتبه(كه مسلما يكى از آن دو نجس است) بريزد
٢٥ ص
(٦٨)
احكام تخلى(بول و غائط
كردن)
٢٧ ص
(٦٩)
مسأله 1 - در حال تخلى
مانند ساير اوقات پوشاندن عورت از ناظر محترم 8 مرد يا زن حتى ديوانه و طفل، كه
تشخيص مىدهند، واجب است
٢٧ ص
(٧٠)
مسأله 2 - پوشاندن عورت با
هر چه كه آن را بپوشاند
٢٧ ص
(٧١)
مسأله 3 - نگاه كردن به
عورت ديگرى از پشت شيشه
٢٧ ص
(٧٢)
مسأله 4 - اگر ناچار شود
در مقام معالجه به عورت شخص ديگرى نگاه كند
٢٧ ص
(٧٣)
مسأله 5 - مقاديم بدن -
سينه و شكم - را رو به قبله يا پشت به قبله قرار دادن
٢٧ ص
(٧٤)
احكام استنجاء
٢٩ ص
(٧٥)
مسأله 1 - بنابر احتياط
واجب مخرج بول را با آب دو مرتبه بايد شست
٢٩ ص
(٧٦)
مسأله 2 - در شستن مخرج
غائط با آب بايد عين نجاست و آثار آن از بين برود
٢٩ ص
(٧٧)
مسأله 3 - در استنجاء از
غائط وقتى به مسح اكتفاء مىشود كه غائط بيش از حد معمول اطراف مخرج را آلوده
نكرده باشد
٢٩ ص
(٧٨)
مسأله 4 - استنجاء با
چيزهاى محترم 11 حرام است
٢٩ ص
(٧٩)
مسأله 5 - دست ماليدن به
مخرج بول در وقت شستن واجب نيست
٣١ ص
(٨٠)
احكام استبراء
٣١ ص
(٨١)
مسأله 1 - لازم نيست خود
شخص استبراء كند
٣١ ص
(٨٢)
مسأله 2 - اگر شك كند در
اينكه استبراء كرده يا نه
٣١ ص
(٨٣)
مسأله 3 - كسى كه استبراء
نكرده، اگر شك كند كه رطوبتى از او خارج شده
٣١ ص
(٨٤)
مسأله 4 - اگر(كسى كه
استبراء نكرده) بداند چيزى كه از او خارج شده مذى است
٣١ ص
(٨٥)
مسأله 5 - اگر بعد از بول
وضو بگيرد سپس از او رطوبت مشتبهى خارج شود
٣٣ ص
(٨٦)
احكام وضو
٣٣ ص
(٨٧)
واجبات وضو
٣٣ ص
(٨٨)
مسأله 1 - شستن صورت و
دستها و مسح سر و پاها در وضو واجب است
٣٣ ص
(٨٩)
مسأله 2 - بنابر احتياط
واجب بايد صورت از بالا به پايين شسته شود
٣٣ ص
(٩٠)
مسأله 3 - شستن آن مقدار از
ريش كه از حد صورت 13 بيشتر است واجب نيست
٣٣ ص
(٩١)
مسأله 4 - شستن قسمتهاى
داخلى، مانند چشم و بينى و آن مقدار از لبها كه پس از بر هم نهادن پيدا نمىباشد،
واجب نيست
٣٥ ص
(٩٢)
مسأله 5 - برطرف كردن چرك
زير ناخنها به غير از قسمتى كه جزء ظاهر حساب مىشود واجب نيست
٣٥ ص
(٩٣)
مسأله 6 - اگر از دستها يا
صورت گوشتى كنده شد شستن جاى آن كه ظاهر شده واجب است
٣٥ ص
(٩٤)
مسأله 7 - رساندن آب به
شكافهائى كه پشت دست پيدا مىشوند
٣٥ ص
(٩٥)
مسأله 8 - برآمدگى روى
پوست مانند تاولى كه موقع سوختن بوجود مىآيد
٣٥ ص
(٩٦)
مسأله 9 - وضو گرفتن به
طريق فرو بردن(دست و صورت) در آب وضوى ارتماسى با مراعات شستن از بالا به پايين
صحيح است
٣٥ ص
(٩٧)
مسأله 10 - واجب است برطرف
كردن و يا حركت دادن چيزى كه مانع رسيدن آب به مواضع وضو است
٣٧ ص
(٩٨)
مسأله 11 - برداشتن
پوستهاى كه موقع خوب شدن زخم روى آن مىبندد واجب نيست
٣٧ ص
(٩٩)
مسأله 12 - برطرف كردن چرك
روى پوست اگر جرم ديدنى نباشد
٣٧ ص
(١٠٠)
مسأله 13 - واجب نيست مسح
سر روى بشره باشد
٣٧ ص
(١٠١)
مسأله 14 - احتياط مستحب
آنست كه مسح سر با كف دست راست باشد
٣٧ ص
(١٠٢)
مسأله 15 - بايد موضعى كه
مسح مىشود خشك باشد
٣٩ ص
(١٠٣)
مسأله 16 - احتياط(مستحب)
آن است كه مسح با كف دست باشد
٣٩ ص
(١٠٤)
مسأله 17 - اگر رطوبت كف
دست خشك شود
٣٩ ص
(١٠٥)
مسأله 18 - در مسح بايد
ماسح(مثلا دست) بر روى ممسوح(سر، پاها) كشيده شود
٣٩ ص
(١٠٦)
مسأله 19 - در مسح پاها
واجب نيست انگشتان كف دست را روى انگشتان پا بگذارد
٣٩ ص
(١٠٧)
مسأله 20 - در وقت ضرورت -
مانند تقيه، سرما، درنده، دشمن
٣٩ ص
(١٠٨)
شرايط وضو
٤١ ص
(١٠٩)
مسأله 1 - شرايط وضو چند
چيز است
٤١ ص
(١١٠)
مسأله 2 - آب مشتبه به آب
نجس در شبهه محصوره 19 مانند آب نجس است
٤١ ص
(١١١)
مسأله 3 - در صورتى كه جز
آبى كه مضاف و مطلق بودن آن مشكوك است آب ديگرى نزد او نباشد
٤١ ص
(١١٢)
مسأله 4 - اگر آب مضاف با
يك يا چند آب مطلق - در شبهه محصوره - مشتبه شود
٤١ ص
(١١٣)
مسأله 5 - آبى كه غصبى
بودنش مشتبه باشد
٤١ ص
(١١٤)
مسأله 6 - پاك بودن و مطلق
بودن آب شرط واقعى است
٤٣ ص
(١١٥)
مسأله 7 - وضو و آشاميدن و
ساير تصرفات اندكى كه سيره عقلا بر آن جارى است
٤٣ ص
(١١٦)
مسأله 8 - اگر آب مباحى در
ظرف غصبى باشد وضو گرفتن به نحو ارتماسى با آن جايز نيست
٤٣ ص
(١١٧)
مسأله 9 - وضو گرفتن زير
چادر غصبى
٤٣ ص
(١١٨)
مسأله 10 - از حوضهاى
مساجد و مدارس و مانند آنها در صورتى كه كيفيت وقف را نداند
٤٣ ص
(١١٩)
مسأله 11 - بنابر احتياط
واجب وضو از ظرف طلا و نقره مانند وضو از ظرف غصبى است
٤٥ ص
(١٢٠)
مسأله 12 - اگر قبل از
شروع يا در بين وضو در وجود مانع(از رسيدن آب) شك كند
٤٥ ص
(١٢١)
مسأله 13 - اگر بعضى از
اعضاء وضو نجس بوده وضو گرفته و پس از وضو شك كند
٤٥ ص
(١٢٢)
مسأله 14 - خشك شدن اعضاء
قبلى در صورتى به وضو ضرر مىرساند
٤٧ ص
(١٢٣)
مسأله 15 - اگر كارهاى وضو
را پىدرپى انجام ندهد
٤٧ ص
(١٢٤)
مسأله 16 - اگر به علت
فراموشى، كارهاى وضو را پىدرپى انجام ندهد
٤٧ ص
(١٢٥)
مسأله 17 - اگر جز در
قسمتى از ريش كه از چانه گذشته است در عضو ديگرى رطوبت نمانده باشد
٤٧ ص
(١٢٦)
مسأله 18 - در نيت به زبان
آوردن و گذراندن از قلب تفصيلا معتبر نيست
٤٩ ص
(١٢٧)
مسأله 19 - كما اينكه در
اول عمل نيت واجب است، ادامه نيت تا آخر آن نيز واجب است
٤٩ ص
(١٢٨)
مسأله 20 - در نيت قصد
قربت كفايت مىكند
٤٩ ص
(١٢٩)
مسأله 21 - در صحت وضو،
نيت رفع حدث شرط نيست
٤٩ ص
(١٣٠)
نواقض و موجبات وضو
٤٩ ص
(١٣١)
مسأله 1 - حدثهائى كه وضو
را باطل كرده و موجب وضو مىشوند، چند چيز است
٤٩ ص
(١٣٢)
مسأله 2 - اگر آب
اماله(تنقيه) بيرون آيد و چيزى از غائط با آن نباشد، وضو باطل نمىشود
٥١ ص
(١٣٣)
مسأله 3 - اگر براى
مسلوس 21 و مبطون 22 زمانى كه بتوانند طهارت و نماز را و لو با اكتفاء به اقل
واجبات آن انجام دهد پيش مىآيد
٥١ ص
(١٣٤)
مسأله 4 - شخص مسلوس بايد
به وسيله كيسهاى كه در آن پنبه و مانند آن باشد
٥١ ص
(١٣٥)
مسأله 5 - مسلوس و مبطون
پس از بهبود يافتن واجب نيست نمازهاى گذشته خود را قضاء كنند
٥٣ ص
(١٣٦)
غايات وضو
٥٣ ص
(١٣٧)
مسأله 1 - در حرام
بودن«مس» بين اجزاء بدن چه ظاهر آن و چه باطن آن فرقى نيست
٥٣ ص
(١٣٨)
مسأله 2 - مستحب است كسى
كه وضو دارد تجديد وضو كند
٥٥ ص
(١٣٩)
احكام خلل 23
٥٥ ص
(١٤٠)
مسأله 1 - اگر يقين به حدث
دارد سپس شك در تحصيل طهارت نمايد
٥٥ ص
(١٤١)
مسأله 2 - اگر شخص با وضو،
تجديد وضو نموده و نماز بخواند، سپس به بطلان يكى از آن دو وضو يقين كند
٥٧ ص
(١٤٢)
مسأله 3 - اگر دو وضو
بگيرد و بعد از آن دو، يك يا چند نماز بخواند
٥٧ ص
(١٤٣)
احكام وضوى جبيره 24
٥٧ ص
(١٤٤)
مسأله 1 - كسى كه روى بعض
مواضع وضويش جبيره باشد
٥٧ ص
(١٤٥)
مسأله 2 - بايد روى تمام
جبيرهاى كه در موضع شستن است، دست بكشد
٥٧ ص
(١٤٦)
مسأله 3 - ظاهر اينست كه
اگر جبيره تمام عضوى را هم خصوصا محل مسح را فراگيرد
٥٩ ص
(١٤٧)
مسأله 4 - اگر جبيره بعض
قسمتهاى سالم عضو را گرفته باشد
٥٩ ص
(١٤٨)
مسأله 5 - اگر به علت نجس
بودن جبيره نتواند روى آن دست بكشد
٥٩ ص
(١٤٩)
مسأله 6 - جراحت بازى كه
شستن آن ممكن نيست
٥٩ ص
(١٥٠)
مسأله 7 - اگر آب براى
عضوى كه جراحت يا دمل يا شكستگى ندارد، ضرر داشته باشد، بايد تيمم كند
٥٩ ص
(١٥١)
مسأله 8 - در«چشم دردى» كه
وضو براى آن ضرر دارد بايد تيمم كند
٥٩ ص
(١٥٢)
مسأله 9 - اگر روى پوست
بدن مانعى مثل قير و مانند آن باشد
٦١ ص
(١٥٣)
مسأله 10 - كسى كه روى بعض
اعضاء بدنش جبيره باشد
٦١ ص
(١٥٤)
مسأله 11 - وضو و غسل كسى
كه جبيره دارد، علاوه بر اينكه انجام اعمال با آنها جايز است حدث را هم رفع
مىكنند
٦١ ص
(١٥٥)
مسأله 12 - كسى كه
وظيفهاش تيمم است و روى اعضاء تيممش جبيرهاى است
٦١ ص
(١٥٦)
مسأله 13 - وقتى عذر صاحب
جبيره برطرف مىشود، اعاده نمازهائى كه خوانده است واجب نيست
٦١ ص
(١٥٧)
مسأله 14 - صاحب جبيرهاى
كه از برطرف شدن عذرش تا آخر وقت مأيوس است
٦١ ص
(١٥٨)
غسلها
٦١ ص
(١٥٩)
از غسلها شش غسل واجب است
٦١ ص
(١٦٠)
غسل جنابت
٦٣ ص
(١٦١)
علت جنابت
٦٣ ص
(١٦٢)
مسأله 1 - علت جنابت دو
چيز است
٦٣ ص
(١٦٣)
مسأله 2 - اگر منى در
لباسش ببيند و بداند كه از خودش مىباشد
٦٣ ص
(١٦٤)
مسأله 3 - اگر منى در
بيدارى يا خواب(احتلام) از جاى خود حركت كند
٦٥ ص
(١٦٥)
احكام جنب
٦٥ ص
(١٦٦)
مسأله 1 - اگر در مسجد
الحرام و يا مسجد النبى محتلم شد
٦٧ ص
(١٦٧)
مسأله 2 - اگر شخص جنب
باشد و آبى كه مىشود با آن غسل نمود در مسجد باشد
٦٧ ص
(١٦٨)
واجبات غسل
٦٩ ص
(١٦٩)
اول - نيت
٦٩ ص
(١٧٠)
مسأله 1
٦٩ ص
(١٧١)
مسأله 2 - اگر به قصد غسل
داخل حمام شود پس اگر همان انگيزه در او باقى باشد
٦٩ ص
(١٧٢)
مسأله 3 - اگر به نيت غسل
به حمام رود و بعد از خارج شدن از حمام شك كند
٦٩ ص
(١٧٣)
دوم (از واجبات غسل) شستن
ظاهر پوست بدن
٦٩ ص
(١٧٤)
مسأله 4 - شستن پوست زير
مو و همچنين موهاى ريزى كه تابع بدن حساب مىشوند واجب است
٦٩ ص
(١٧٥)
سوم (از واجبات غسل) ترتيب
در غسل ترتيبى
٦٩ ص
(١٧٦)
مسأله 5 - در شستن عضو،
ترتيب شرط نيست
٧١ ص
(١٧٧)
مسأله 6 - ظاهر اينست كه
غسل ارتماسى با فرو رفتن تدريجى در آب(نيز) حاصل مىشود
٧١ ص
(١٧٨)
مسأله 7 - اگر بعد از غسل
يقين كند كه مقدارى از بدن شسته نشده است
٧١ ص
(١٧٩)
مسأله 8 - در غسل ترتيبى
موالات شرط نيست
٧٣ ص
(١٨٠)
مسأله 9 - غسل ترتيبى زير
باران و ناودان جايز است
٧٣ ص
(١٨١)
چهارم -(از واجبات غسل)
آنست كه آب، مطلق و پاك و مباح باشد
٧٣ ص
(١٨٢)
مسأله 10 - اگر قصد داشته
باشد پول حمامى را نپردازد
٧٣ ص
(١٨٣)
مسأله 11 - وضو و غسل با
آبى كه در معابر به عنوان سبيل قرار داده شده اشكال دارد
٧٣ ص
(١٨٤)
مسأله 12 - ظاهر اينست كه
آب غسل جنابت و حيض و نفاس زن
٧٣ ص
(١٨٥)
مسأله 13 - كسى كه در روز
ماه رمضان جنب باشد بايد غسل ترتيبى بكند
٧٣ ص
(١٨٦)
مسأله 14 - اگر بعد از
فراغ از غسل در بعضى از اجزاء آن شك نمايد
٧٣ ص
(١٨٧)
مسأله 15 - جنبى كه از او
منى بيرون آمده سزاوار است پيش از غسل كردن با بول كردن مجرى را تميز(استبراء)
نمايد
٧٥ ص
(١٨٨)
مسأله 16 - كسى كه با
بيرون آمدن منى جنب شده
٧٥ ص
(١٨٩)
مسأله 17 - اگر بعد از
بيرون آمدن منى غسل كند سپس رطوبت مشتبه بين منى و غير آن خارج شود
٧٥ ص
(١٩٠)
مسأله 18 - غسل جنابت براى
تمام چيزهائى كه وضو در آنها شرط است كفايت مىكند
٧٥ ص
(١٩١)
مسأله 19 - اگر در بين
غسل، حدث اصغرى خارج شود بنابر اقوا غسلش باطل نمىشود
٧٥ ص
(١٩٢)
مسأله 20 - اگر به قصد غسل
در آب فرو رود
٧٧ ص
(١٩٣)
مسأله 21 - اگر كسى كه جنب
بوده نماز بخواند و بعد از نماز شك كند كه غسل كرده يا نه بنا را بر صحت نماز
مىگذارد
٧٧ ص
(١٩٤)
مسأله 22 - اگر غسلهاى
متعددى به گردن كسى جمع شود
٧٧ ص
(١٩٥)
حيض
٧٧ ص
(١٩٦)
احكام حيض
٧٧ ص
(١٩٧)
مسأله 1 - اگر از دخترى كه
بلوغش مشكوك است، خونى با صفات حيض خارج شود
٧٩ ص
(١٩٨)
مسأله 2 - حيض با شير دادن
جمع مىشود
٧٩ ص
(١٩٩)
مسأله 3 - وقتى كه خون حيض
هر چند با انگشت و مانند آن خارج شود
٧٩ ص
(٢٠٠)
مسأله 4 - اگر در اصل
بيرون آمدن خون شك كند حكم به عدم آن مىشود
٧٩ ص
(٢٠١)
مسأله 5 - اگر خون حيض با
خون بكارت مشتبه شود
٧٩ ص
(٢٠٢)
مسأله 6 - ظاهر آنست كه دو
علامت ياد شده - آلوده شدن اطراف پنبه و يا فرو رفتن خون در آن - علامت بكارت و
حيض مىباشند
٨١ ص
(٢٠٣)
مسأله 7 - اگر خون حيض با
خون زخمى كه در داخل است مشتبه شود
٨١ ص
(٢٠٤)
مسأله 8 - حد اقل حيض سه
روز است و حد اكثر آن مانند حد اقل طهر 31 (پاكى) ده روز
٨١ ص
(٢٠٥)
مسأله 9 - بنابر اقوا
پىدرپى بودن در روزهاى سهگانه(حد اقل حيض) معتبر است
٨١ ص
(٢٠٦)
مسأله 10 - مقصود از روز،
مابين طلوع فجر و غروب آفتاب است
٨٣ ص
(٢٠٧)
مسأله 11 - زن حائض، يا
صاحب عادت است يا صاحب عادت نيست
٨٣ ص
(٢٠٨)
مسأله 12 - بدون اشكال يك
مرتبه خون ديدن بر خلاف عادت، موجب از بين رفتن عادت نمىشود
٨٣ ص
(٢٠٩)
مسأله 13 - صاحب عادت
وقتيه - خواه صاحب عادت عدديه هم باشد يا نباشد - به محض ديدن خون در وقت عادتش
حائض مىشود
٨٣ ص
(٢١٠)
مسأله 14 - صاحب عادت
وقتيه اگر در وقت عادت و قبل از آن، يا در وقت عادت و بعد از آن يا در وقت عادت و
قبل و بعد از آن خون ببيند
٨٥ ص
(٢١١)
مسأله 15 - اگر زنى سه روز
متوالى خون ببيند
٨٥ ص
(٢١٢)
مسأله 16 - صاحب عادت اگر
بيشتر از عادتش خون ببيند
٨٧ ص
(٢١٣)
مسأله 17 - زنى كه عادتش
در هر ماه يك مرتبه است
٨٧ ص
(٢١٤)
مسأله 18 - زن مبتدئه و
مضطربه و زنى كه عادتش ده روز است
٨٧ ص
(٢١٥)
مسأله 19 - اگر بيش از ده
روز خون ببيند
٨٩ ص
(٢١٦)
مسأله 20 - بنابر احوط،
اگر اقوا نباشد، زنى كه فاقد«تميز» است به محض ديدن خون بايد آن را حيض قرار دهد
٩١ ص
(٢١٧)
مسأله 21 - زنى كه فقط
داراى عادت وقتيه است اگر بيش از ده روز خون ببيند
٩١ ص
(٢١٨)
احكام زن حائض
٩١ ص
(٢١٩)
و از جمله احكام جنب اينست
كه - نزديكى و ادخال در قبل حائض، هم بر مرد و هم بر زن، حرام است
٩٣ ص
(٢٢٠)
مسأله 1 - در حرام بودن
نزديكى
٩٣ ص
(٢٢١)
مسأله 2 - وقتى زن پاك
شود، قبل از غسل نيز، نزديكى شوهر با او جايز است
٩٣ ص
(٢٢٢)
مسأله 3 - مقصود از اول و
وسط و آخر حيض، ثلث اول و ثلث دوم و ثلث آخر آن است
٩٣ ص
(٢٢٣)
مسأله 4 - اگر شوهر به
اعتقاد اينكه زن حائض است، نزديكى كند
٩٣ ص
(٢٢٤)
مسأله 5 - اگر در اثناى
نزديكى حائض شود و فورا از او جدا نشود
٩٣ ص
(٢٢٥)
مسأله 6 - جايز است ارزش
دينار پرداخت شود
٩٥ ص
(٢٢٦)
مسأله 7 - بايد كفاره
مذكور را به يك فقير يا به سه فقير بپردازد
٩٥ ص
(٢٢٧)
مسأله 8 - با تكرار نزديكى
در اوقات مختلف مثل آنكه در اول و وسط و آخر حيض باشد، كفاره مكرر مىشود
٩٥ ص
(٢٢٨)
و از جمله احكام حائض
اينست كه - طلاق حائض باطل است
٩٥ ص
(٢٢٩)
مسأله 9 - اگر شوهر غايب
باشد و به كسى كه حاضر است و مىتواند از حال زن اطلاع پيدا كند وكالت(در طلاق)
دهد
٩٥ ص
(٢٣٠)
و از جمله احكام حيض اينست
كه - واجب است پس از قطع خون حيض براى هر چيزى كه به طهارت از حدث اكبر مشروط است
غسل كند
٩٥ ص
(٢٣١)
مسأله 10 - اگر به
اندازهاى آب داشته باشد كه تنها براى وضو يا غسل، كفايت مىكند
٩٥ ص
(٢٣٢)
مسأله 11 - اگر بدل از
غسل، تيمم كند سپس به حدث اصغر، محدث شود
٩٥ ص
(٢٣٣)
و از جمله احكام حائض اين
است كه قضاء روزههاى واجب كه در حال حيض آن را ترك كرده است واجب است قضا نمايد
٩٥ ص
(٢٣٤)
مسأله 12 - اگر قبل از
آنكه وقت نماز بگذرد از حيض پاك گردد
٩٧ ص
(٢٣٥)
مسأله 13 - اگر گمان كند
كه وقت براى يك ركعت نماز با تحصيل شرائط آن ندارد
٩٧ ص
(٢٣٦)
مسأله 14 - اگر در آخر روز
پاك گردد
٩٧ ص
(٢٣٧)
مسأله 15 - اگر به اعتقاد
آنكه، براى هر دو نماز وقت كافى است
٩٧ ص
(٢٣٨)
مسأله 16 - براى زن حائض
مستحب است در وقت هر نماز پنبه را عوض كرده وضو بگيرد
٩٩ ص
(٢٣٩)
استحاضه و احكام آن
٩٩ ص
(٢٤٠)
مسأله 1 - بنابر احتياط
واجب، مستحاضه بايد در وقت هر نماز با داخل نمودن پنبه و مانند آن و كمى صبر خود
را وارسى نمايد
١٠١ ص
(٢٤١)
مسأله 2 - در صورتى بايد
براى هر نماز وضو بگيرد و وظايف مذكوره را انجام دهد
١٠١ ص
(٢٤٢)
مسأله 3 - بعد از وضو و
غسل در صورتى كه خون قطع نشود
١٠٣ ص
(٢٤٣)
مسأله 4 - بعد از وضو و
غسل بايد از بيرون آمدن خون در صورتى كه ترس ضرر نباشد، با داخل نمودن پنبه يا غير
آن و بستن پارچه جلوگيرى نمايد
١٠٣ ص
(٢٤٤)
مسأله 5 - اگر استحاضه از
مرتبه پائينتر به بالاتر تبديل شود
١٠٣ ص
(٢٤٥)
مسأله 6 - روزه مستحاضه
قليله صحيح است و در صحت آن وضو شرط نيست
١٠٥ ص
(٢٤٦)
مسأله 7 - اگر قبل از
طهارت(وضو غسل) خون استحاضه قطع شود
١٠٥ ص
(٢٤٧)
مسأله 8 - از آنچه گذشت
احكام، اقسام، و وظائف مستحاضه نسبت به نماز و روزه معلوم شد
١٠٥ ص
(٢٤٨)
احكام نفاس
١٠٧ ص
(٢٤٩)
مسأله 1 - اگر خون زايمان
سر ده روز يا قبل از آن قطع شود
١٠٧ ص
(٢٥٠)
مسأله 2 - اگر بعد از
زايمان، خون بيش از ده روز ادامه پيدا كرد
١٠٩ ص
(٢٥١)
مسأله 3 - بايد بين نفاس و
حيض بعد از آن اقل طهر كه ده روز است فاصله بيفتد
١٠٩ ص
(٢٥٢)
مسأله 4 - اگر خون تا يك
ماه يا كمتر و يا بيشتر از آن ادامه پيدا كند
١٠٩ ص
(٢٥٣)
مسأله 5 - اگر خون نفاس
ظاهرا قطع شود
١٠٩ ص
(٢٥٤)
مسأله 6 - زن نفساء در
جايز نبودن نزديكى با او و صحيح نبودن طلاقش
١٠٩ ص
(٢٥٥)
غسل مس ميت
١١١ ص
(٢٥٦)
مسأله 1 - قطعهاى كه از
بدن انسان زنده جدا شده
١١١ ص
(٢٥٧)
مسأله 2 - شهيد مانند ميت
بعد از غسل است
١١١ ص
(٢٥٨)
مسأله 3 - اگر بعد از مس
بدن ميت، شك كند كه قبل از سرد شدن، مس كرده يا بعد
١١١ ص
(٢٥٩)
مسأله 4 - اگر عضوى از بدن
انسان زنده خشك شده و بطور كلى بىروح شود
١١٣ ص
(٢٦٠)
مسأله 5 - مس ميت بنابر
احتياط واجب - بلكه خالى از قوت نيست - وضو را باطل مىكند
١١٣ ص
(٢٦١)
مسأله 6 - بنابر احتياط
واجب - بلكه خالى از قوت نيست - بايد براى هر چيزى كه مشروط به طهارت از حدث اصغر
است غسل مس ميت نمايد
١١٣ ص
(٢٦٢)
مسأله 7 - كسى كه مس ميت
كرده قبل از غسل كردن، دخول به مساجد و زيارتگاهها و توقف در آنها و خواندن
سورههاى چهارگانه عزائم، برايش جايز است
١١٣ ص
(٢٦٣)
مسأله 8 - تكرار مس ميت،
موجب تكرار غسل نمىشود
١١٣ ص
(٢٦٤)
احكام اموات
١١٣ ص
(٢٦٥)
احكام متحضر
١١٣ ص
(٢٦٦)
مسأله 1 - بر او، تعيين
قيم براى بچههاى صغيرش واجب نيست
١١٥ ص
(٢٦٧)
مسأله 2 - بنابر احتياط -
بلكه خالى از قوت نيست - واجب است - به وجوب كفائى - مسلمانى را كه در حال احتضار
و جان دادن است
١١٥ ص
(٢٦٨)
مسأله 3 - مستحب است به
كسى كه در حال جان دادن است، شهادتين و اقرار به دوازده امام(عليهم السلام) و
كلمات فرج 43 تلقين شود
١١٥ ص
(٢٦٩)
غسل ميت
١١٥ ص
(٢٧٠)
غسل دادن هر ميت مسلمان،
واجب كفائى است
١١٥ ص
(٢٧١)
مسأله 1 - غسل از شهيد
ساقط است
١١٧ ص
(٢٧٢)
مسأله 2 - غسل دادن
قطعهاى كه از بدن ميت قبل از غسل، جدا شده
١١٧ ص
(٢٧٣)
مسأله 3 - غسل دادن ميت
مانند كفن و نماز بر او بر تمام مكلفين واجب كفائى است
١١٩ ص
(٢٧٤)
مسأله 4 - مقصود از ولى كه
مزاحمت او جايز نيست
١١٩ ص
(٢٧٥)
مسأله 5 - شوهر نسبت به
همسرش از تمام نزديكان او، تا او را در قبر بگذارد، اولى است
١١٩ ص
(٢٧٦)
مسأله 6 - اگر وصيت كند كه
كسى غير از ولى او را تجهيز 47 كند
١١٩ ص
(٢٧٧)
مسأله 7 - ميت و كسى كه او
را غسل مىدهد از نظر زن و مردى مانند هم باشند
١٢١ ص
(٢٧٨)
مسأله 8 - بدون اشكال، مرد
مىتواند زنهاى محرم خود را و برعكس، در صورت نبود همجنس حتى اگر برهنه باشند با
ستر عورت، غسل دهد
١٢١ ص
(٢٧٩)
مسأله 9 - مولا مىتواند
امه خود را در صورتى كه زوجه و يا در عده ديگرى و يا مبعضه 48 نباشد غسل دهد
١٢١ ص
(٢٨٠)
مسأله 10 - ميتى كه معلوم
نيست مرد است يا زن
١٢١ ص
(٢٨١)
مسأله 11 - بايد غسل
دهنده، مسلمان بلكه در حال اختيار مؤمن هم باشد
١٢١ ص
(٢٨٢)
مسأله 12 - در صورت نبود
همجنس حتى از اهل كتاب، بنابر اقوا غسل ساقط مىشود
١٢١ ص
(٢٨٣)
مسأله 13 - بنابر احتياط
واجب بايد غسل دهنده بالغ باشد
١٢٣ ص
(٢٨٤)
كيفيت غسل ميت
١٢٣ ص
(٢٨٥)
مسأله 1 - بايد سدر و
كافور به اندازهاى در آب ريخته شود كه گفته شود آب با آن مخلوط شده
١٢٣ ص
(٢٨٦)
مسأله 2 - اگر سدر يا
كافور يا هر دو پيدا نشد
١٢٣ ص
(٢٨٧)
مسأله 3 - اگر آب براى غسل
دادن ميت نباشد
١٢٣ ص
(٢٨٨)
مسأله 4 - اگر جز به مقدار
يك غسل آب نداشته باشد
١٢٥ ص
(٢٨٩)
مسأله 5 - اگر ميت به حال
احرام باشد
١٢٥ ص
(٢٩٠)
مسأله 6 - هرگاه به خاطر
اينكه غسل ممكن نبود، او را تيمم دهند
١٢٥ ص
(٢٩١)
مسأله 7 - اگر ميت جنب يا
حائض يا مانند اينها بود
١٢٥ ص
(٢٩٢)
مسأله 8 - اگر ميت بدون
غسل هر چند از روى فراموشى دفن شود
١٢٧ ص
(٢٩٣)
مسأله 9 - براى غسل دادن
ميت، مزد گرفتن جايز نيست
١٢٧ ص
(٢٩٤)
مسأله 10 - اگر بدن ميت پس
از غسل يا در اثناء آن به نجاستى از خودش يا از خارج نجس شود
١٢٧ ص
(٢٩٥)
مسأله 11 - شستن تخت يا هر
چيز مسطحى كه ميت را روى آن غسل مىدهند
١٢٧ ص
(٢٩٦)
مسأله 12 - احتياط آنست كه
ميت را در حال غسل مانند محتضر رو به قبله قرار دهند
١٢٧ ص
(٢٩٧)
مسأله 13 - بنابر اصح، وضو
دادن ميت واجب نيست
١٢٧ ص
(٢٩٨)
آداب غسل
١٢٩ ص
(٢٩٩)
مسأله - اگر از بدن ميت
چيزى مانند پوست يا مو يا ناخن يا دندان جدا شد
١٢٩ ص
(٣٠٠)
كفن كردن ميت
١٢٩ ص
(٣٠١)
كفن كردن ميت مانند غسل او
واجب كفايى است
١٢٩ ص
(٣٠٢)
مسأله 1 - كفن ميت و لو در
حال اضطرار نبايد غصبى و نه ابريشم خالص باشد
١٣١ ص
(٣٠٣)
مسأله 2 - عدم جواز كفن
كردن ميت با امورى كه در مسأله«1» ذكر شد غير از غصب، مختص به حال اختيار است
١٣١ ص
(٣٠٤)
مسأله 3 - اگر قبل از قرار
دادن در قبر، كفن ميت نجس شود
١٣١ ص
(٣٠٥)
مسأله 4 - كفن جز در موارد
استثنائى از اصل تركه 53 است
١٣١ ص
(٣٠٦)
مسأله 5 - كفن و ساير
مخارج تجهيز زن، و لو اينكه مال داشته باشد، بر شوهر است
١٣٣ ص
(٣٠٧)
مسأله 6 - اگر كسى مجانا
كفن زن را بدهد
١٣٣ ص
(٣٠٨)
مسأله 7 - اگر شوهر بعد يا
قبل يا همزمان با مرگ همسرش بميرد
١٣٣ ص
(٣٠٩)
مسأله 8 - اگر شوهر تنگدست
باشد
١٣٣ ص
(٣١٠)
مسأله 9 - نزديكانى كه
واجب النفقه انسان هستند
١٣٣ ص
(٣١١)
مستحبات و آداب كفن
١٣٣ ص
(٣١٢)
حنوط ميت
١٣٥ ص
(٣١٣)
مسأله 1 - در حنوط، مقدار
مشخصى از كافور واجب نيست
١٣٧ ص
(٣١٤)
مسأله 2 - مستحب است
مقدارى تربت حضرت سيد الشهداء(عليه السلام) را با كافور حنوط مخلوط كنند
١٣٧ ص
(٣١٥)
جريدتين
١٣٧ ص
(٣١٦)
تشييع جنازه
١٣٧ ص
(٣١٧)
نماز ميت
١٤١ ص
(٣١٨)
نمازگزاردن بر هر ميت
مسلمان واجب است اگر چه - بنابر قول اصح - مخالف حق باشد
١٤١ ص
(٣١٩)
مسأله 1 - جاى نماز ميت
بعد از غسل و كفن است
١٤١ ص
(٣٢٠)
مسأله 2 - نمازگزار بر ميت
بايد مؤمن باشد
١٤١ ص
(٣٢١)
مسأله 3 - نماز بر ميت اگر
چه واجب كفايى است ولى مانند ساير امور تجهيز ميت كسى كه اولى به ارث از او باشد،
در نماز نيز از ديگران اولى است
١٤٣ ص
(٣٢٢)
مسأله 4 - مستحب است نماز
ميت به جماعت خوانده شود
١٤٣ ص
(٣٢٣)
مسأله 5 - جايز است بر يك
ميت، همزمان چند نفر به صورت فرادا و بلكه به صورت چند نماز جماعت، نماز بخوانند
١٤٣ ص
(٣٢٤)
مسأله 6 - جايز است مأموم
در اثناى نماز جماعت ميت، قصد فرادا كند
١٤٣ ص
(٣٢٥)
كيفيت نماز ميت
١٤٣ ص
(٣٢٦)
مسأله 1 - ضمير مذكر و
مؤنث در نماز ميت
١٤٧ ص
(٣٢٧)
مسأله 2 - اگر در تكبيرات
بين اقل و اكثر شك كند
١٤٧ ص
(٣٢٨)
شرايط نماز ميت
١٤٧ ص
(٣٢٩)
مسأله 1 - طهارت از حدث و
خبث و ساير شرايط نمازى كه داراى ركوع و سجود است
١٤٩ ص
(٣٣٠)
مسأله 2 - در صورتى كه رو
به قبله بودن ممكن نباشد ساقط است
١٤٩ ص
(٣٣١)
مسأله 3 - اگر نتواند
ايستاده بر ميت نماز بخواند
١٤٩ ص
(٣٣٢)
مسأله 4 - اگر كسى در
اثناء نماز جماعت بر ميت برسد، مىتواند اقتداء كند
١٤٩ ص
(٣٣٣)
مسأله 5 - نماز ميت
مادامىكه بعضى از مكلفين آن را بطور صحيح انجام نداده باشد
١٥١ ص
(٣٣٤)
مسأله 6 - بايد نماز ميت
قبل از دفن خوانده شود
١٥١ ص
(٣٣٥)
مسأله 7 - تكرار نماز بر
ميت جايز ولى مكروه است
١٥١ ص
(٣٣٦)
مسأله 8 - اگر جنازهاى در
وقت نماز واجب حاضر شد
١٥١ ص
(٣٣٧)
مسأله 9 - اگر جنازهها،
متعدد باشند
١٥١ ص
(٣٣٨)
مسأله 10 - اگر در اثناء
نماز ميت مثلا بعد از تكبير اول جنازه ديگرى آورده شود
١٥٣ ص
(٣٣٩)
آداب نماز ميت
١٥٣ ص
(٣٤٠)
دفن ميت
١٥٥ ص
(٣٤١)
دفن ميت مسلمان و كسى كه
در حكم او است، واجب كفايى است
١٥٥ ص
(٣٤٢)
مسأله 1 - اگر كسى روى
دريا(مثلا در كشتى) بميرد
١٥٥ ص
(٣٤٣)
مسأله 2 - بايد دفن رو به
قبله باشد
١٥٥ ص
(٣٤٤)
مسأله 3 - مخارج دفن
١٥٧ ص
(٣٤٥)
مسأله 4 - اگر قبله مشتبه
شود
١٥٧ ص
(٣٤٦)
مسأله 5 - بايد اجزاء جدا
شده از ميت حتى مو و دندان و ناخن، دفن شود
١٥٧ ص
(٣٤٧)
مسأله 6 - اگر شخصى در چاه
بميرد
١٥٧ ص
(٣٤٨)
مسأله 7 - اگر جنين در شكم
مادر بميرد
١٥٧ ص
(٣٤٩)
مسأله 8 - دفن در زمينى كه
اصل يا منفعت آن غصبى است، جايز نيست
١٥٩ ص
(٣٥٠)
مسأله 9 - دفن كفار و
اولاد آنها در قبرستان مسلمين جايز نيست
١٥٩ ص
(٣٥١)
مستحبات و مكروهات دفن
١٥٩ ص
(٣٥٢)
چند مسأله در خاتمه بحث
١٦٥ ص
(٣٥٣)
مسأله 1 - قبل از دفن،
انتقال ميت از شهرى كه در آن فوت كرده به شهر ديگر، جايز ولى مكروه است
١٦٥ ص
(٣٥٤)
مسأله 2 - گريه بر ميت
جايز بلكه گاهى در وقت شدت غم مستحب است
١٦٥ ص
(٣٥٥)
مسأله 3 - نبش قبر مسلمان
و كسى كه در حكم او است، حرام مىباشد
١٦٧ ص
(٣٥٦)
مسأله 4 - محو آثار
قبرهائى كه يقين به از بين رفتن ميت آنها باشد
١٦٩ ص
(٣٥٧)
مسأله 5 - اگر ميت، در اثر
معصيت و يا بطور مشروع از قبر بيرون آورده شد
١٦٩ ص
(٣٥٨)
دو امر پايانى
١٦٩ ص
(٣٥٩)
امر اول - به صبر و
فراموشى واداشتن صاحبان مصيبت از مستحبات مؤكد است
١٦٩ ص
(٣٦٠)
امر دوم - مستحب است در شب
اول دفن براى ميت نماز هديه خوانده شود
١٧١ ص
(٣٦١)
غسلهاى مستحب
١٧٣ ص
(٣٦٢)
مسأله 1 - وقت انجام
غسلهاى مكانى، قبل از داخل شدن به آن مكانها است
١٧٧ ص
(٣٦٣)
مسأله 2 - در باقى ماندن
غسل مستحب زمانى و قسم دوم غسل مستحب فعلى و باطل نشدن آنها به هيچ يك از حدثها،
تأمل است
١٧٩ ص
(٣٦٤)
مسأله 3 - اگر به گردن او
غسلهاى متعدد زمانى يا مكانى و يا مختلف باشد
١٧٩ ص
(٣٦٥)
مسأله 4 - در اينكه وقت
عذر داشتن از اين غسلها، تيمم جاى آنها را بگيرد
١٧٩ ص
(٣٦٦)
تيمم
١٧٩ ص
(٣٦٧)
مجوزات تيمم
١٨١ ص
(٣٦٨)
از آن جمله است - نداشتن
مقدارى از آب كه براى تحصيل طهارت، غسل يا وضو، كفايت نمايد
١٨١ ص
(٣٦٩)
مسأله 2 - ظاهر آنست كه
واجب نيست خود انسان در جستجوى آب برود
١٨١ ص
(٣٧٠)
مسأله 3 - اگر زمين در
بعضى از طرفها، ناهموار و در بعض ديگر آن صاف است
١٨١ ص
(٣٧١)
مسأله 4 - معيار در تير،
كمان، هوا، تيرانداز آنست كه متعارف و معتدل باشد
١٨١ ص
(٣٧٢)
مسأله 5 - اگر طلب و
جستجوى آب را تا ضيق شدن وقت نماز ترك نمايد
١٨١ ص
(٣٧٣)
مسأله 6 - اگر به مقدار
لازم، طلب آب نمود(و پيدا نكرد) سپس تيمم كرد
١٨١ ص
(٣٧٤)
مسأله 7 - وجوب طلب آب در
صورتى كه ترس از درنده يا دزد و يا غير اينها دارد
١٨١ ص
(٣٧٥)
مسأله 8 - ظاهر آنست كه
لازم نيست طلب آب در وقت نماز باشد
١٨٣ ص
(٣٧٦)
مسأله 9 - اگر يك مقدار
آبى دارد كه فقط براى طهارت،(غسل يا وضو) كافى است
١٨٣ ص
(٣٧٧)
مسأله 10 - بنابر احتياط
واجب اگر بدون مشقت بر كندن چاهى قدرت داشته باشد بايد بكند
١٨٣ ص
(٣٧٨)
و از آن جمله است - ترس
ضرر داشتن استعمال آب
١٨٣ ص
(٣٧٩)
و از آن جمله است اينكه -
استعمال آب موجب خوف عطش بر حيوان محترمى(مثلا گوسفند) باشد
١٨٥ ص
(٣٨٠)
و از آن جمله است اينكه -
تحصيل آب يا استعمال آن - هر چند كه ضرر و ترس ضرر را ندارد داراى حرج و مشقت
شديدى باشد
١٨٥ ص
(٣٨١)
و از آن جمله است اينكه -
تحصيل آب متوقف بر پرداخت همه اموالى را دارد
١٨٥ ص
(٣٨٢)
و از آن جمله است اينكه -
وقت براى تحصيل يا استعمال آب، تنگ باشد
١٨٥ ص
(٣٨٣)
و از آن جمله است اينكه -
واجب باشد آبى را كه دارد در پاك كردن نجس و مانند آن، كه چيزى غير آب جاى آن را
نمىگيرد بكار برد
١٨٥ ص
(٣٨٤)
مسأله 11 - در عطشى كه با
وجود آن تيمم جايز است
١٨٥ ص
(٣٨٥)
مسأله 12 - اگر مىتوانست
نماز را با طهارت به آب - غسل يا وضو - بخواند
١٨٥ ص
(٣٨٦)
مسأله 13 - اگر در اندازه
وقت باقيمانده شك كند
١٨٧ ص
(٣٨٧)
مسأله 14 - اگر امر داير
شد بين خواندن تمام نماز در وقت، با تيمم، و خواندن يك ركعت آن در وقت، با وضو
١٨٧ ص
(٣٨٨)
مسأله 15 - با تيممى كه در
اثر ضيق وقت با داشتن آب، نموده
١٨٧ ص
(٣٨٩)
مسأله 16 - در منتقل
شدن(از وظيفه طهارت به آب) به وظيفه تيمم فرقى نيست بين آنكه اصلا آب نداشته باشد
يا آنكه مقدارى داشته باشد
١٨٧ ص
(٣٩٠)
مسأله 17 - كسى كه
وظيفهاش تيمم است اگر مخالفت كرده وضو بگيرد يا غسل نمايد
١٨٧ ص
(٣٩١)
مسأله 18 - تيمم براى نماز
ميت و خواب هر چند كه متمكن از آب باشد، جايز است
١٨٧ ص
(٣٩٢)
چيزهايى كه به آنها تيمم
مىشود
١٨٩ ص
(٣٩٣)
مسأله 1 - بايد تيمم به
صعيد باشد
١٨٩ ص
(٣٩٤)
مسأله 2 - اگر در چيزى شك
كند كه خاك است يا غير آن
١٨٩ ص
(٣٩٥)
مسأله 3 - با داشتن خاك و
مانند آن بنابر احتياط واجب تيمم بر گچ و آهك، بعد از پخته شدن آنها، جايز نيست
١٨٩ ص
(٣٩٦)
مسأله 4 - تيمم بر زمين
نجس
١٩١ ص
(٣٩٧)
مسأله 5 - كسى كه در مكان
غصبى زندانى است
١٩١ ص
(٣٩٨)
مسأله 6 - اگر زمين نبود
بايد به غبار لباسش يا نمد زين اسبش يا يال چهار پايش، از آن چيزهائى كه ظاهر آنها
غبار زمين دارد تيمم نمايد
١٩١ ص
(٣٩٩)
مسأله 7 - تيمم بر يخ صحيح
نيست
١٩٣ ص
(٤٠٠)
مسأله 8 - تيمم بر ماسه و
همچنين بر شورهزار مكروه است
١٩٣ ص
(٤٠١)
كيفيت تيمم
١٩٣ ص
(٤٠٢)
مسأله 1 - كيفيت تيمم، در
حال اختيار
١٩٣ ص
(٤٠٣)
مسأله 2 - اگر زدن كف دست
بر زمين و مسح با كف آن ممكن نباشد
١٩٥ ص
(٤٠٤)
واجبات تيمم
١٩٥ ص
(٤٠٥)
مسأله 1 - در تيمم، نيت
معتبر است
١٩٥ ص
(٤٠٦)
مسأله 2 - در تيمم بدل از
وضو و غسل براى مسح صورت و دستها يك مرتبه زدن دستها بر زمين كفايت مىكند
١٩٧ ص
(٤٠٧)
مسأله 3 - كسى كه عاجز است
بايد او را تيمم دهند
١٩٧ ص
(٤٠٨)
مسأله 4 - كسى كه يك دست
او قطع شده
١٩٧ ص
(٤٠٩)
مسأله 5 - در مسح پيشانى و
دستها بايد ماسح(مثلا كف دست) را بر آنها بكشد
١٩٧ ص
(٤١٠)
احكام تيمم
١٩٩ ص
(٤١١)
مسأله 1 - بنابر احتياط
واجب تيمم براى نماز واجب قبل از داخل شدن وقت آن صحيح نيست
١٩٩ ص
(٤١٢)
مسأله 2 - اگر براى نمازى
كه وقت آن داخل شده است تيمم نمود و تيمم باطل نشد
١٩٩ ص
(٤١٣)
مسأله 3 - كسى كه داراى
حدث اكبر غير از جنابت است بايد دو تيمم نمايد
١٩٩ ص
(٤١٤)
مسأله 4 - اگر چند سبب
مختلف حدث اكبر جمع شود
٢٠١ ص
(٤١٥)
مسأله 5 - تيمم بدل از وضو
به وسيله حدث اصغر و اكبر باطل مىشود
٢٠١ ص
(٤١٦)
مسأله 6 - اگر قبل از
نماز، آب پيدا شود و شرعا و عقلا بتواند از آن استفاده كند
٢٠١ ص
(٤١٧)
مسأله 7 - اگر شخص جنب بعد
از تيمم به مقدار وضو آب پيدا كند
٢٠٣ ص
(٤١٨)
مسأله 8 - اگر بعد از نماز
آب پيدا كند، اعاده نماز واجب نيست
٢٠٣ ص
(٤١٩)
مسأله 9 - اگر بعد از فراغ
از تيمم در بعضى از اجزاء آن شك كند
٢٠٣ ص
(٤٢٠)
فصل نجاسات
٢٠٣ ص
(٤٢١)
نجاسات
٢٠٣ ص
(٤٢٢)
مسأله 1 - نجاسات يازده
چيز است
٢٠٣ ص
(٤٢٣)
مسأله 2 - اگر در مدفوعى
شك كند كه آيا از حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت
٢٠٥ ص
(٤٢٤)
مسأله 3 - مشكدان آهو در
صورتى كه جان داشتن آن احراز شود
٢٠٧ ص
(٤٢٥)
مسأله 4 - چيزهائى از
قبيل گوشت، پيه و پوست كه از دست مسلمان و بازار مسلمين گرفته مىشود
٢٠٧ ص
(٤٢٦)
مسأله 5 - اگر مسلمان گوشت
يا پيه يا پوست را از كافر يا از بازار كفار بگيرد
٢٠٧ ص
(٤٢٧)
مسأله 6 - اگر چيزى از
كفار يا از بازار آنها گرفته شود
٢٠٧ ص
(٤٢٨)
مسأله 7 - خون باقيمانده
در حيوان بعد از ذبح شرعى
٢٠٩ ص
(٤٢٩)
مسأله 8 - چيزى كه معلوم
نيست خون است يا چيز ديگر پاك است
٢٠٩ ص
(٤٣٠)
مسأله 9 - خونى كه از بين
دندانها بيرون مىآيد نجس و بلعيدن آن حرام است
٢٠٩ ص
(٤٣١)
مسأله 10 - خونى كه به
خاطر كوبيده شدن، زير ناخنها يا پوست بسته مىشود
٢٠٩ ص
(٤٣٢)
مسأله 11 - خوردن كشمش و
خرمائى كه توى روغن بجوشند
٢١١ ص
(٤٣٣)
مسأله 12 - شيعه غير اثنى
عشرى از فرقههاى شيعه
٢١٣ ص
(٤٣٤)
احكام نجاسات
٢١٣ ص
(٤٣٥)
مسأله 1 - مشروط بودن صحت
نماز به طهارت بدن
٢١٣ ص
(٤٣٦)
مسأله 2 - بنابر احتياط
واجب حصير و فرش مسجد مانند خود مسجد است
٢١٥ ص
(٤٣٧)
مسأله 3 - فرقى بين مسجد
آباد و مخروبه و متروك نيست
٢١٥ ص
(٤٣٨)
مسأله 4 - اگر معلوم باشد
كه واقف مسجد، نسبت به بعضى از قسمتهاى آن قصد مسجديت نكرده است
٢١٥ ص
(٤٣٩)
مسأله 5 - كما اينكه نجس
كردن قرآن كريم حرام است، نوشتن آن با رنگ نجس(هم) حرام است
٢١٥ ص
(٤٤٠)
مسأله 6 - كسى كه عمدا با
نجاست نماز بخواند نمازش باطل است
٢١٥ ص
(٤٤١)
مسأله 7 - اگر فقط داراى
ساتر عورتى كه نجس است باشد
٢١٥ ص
(٤٤٢)
مسأله 8 - اگر فقط دو جامه
دارد كه يكى از آنها بطور نامشخص نجس است
٢١٧ ص
(٤٤٣)
كيفيت نجس شدن با نجاسات
٢١٧ ص
(٤٤٤)
مسأله 1 - اگر چيز پاكى به
نجاست برسد
٢١٧ ص
(٤٤٥)
مسأله 2 - اگر اصل رطوبت و
يا سرايت آن مشكوك باشد
٢١٧ ص
(٤٤٦)
مسأله 3 - فقط با يقين يا
گفته ذو اليد 71 يا شهادت دو نفر عادل، نجس شدن چيز پاك يا پاك شدن چيز نجس، ثابت
مىشود
٢١٧ ص
(٤٤٧)
مسأله 4 - علم اجمالى 72
مثل علم تفصيلى 73 است
٢١٩ ص
(٤٤٨)
مسأله 5 - اگر دو شاهد
شهادت دادند كه قبلا نجس بوده
٢١٩ ص
(٤٤٩)
مسأله 6 - منظور از ذو
اليد هر آن كس است كه متصدى و صاحب اختيار آن باشد
٢١٩ ص
(٤٥٠)
مسأله 7 - اگر چيزى در دست
دو نفر مانند دو شريك باشد
٢١٩ ص
(٤٥١)
مسأله 8 - ذو اليد عادل
باشد يا فاسق، فرقى نمىكند
٢٢١ ص
(٤٥٢)
مسأله 9 - چيز متنجس در
صورت كم بودن واسطه، مثل دو و سه، نجسكننده است
٢٢١ ص
(٤٥٣)
مسأله 10 - چيزى كه در
داخل بدن به نجاست آن مىرسد، نجس نمىشود
٢٢١ ص
(٤٥٤)
آنچه كه از نجاسات در نماز
عفو شده است
٢٢١ ص
(٤٥٥)
مسأله 1 - نجاساتى كه در
نماز عفو شده چند چيز است
٢٢١ ص
(٤٥٦)
مسأله 2 - اگر خون در لباس
و بدن به صورت پراكنده باشد
٢٢٣ ص
(٤٥٧)
مسأله 3 - خون كمتر از
درهم كه معلوم نيست از خونهاى استثنائى است
٢٢٣ ص
(٤٥٨)
مسأله 4 - چيزى كه با خون
نجس شده مانند خون اگر كمتر از يك درهم باشد
٢٢٣ ص
(٤٥٩)
مطهرات(پاك كنندهها)
٢٢٥ ص
(٤٦٠)
اول - آب
٢٢٥ ص
(٤٦١)
مسأله 1 - ظرفى كه با ولوغ
سگ نجس شده
٢٢٧ ص
(٤٦٢)
مسأله 2 - اگر در ظرفى موش
صحرايى مرده باشد يا خوك از آن(مثلا آبى) آشاميده باشد
٢٢٩ ص
(٤٦٣)
مسأله 3 - تطهير ظرفهاى
كوچك و بزرگ كه سر آنها تنگ يا گشاده است
٢٢٩ ص
(٤٦٤)
مسأله 4 - اگر تنور نجس
شود
٢٢٩ ص
(٤٦٥)
مسأله 5 - اگر ظاهر برنج و
ماش و مانند اينها نجس شود
٢٢٩ ص
(٤٦٦)
مسأله 6 - گوشتى كه با آب
نجس پخته شده
٢٣١ ص
(٤٦٧)
مسأله 7 - اگر لباسش نجسش
را بشويد سپس مقدارى اشنان 79 و مانند آن در آن ببيند
٢٣١ ص
(٤٦٨)
مسأله 8 - اگر غذاى نجسى
را بخورد، آنچه كه در لابلاى دندانها مانده، به نجاستش باقى است
٢٣١ ص
(٤٦٩)
دوم - زمين
٢٣١ ص
(٤٧٠)
سوم - آفتاب
٢٣٣ ص
(٤٧١)
مسأله 9 - اگر زمين و
مانند آن خشك باشد و بخواهند آفتاب، آن را تطهير كند
٢٣٣ ص
(٤٧٢)
مسأله 10 - سنگريزه و خاك
و گل و سنگها - مادامىكه روى زمين قرار گرفته
٢٣٣ ص
(٤٧٣)
چهارم - استحاله
٢٣٣ ص
(٤٧٤)
پنجم - رفتن(كم شدن) دو
سوم آب انگور
٢٣٥ ص
(٤٧٥)
ششم - انتقال
٢٣٥ ص
(٤٧٦)
هفتم - اسلام
٢٣٥ ص
(٤٧٧)
هشتم - تبعيت
٢٣٥ ص
(٤٧٨)
نهم - برطرف شدن عين نجاست
از بدن حيوانهاى زبان بسته و از مواضع درونى انسان
٢٣٧ ص
(٤٧٩)
دهم - غائب شدن
٢٣٧ ص
(٤٨٠)
يازدهم - استبراء حيوان
جلال(نجاستخوار)
٢٣٧ ص
(٤٨١)
احكام ظرفها
٢٣٧ ص
(٤٨٢)
مسأله 1 - ظروف كفار مانند
ظروف غير آنان، مادامىكه تماس آنها با ظروف با رطوبت سرايتكننده، معلوم نباشد،
محكوم به پاكى مىباشد
٢٣٧ ص
(٤٨٣)
مسأله 2 - خوردن و آشاميدن
در ظرفهاى طلا و نقره
٢٣٩ ص
(٤٨٤)
مسأله 3 - ظاهرا مقصود از
ظروف آنست كه در خوردن و آشاميدن و پختن و شستشو و خميرگيرى به كار گرفته مىشود
٢٣٩ ص
(٤٨٥)
مسأله 4 - حرمت ريختن از
ظرف طلا و نقره به ظرفى ديگر به قصد خوردن
٢٤١ ص
(٤٨٦)
مسأله 5 - ظاهر آنست كه
وضو از ظرف طلا و نقره مانند وضو از ظرف غصبى است
٢٤١ ص
(٤٨٧)
پاورقيها
٢٤١ ص
(٤٨٨)
كتاب نماز
٢٤٥ ص
(٤٨٩)
مقدمات نماز شش چيز است
٢٤٥ ص
(٤٩٠)
مقدمه اول
٢٤٥ ص
(٤٩١)
مسأله 1 - نماز واجب و
مستحب است
٢٤٥ ص
(٤٩٢)
مسأله 2 - بنابر اقوا نماز
غفيله مستحب است
٢٤٧ ص
(٤٩٣)
مسأله 3 - نشسته خواندن
نوافل رواتب يوميه و غير آنها حتى در حال اختيار جايز است
٢٤٩ ص
(٤٩٤)
مسأله 4 - وقت نافله ظهر
٢٤٩ ص
(٤٩٥)
مسأله 5 - در روز جمعه
خواندن نافلههاى ظهر و عصر پيش از آنكه ظهر شود هيچ اشكال ندارد
٢٤٩ ص
(٤٩٦)
مسأله 6 - وقت نماز ظهر و
عصر
٢٤٩ ص
(٤٩٧)
مسأله 7 - مقصود از وقت
اختصاصى نماز
٢٥١ ص
(٤٩٨)
مسأله 8 - اگر عمدا نماز
عصر را بر ظهر يا عشا را بر مغرب مقدم بدارد
٢٥١ ص
(٤٩٩)
مسأله 9 - اگر براى شخص
غير مسافر به مقدار خواندن پنج ركعت و براى مسافر به مقدار خواندن سه ركعت وقت تا
غروب باقى مانده باشد
٢٥٣ ص
(٥٠٠)
مسأله 10 - عدول(برگرداندن
نيت از نماز بعدى به نماز قبلى جايز است
٢٥٣ ص
(٥٠١)
مسأله 11 - اگر شخص مسافر
به مقدار خواندن چهار ركعت، وقت داشته باشد
٢٥٣ ص
(٥٠٢)
مسأله 12 - بنابر احتياط
واجب صاحبان عذر كه اميد دارند عذرشان در(اواخر) وقت برطرف گردد بايد نماز را از
اول وقت تأخير اندازند
٢٥٣ ص
(٥٠٣)
مسأله 13 - خواندن نماز
مستحب در وقت نماز واجب مادامىكه وقت آن ضيق نشود بنابر اقوا جايز است
٢٥٣ ص
(٥٠٤)
مسأله 14 - اگر يقين به
داخل شدن وقت نمايد
٢٥٣ ص
(٥٠٥)
مسأله 15 - اگر از اول وقت
به مقدار خواندن نماز و تحصيل مقدمات آن مانند طهارت با آب يا خاك و غيره بر اساس
حال و وضع نمازگزار، بگذرد
٢٥٥ ص
(٥٠٦)
مسأله 16 - شخص بىعذر،
موقع شروع نماز، بايد بداند كه وقت نماز شده است
٢٥٥ ص
(٥٠٧)
مقدمه دوم در قبله است
٢٥٥ ص
(٥٠٨)
مسأله 1 - حتى الامكان رو
به قبله بودن در نمازهاى واجب چه يوميه و چه غير يوميه حتى نماز ميت واجب است
٢٥٥ ص
(٥٠٩)
مسأله 2 - دانستن اينكه رو
به قبله است، در حال نماز، معتبر است
٢٥٥ ص
(٥١٠)
مسأله 3 - شخص متحيرى كه
واجب است نمازش را به بيش از يك طرف بخواند
٢٥٧ ص
(٥١١)
مسأله 4 - اگر طبق دليل
معتبرى به يك طرف(به عنوان قبله) نماز بخواند
٢٥٧ ص
(٥١٢)
مقدمه سوم در ستر و
ساتر(پوشش و لباس نمازگزار)
٢٥٧ ص
(٥١٣)
مسأله 1 - پوشش در نماز و
اجزاء آن و سجده سهو
٢٥٧ ص
(٥١٤)
مسأله 2 - اگر عورت در اثر
باد يا غفلت آشكار شود
٢٥٩ ص
(٥١٥)
مسأله 3 - عورت مرد كه
بايد در نماز آن را بپوشاند همان است كه نگاه كردن به آن حرام است
٢٥٩ ص
(٥١٦)
مسأله 4 - بر زن واجب است،
گردن و زير چانه خود بپوشاند
٢٥٩ ص
(٥١٧)
مسأله 5 - كنيز و دختر
بچه(در پوشش نماز) مانند زن حر(آزاد) و بالغ مىباشند
٢٥٩ ص
(٥١٨)
مسأله 6 - پوشاندن عورت از
طرف پايين واجب نيست
٢٥٩ ص
(٥١٩)
مسأله 7 - پوشاندن عورت از
نگاه كردن، تحقق پيدا مىكند به هر چيزى كه مانع نگاه كردن مىشود
٢٥٩ ص
(٥٢٠)
مسأله 8 - در ساتر عورت
بلكه بطور كلى در لباس نمازگزار چند چيز معتبر است
٢٦١ ص
(٥٢١)
مسأله 9 - در غصب ميان
اينكه اصل مال يا منفعت آن غصبى باشد و يا آنكه حق ديگرى به آن تعلق گرفته باشد
مانند(لباس) رهنى، فرقى نيست
٢٦١ ص
(٥٢٢)
مسأله 10 - اگر لباس با
رنگ غصبى رنگ شود
٢٦١ ص
(٥٢٣)
مسأله 11 -(نماز) با شمع و
عسل و ابريشمى كه با چيز ديگر ممزوج شده
٢٦٣ ص
(٥٢٤)
مسأله 12 - خز از حيوان
حرام گوشت، استثناء شده است
٢٦٣ ص
(٥٢٥)
مسأله 13 - زوائد انسان
مانند مو و آب دهان و شير انسان
٢٦٣ ص
(٥٢٦)
مسأله 14 - محكم كردن
دندانها با طلا
٢٦٣ ص
(٥٢٧)
مسأله 15 - آنچه بر مردان
حرام است، خصوص پوشيدن ابريشم است
٢٦٥ ص
(٥٢٨)
مسأله 16 - دانستى كه آنچه
حرام است پوشيدن ابريشم محض است
٢٦٥ ص
(٥٢٩)
مسأله 17 - لباس شهرت و
لباس مختص به جنس مخالف نماز را باطل نمىكند
٢٦٥ ص
(٥٣٠)
مسأله 18 - اگر شك كند كه
لباس يا انگشترش طلا است يا غير طلا
٢٦٥ ص
(٥٣١)
مسأله 19 - پوشيدن ابريشم
براى بچه، اشكالى ندارد
٢٦٥ ص
(٥٣٢)
مسأله 20 - اگر نمازگزار،
ساترى حتى علف و برگ درخت پيدا نكند
٢٦٧ ص
(٥٣٣)
مسأله 21 - كسى كه ساتر
ندارد و احتمال مىدهد در آخر وقت پيدا شود
٢٦٧ ص
(٥٣٤)
مقدمه چهارم در
مكان(نمازگزار) است
٢٦٧ ص
(٥٣٥)
مسأله 1 - نماز در هر
مكانى جايز است مگر آنكه اصل يا منفعت آن غصبى باشد
٢٦٧ ص
(٥٣٦)
مسأله 2 - نماز، در زمين
غصبى كه مالك آن معلوم نيست، جايز نيست
٢٦٧ ص
(٥٣٧)
مسأله 3 - نماز در زير سقف
و چادر غصبى و سرا و خانهاى كه بعضى از ديوارهايش غصبى است
٢٦٧ ص
(٥٣٨)
مسأله 4 - اگر خانهاى را
با عين مالى كه خمس يا زكات به آن تعلق گرفته، بخرد
٢٦٩ ص
(٥٣٩)
مسأله 5 - جواز تصرف و
نماز خواندن در ملك ديگرى دائر مدار آنست كه احراز رضايت و طيب خاطر مالك بشود
٢٦٩ ص
(٥٤٠)
مسأله 6 - خواندن نماز در
زمينهاى وسيع مانند صحراها و كشتزارها و بوستانهائى كه ديوارى براى آنها بنا نشده،
جايز است
٢٦٩ ص
(٥٤١)
مسأله 7 - مقصود از مكانى
كه به خاطر غصب بودن آن، نماز در آن باطل است
٢٦٩ ص
(٥٤٢)
مسأله 8 - نماز مرد و زن
اگر در محاذات و رديف هم قرار بگيرند
٢٧١ ص
(٥٤٣)
مسأله 9 - ظاهر آنست كه
مساوى بلكه جلوتر از قبر معصوم(عليه السلام) نماز خواندن جايز است
٢٧١ ص
(٥٤٤)
مسأله 10 - پاك بودن مكان
نمازگزار لازم نيست
٢٧١ ص
(٥٤٥)
مسأله 11 - در حال اختيار،
محل سجده بايد طورى باشد كه بتوان پيشانى را روى آن برقرار نمود
٢٧٣ ص
(٥٤٦)
مسأله 12 - اگر زمين و
گلولاى طورى است كه اگر براى سجده و تشهد بنشيند
٢٧٣ ص
(٥٤٧)
مسأله 13 - اگر نزد او
چيزى كه سجده بر آن صحيح است، نباشد
٢٧٥ ص
(٥٤٨)
مسأله 14 - هرگاه در اثناى
نماز چيزى را كه سجده بر آن صحيح است از دست بدهد
٢٧٥ ص
(٥٤٩)
مسأله 15 - جائى را كه
نماز واجب در آنجا خوانده مىشود بايد استقرار داشته و نلرزد
٢٧٥ ص
(٥٥٠)
مسأله 16 - خواندن نماز در
مساجد، مستحب است
٢٧٥ ص
(٥٥١)
مسأله 17 - تعطيل گذاشتن
مسجد مكروه است
٢٧٧ ص
(٥٥٢)
مسأله 18 - ساختن مسجد از
مستحبات مؤكد است
٢٧٧ ص
(٥٥٣)
مسأله 19 - از مشهور فقها
نقل شده كه فرمودهاند زمينى كه مىخواهند مسجد شود، بايد براى آن صيغه وقف
خوانده شود
٢٧٧ ص
(٥٥٤)
مسأله 20 - خواندن نماز در
حمام
٢٧٧ ص
(٥٥٥)
مقدمه پنجم در اذان و
اقامه است
٢٧٩ ص
(٥٥٦)
مسأله 1 - استحباب اذان و
اقامه
٢٧٩ ص
(٥٥٧)
مسأله 2 - اذان نماز عصر
اگر با نماز ظهر و اذان نماز عشا اگر با نماز مغرب خوانده شود، ساقط مىشود
٢٧٩ ص
(٥٥٨)
مسأله 3 - اذان و اقامه در
مواردى ساقط مىشوند
٢٧٩ ص
(٥٥٩)
مقدمه ششم
٢٨١ ص
(٥٦٠)
افعال نماز
٢٨٣ ص
(٥٦١)
نيت
٢٨٣ ص
(٥٦٢)
مسأله 1 - نيت عبارت است
از قصد انجام كار(يعنى نماز)
٢٨٣ ص
(٥٦٣)
مسأله 2 - در نيت،
اخلاص(خالص بودن آن از هدفهاى غير خدايى) معتبر است
٢٨٥ ص
(٥٦٤)
مسأله 3 - اگر غير ريا، از
ضميمهها(و اهداف) مباح يا مستحب، تبعا(و بطور طفيلى) مقصود باشند
٢٨٥ ص
(٥٦٥)
مسأله 4 - اگر نمازگزار در
ذكر يا خواندن حمد و سوره، صدايش را بلند كند
٢٨٥ ص
(٥٦٦)
مسأله 5 - نوع نمازى را كه
مىخواند بايد و لو بطور اجمال در نيت مشخص شود
٢٨٥ ص
(٥٦٧)
مسأله 6 - وقتى كه
نمازگزار، عنوانى را كه(خود به خود) به قضا و ادا، موصوف مىشود، مانند عنوان نماز
ظهر و عصر را مثلا و لو اجمالا قصد كند
٢٨٧ ص
(٥٦٨)
مسأله 7 - نيت قصر(شكسته
خواندن) و اتمام(تمام خواندن نماز) واجب نيست
٢٨٧ ص
(٥٦٩)
مسأله 8 - نيت اينكه نماز
واجب يا مستحب است، لازم نيست
٢٨٧ ص
(٥٧٠)
مسأله 9 - تصور كردن تمام
افعال و جزئيات نماز، موقع نيت، لازم نيست
٢٨٧ ص
(٥٧١)
مسأله 10 - اگر در اثناى
نماز، قصد شكستن نماز نمايد
٢٨٧ ص
(٥٧٢)
مسأله 11 - اگر نمازگزار
كه مشغول خواندن نماز است شك كند كه اين نماز را به عنوان ظهر نيت كرده يا به
عنوان عصر
٢٨٩ ص
(٥٧٣)
مسأله 12 - در چند مورد،
از نمازى به نماز ديگر مىتواند عدول نمايد
٢٨٩ ص
(٥٧٤)
مسأله 13 - عدول از نماز
مستحبى به نماز واجب و از نماز مستحبى به نماز مستحبى
٢٩١ ص
(٥٧٥)
مسأله 14 - اگر مثلا به قصد
دومين دو ركعت نماز شب، شروع به نماز كند
٢٩١ ص
(٥٧٦)
تكبيرة الاحرام
٢٩١ ص
(٥٧٧)
مسأله 1 - احتياط واجب آن
است كه«الله اكبر» را به دعاى قبل از آن متصل نكند
٢٩٣ ص
(٥٧٨)
مسأله 2 - مستحب است، شش
تكبير بر تكبيرة الاحرام افزوده شود
٢٩٣ ص
(٥٧٩)
مسأله 3 - مستحب است، امام
جماعت، تكبيرة الاحرام را طورى بلند بگويد كه افراد پشت سر او، بشنوند
٢٩٥ ص
(٥٨٠)
مسأله 4 - مستحب است، موقع
گفتن تكبيرة الاحرام، دستها را تا مقابل گوشها يا تا مقابل صورتش بلند كند
٢٩٥ ص
(٥٨١)
مسأله 5 - اگر«الله اكبر»
بگويد، سپس در حالى كه ايستاده است، شك كند
٢٩٥ ص
(٥٨٢)
قيام(ايستادن)
٢٩٥ ص
(٥٨٣)
مسأله 1 - مقصود از قيام
٢٩٥ ص
(٥٨٤)
مسأله 2 - نمازگزار در
صورت امكان بايد طبق حال و وضع خودش بطور معتدل كاملا راست بايستد
٢٩٥ ص
(٥٨٥)
مسأله 3 - نبايد در قيام،
فاصله بين دو پا به اندازهاى باشد كه از صدق عنوان قيام خارج گردد
٢٩٧ ص
(٥٨٦)
مسأله 4 - در قيام، به
مقدار مساوى بر پاها اعتماد كردن، واجب نيست
٢٩٧ ص
(٥٨٧)
مسأله 5 - اگر به هيچگونه
- و لو با تكيه دادن يا خم شدن يا باز كردن پاها و خلاصه به هيچ وجه، حتى به صورت
قيام اضطرارى - نتواند بايستد
٢٩٧ ص
(٥٨٨)
مسأله 6 - اگر بتواند
بايستد ولى نتواند ايستاده ركوع كند
٢٩٧ ص
(٥٨٩)
مسأله 7 - اگر در بعضى از
ركعات نماز - نه همه آنها - بتواند ايستاده نماز بخواند
٢٩٧ ص
(٥٩٠)
مسأله 8 - برقرارى و
پابرجا بودن در قيام و كارهاى ديگر نماز واجب
٢٩٧ ص
(٥٩١)
قرائت و ذكر
٢٩٩ ص
(٥٩٢)
مسأله 1 - در ركعت اول و
دوم از نمازهاى واجب، خواندن سوره حمد و يك سوره كامل بعد از آن، واجب است
٢٩٩ ص
(٥٩٣)
مسأله 2 - خواندن حمد، در
نمازهاى مستحبى - مانند نمازهاى واجب - واجب است
٢٩٩ ص
(٥٩٤)
مسأله 3 - خواندن بيشتر از
يك سوره در يك ركعت از نماز واجب، بنابر اقوا، جايز، ولى مكروه است
٢٩٩ ص
(٥٩٥)
مسأله 4 - خواندن سورههاى
بزرگ در نماز واجب كه باعث گذشتن وقت نماز مىشود، جايز نيست
٢٩٩ ص
(٥٩٦)
مسأله 5 -«بسم الله الرحمن
الرحيم» * جزء هر سورهاى است
٢٩٩ ص
(٥٩٧)
مسأله 6 - سوره فيل و
ايلاف با هم يك سوره است و هم چنين است سوره و الضحى و أ لم نشرح
٢٩٩ ص
(٥٩٨)
مسأله 7 - بنا بر اقوا،
وقتى كه مىخواهد«بسم الله الرحمن الرحيم» * بگويد، بايد سوره را تعيين نمايد
٣٠١ ص
(٥٩٩)
مسأله 8 - عدول از سورهاى
به سوره ديگرى مادامىكه به نصف سوره نرسيده است، جايز است
٣٠١ ص
(٦٠٠)
مسأله 9 - واجب است
قرائت(حمد و سوره) نماز ظهر و عصر، غير از«بسم الله الرحمن الرحيم» *، آهسته
خوانده شود
٣٠١ ص
(٦٠١)
مسأله 10 - براى مردها،
بلند گفتن«بسم الله الرحمن الرحيم» * براى حمد و سوره در نماز ظهر و عصر، مستحب
است
٣٠١ ص
(٦٠٢)
مسأله 11 - ميزان بلند
خواندن و آهسته خواندن، آشكار شدن جوهر صدا و آشكار نشدن آن است
٣٠٣ ص
(٦٠٣)
مسأله 12 - واجب است كه
قرائت، صحيح باشد
٣٠٣ ص
(٦٠٤)
مسأله 13 - معيار در صحيح
بودن قرائت اين است كه حروف، از مخارج خودشان، ادا شوند
٣٠٣ ص
(٦٠٥)
مسأله 14 - احتياط آن است
كه از يكى از قرائتهاى هفتگانه، تخلف ننمايد
٣٠٥ ص
(٦٠٦)
مسأله 15 - قرائت«مالك يوم
الدين» و«ملك يوم الدين» جايز است
٣٠٥ ص
(٦٠٧)
مسأله 16 - كسى كه(قرائتش
صحيح نيست و) فقط مىتواند بطور غلط يا با عوض كردن بعضى از حرفهاى قرائت، بخواند
٣٠٥ ص
(٦٠٨)
مسأله 17 - نمازگزار در
غير ركعت اول و دوم(يعنى در ركعت سوم و چهارم) نمازهاى واجب، بين خواندن سوره حمد
و گفتن ذكر تسبيحات اربعه مخير است
٣٠٥ ص
(٦٠٩)
مسأله 18 - اگر قصد خواندن
تسبيحات نمود ولى زبانش به خواندن حمد سبقت گرفت
٣٠٥ ص
(٦١٠)
مسأله 19 - اگر سوره حمد
را به خيال آنكه كه در ركعت اول و دوم است، بخواند
٣٠٥ ص
(٦١١)
مسأله 20 - احتياط واجب آن
است كه تسبيحات را بيشتر از سه مرتبه نگويد
٣٠٧ ص
(٦١٢)
مسأله 21 - مستحب است
خواندن سوره«عم يتساءلون» يا«هل اتى» يا«غاشية» يا«قيامت» و مانند اينها در نماز
صبح
٣٠٧ ص
(٦١٣)
مسأله 22 - وجوب ترك قرائت
در موقع حركت
٣٠٧ ص
(٦١٤)
مسأله 23 - هرگاه در صحيح
خواندن آيه يا كلمهاى شك نمايد
٣٠٧ ص
(٦١٥)
ركوع
٣٠٧ ص
(٦١٦)
مسأله 1 - در هر ركعت از
نمازهاى واجب يوميه، يك ركوع واجب است
٣٠٧ ص
(٦١٧)
مسأله 2 - كسى كه بر خم
شدن كه در ركوع لازم است، قدرت نداشته باشد
٣٠٩ ص
(٦١٨)
مسأله 3 - در خم شدن شرط
است كه به قصد ركوع باشد
٣٠٩ ص
(٦١٩)
مسأله 4 - كسى كه كمرش
مادرزادى يا به جهتى مثلا مريضى ، مانند شخص در حال ركوع است
٣٠٩ ص
(٦٢٠)
مسأله 5 - اگر ركوع را
فراموش كند و به طرف سجده فرود آيد
٣٠٩ ص
(٦٢١)
مسأله 6 - اگر به قصد ركوع
خم شود و وقتى كه به حد ركوع رسيد، ركوع را فراموش كند
٣١١ ص
(٦٢٢)
مسأله 7 - گفتن ذكر در
ركوع واجب است
٣١١ ص
(٦٢٣)
مسأله 8 - هنگام گفتن ذكر
واجب، بايد بدن در حال طمأنينه و آرامش باشد
٣١١ ص
(٦٢٤)
مسأله 9 - در حالى كه راست
ايستاده، گفتن تكبير براى ركوع، مستحب است
٣١١ ص
(٦٢٥)
سجده
٣١٣ ص
(٦٢٦)
سجده واجب
٣١٣ ص
(٦٢٧)
مسأله 1 - در هر ركعت، دو
سجده واجب است
٣١٣ ص
(٦٢٨)
مسأله 2 - بنابر احتياط
واجب(هنگام سجده) بايد بر مواضع هفتگانه تكيه كند
٣١٥ ص
(٦٢٩)
مسأله 3 - منظور از جاى
ايستادن(موقف) كه واجب است ميان آن و جايى كه پيشانى، بر آن نهاده مىشود، به آن
اندازه كه گفته شد تفاوت نباشد
٣١٥ ص
(٦٣٠)
مسأله 4 - اگر پيشانى بر
جاى بلندى قرار گيرد، كه بلنديش بيشتر از آن مقدارى است كه بخشيده شده است
٣١٧ ص
(٦٣١)
مسأله 5 - اگر بطور غير
عمدى، پيشانى را روى چيزى بگذارد كه سجده بر آن صحيح نيست
٣١٧ ص
(٦٣٢)
مسأله 6 - كسى كه به
پيشانى او علتى مانند دمل باشد
٣١٧ ص
(٦٣٣)
مسأله 7 - اگر بدون
اختيار، پيشانيش از زمين بلند شود
٣١٧ ص
(٦٣٤)
مسأله 8 - كسى كه از سجده
نمودن عاجز باشد
٣١٧ ص
(٦٣٥)
مسأله 9 - بعد از آنكه سر
از ركوع برداشته و راست ايستاده است، مستحب است براى رفتن به سجده تكبير بگويد
٣١٩ ص
(٦٣٦)
مسأله 10 - براى زن در
نماز آداب و مستحبات مخصوصى است
٣٢١ ص
(٦٣٧)
سجده واجب در تلاوت قرآن و
سجده شكر
٣٢١ ص
(٦٣٨)
مسأله 1 - هنگام خواندن(هر
يك از) چهار آيه در چهار سوره واجب است سجده نمايد
٣٢١ ص
(٦٣٩)
مسأله 2 - در صورتى كه سبب
وجوب سجده، پشت سر هم تكرار شود
٣٢١ ص
(٦٤٠)
مسأله 3 - اگر در حال
سجده، آيه سجده را بخواند و يا گوش دهد
٣٢١ ص
(٦٤١)
مسأله 4 - ظاهر اينست كه
در وجوب سجده بر كسى كه تلاوت آيه سجده را گوش مىكند، شرط است
٣٢١ ص
(٦٤٢)
مسأله 5 - لازم است هنگام
شنيدن كلمات و حروف آيه را از هم تميز دهد
٣٢٣ ص
(٦٤٣)
مسأله 6 - در اين
سجده(واجب قرآن)، علاوه بر انجام اصل سجده، نيت و مباح بودن مكان آن نيز معتبر است
٣٢٣ ص
(٦٤٤)
مسأله 7 - در اين سجده،
تشهد و سلام و«الله اكبر» در اول آن نيست
٣٢٣ ص
(٦٤٥)
مسأله 8 - سجده كردن براى
خدا، ذاتا، از بزرگترين عبادتها است
٣٢٣ ص
(٦٤٦)
تشهد
٣٢٥ ص
(٦٤٧)
مسأله 1 - تشهد در نماز دو
ركعتى، يك مرتبه، بعد از سر برداشتن از سجده آخر واجب است
٣٢٥ ص
(٦٤٨)
مسأله 2 - در حال تشهد
بطور مطمئن و آرام نشستن، بهر نحوى كه باشد، واجب است
٣٢٧ ص
(٦٤٩)
سلام نماز
٣٢٧ ص
(٦٥٠)
مسأله 1 - سلام در نماز
واجب است
٣٢٧ ص
(٦٥١)
مسأله 2 - هر دو شكل سلام
بايد طبق ادبيات عرب گفته شوند
٣٢٩ ص
(٦٥٢)
ترتيب
٣٢٩ ص
(٦٥٣)
مسأله - در كارهاى نماز،
ترتيب واجب است
٣٢٩ ص
(٦٥٤)
موالات
٣٢٩ ص
(٦٥٥)
مسأله 1 - موالات در
كارهاى نماز واجب است
٣٢٩ ص
(٦٥٦)
مسأله 2 - همانطور كه
موالات در بين كارهاى نماز - بعضش نسبت به بعض ديگر - واجب است، همچنين در آيات و
كلمات، بلكه در حروف قرائت و تكبير و ذكر و تسبيح
٣٢٩ ص
(٦٥٧)
دو مطلب باقى مانده است
قنوت و تعقيبات
٣٣١ ص
(٦٥٨)
قنوت
٣٣١ ص
(٦٥٩)
مسأله 1 - قنوت در نمازهاى
واجب يوميه مستحب است
٣٣١ ص
(٦٦٠)
مسأله 2 - در قنوت، قول
مخصوصى معتبر نيست
٣٣١ ص
(٦٦١)
مسأله 3 - معتبر نبودن
بلند كردن دستها در قنوت
٣٣٣ ص
(٦٦٢)
مسأله 4 - غلط خواندن حروف
و حركت و سكون دعا در قنوت
٣٣٣ ص
(٦٦٣)
تعقيبات نماز
٣٣٣ ص
(٦٦٤)
مسأله 1 - بعد از فراغ از
نماز، و لو اينكه نماز مستحبى باشد، تعقيب مستحب است
٣٣٣ ص
(٦٦٥)
مسأله 2 - در تعقيب نماز
شرط است كه متصل به فراغ از نماز باشد
٣٣٣ ص
(٦٦٦)
مبطلات نماز
٣٣٥ ص
(٦٦٧)
اول حدث اصغر و اكبر
٣٣٥ ص
(٦٦٨)
دوم - تكفير
٣٣٧ ص
(٦٦٩)
سوم - تمام بدن را متوجه
پشت قبله يا طرف راست يا طرف چپ نمودن
٣٣٧ ص
(٦٧٠)
چهارم - حرف زدن عمدى
٣٣٧ ص
(٦٧١)
مسأله 1 - در هر جاى نماز،
ذكر گفتن و دعا كردن و قرآن خواندن غير از آنچه موجب سجده مىشود، اشكالى ندارد
٣٣٧ ص
(٦٧٢)
مسأله 2 - جواب سلام دادن
در اثناى نماز
٣٣٩ ص
(٦٧٣)
مسأله 3 - اگر كسى با
عبارت غلطى سلام دهد
٣٣٩ ص
(٦٧٤)
مسأله 4 - اگر سلامكننده
بچه مميز باشد، جواب سلام او واجب است
٣٣٩ ص
(٦٧٥)
مسأله 5 - اگر بر عدهاى
سلام كند كه شخص نمازگزار يكى از آنهاست
٣٣٩ ص
(٦٧٦)
مسأله 6 - واجب است جواب
سلام را چه در نماز و چه غير آن، به طرف بشنواند
٣٣٩ ص
(٦٧٧)
مسأله 7 - فورى بودن عرفى
در جواب سلام واجب است
٣٣٩ ص
(٦٧٨)
مسأله 8 - ابتداء سلام
كردن، مستحب كفائى است
٣٤١ ص
(٦٧٩)
مسأله 9 - اگر يك نفر بر
يكى از دو نفر سلام دهد
٣٤١ ص
(٦٨٠)
مسأله 10 - اگر دو نفر هر
يك به ديگرى سلام كند
٣٤١ ص
(٦٨١)
پنجم قهقهه
٣٤١ ص
(٦٨٢)
ششم - عمدا به خاطر از دست
دادن چيزهاى دنيوى، با صدا گريه كردن
٣٤١ ص
(٦٨٣)
هفتم - هر كارى كه نماز را
از بين مىبرد و صورت نماز را بهم مىزند
٣٤٣ ص
(٦٨٤)
هشتم - خوردن و آشاميدن
٣٤٣ ص
(٦٨٥)
نهم - بعد از تمام كردن
سوره حمد، عمدا«آمين» گفتن
٣٤٥ ص
(٦٨٦)
دهم - شك در ركعتهاى
نمازهاى واجبى كه چهار ركعتى نيستند و شك در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب چهار
ركعتى
٣٤٥ ص
(٦٨٧)
يازدهم - زياد يا كم كردن
جزئى از نماز عمدا و سهوا در صورتى كه ركن باشد، و عمدا اگر غير ركن باشد
٣٤٥ ص
(٦٨٨)
مسأله 11 - در نماز -
علاوه بر چيزهائى كه قبلا گفته شد - دميدن(فوت كردن) جاى سجده مكروه است
٣٤٥ ص
(٦٨٩)
مسأله 12 - در حال اختيار،
قطع نماز واجب جايز نيست
٣٤٥ ص
(٦٩٠)
نماز آيات
٣٤٥ ص
(٦٩١)
مسأله 1 - سبب اين
نماز(آيات) گرفتن خورشيد و ماه است
٣٤٥ ص
(٦٩٢)
مسأله 2 - در گرفتگى
خورشيد و ماه، ظاهر آن است كه معيار، صدق نام گرفتگى است
٣٤٧ ص
(٦٩٣)
مسأله 3 - وقت اداى نماز
آيات گرفتن ماه و خورشيد از هنگام شروع گرفتگى تا زمان شروع در بازشدن آن است
٣٤٧ ص
(٦٩٤)
مسأله 4 - وجوب نماز آيات
فقط بر كسانى است كه در شهر(و محل وقوع) حادثه و آيت باشند
٣٤٧ ص
(٦٩٥)
مسأله 5 - وقوع چيزى كه
نماز آيات براى آن واجب است و همچنين زمان آن و مقدار آن، با يقين خود انسان و
شهادت دو عادل ثابت مىشود
٣٤٧ ص
(٦٩٦)
مسأله 6 - اين نماز آيات
بر هر مكلفى واجب است
٣٤٧ ص
(٦٩٧)
مسأله 7 - كسى كه علم به
گرفتن ماه يا خورشيد پيدا نكند
٣٤٩ ص
(٦٩٨)
مسأله 8 - اگر عدهاى كه
عادل نيستند، بگويند ماه يا خورشيد گرفته
٣٤٩ ص
(٦٩٩)
مسأله 9 - نماز آيات دو
ركعت است كه در هر ركعت پنج ركوع است
٣٤٩ ص
(٧٠٠)
مسأله 10 - تمام چيزهائى
كه در نمازهاى واجب يوميه معتبر است در نماز آيات هم معتبر است
٣٥١ ص
(٧٠١)
مسأله 11 - در نماز آيات،
بلند خواندن حمد و سوره، مستحب است
٣٥١ ص
(٧٠٢)
مسأله 12 - در نماز آيات
مستحب است كه به جماعت خوانده شود
٣٥٣ ص
(٧٠٣)
احكام خلل(نواقص و زوائد)
در نماز
٣٥٣ ص
(٧٠٤)
مسأله 1 - كسى كه عمدا و
سهوا، دانسته و ندانسته به طهارت از حدث(وضو و غسل و تيمم) اخلال نمايد
٣٥٣ ص
(٧٠٥)
مسأله 2 - كسى كه سهوا
چيزى از واجبات نمازش را كم كند
٣٥٥ ص
(٧٠٦)
مسأله 3 - كسى كه مثلا
ركعت آخر نماز را فراموش كند
٣٥٧ ص
(٧٠٧)
مسأله 4 - اگر قبل از آن
كه مشغول گفتن«الله اكبر» اجمالا بداند دو سجده از ركعت قبل يا قرائت همين ركعت
حاضر از او فوت شده
٣٥٩ ص
(٧٠٨)
مسأله 5 - اگر بعد از فارغ
شدن از نماز بداند كه دو سجده را ترك نموده است
٣٥٩ ص
(٧٠٩)
مسأله 6 - اگر بعد از
ايستادن براى ركعت سوم، بداند كه تشهد را نخوانده است
٣٥٩ ص
(٧١٠)
احكام شك
٣٥٩ ص
(٧١١)
شك يا در اصل نماز است و
يا در اجزاى آن و يا در ركعتهاى آن
٣٥٩ ص
(٧١٢)
مسأله 1 - كسى كه شك كند
در نماز كه نداند نماز را خوانده است يا نه
٣٥٩ ص
(٧١٣)
مسأله 2 - اگر بداند كه
نماز عصر را خوانده است و نداند كه آيا نماز ظهر را هم خوانده است يا نه
٣٥٩ ص
(٧١٤)
مسأله 3 - اگر شك كند كه
وقت باقى مانده است يا نه
٣٦١ ص
(٧١٥)
مسأله 4 - اگر در اثناى
نماز عصر شك كند كه آيا نماز ظهر را خوانده است يا نه
٣٦١ ص
(٧١٦)
مسأله 5 - اگر بداند كه
يكى از دو نماز ظهر و عصر را خوانده است و لكن نمىداند كه مشخصا كدام يك از آنها
است
٣٦١ ص
(٧١٧)
مسأله 6 - در صورتى نبايد
به شك در نماز بعد از گذشتن وقت اعتنا كند و بنابر انجام آن بگذارد كه شك او بعد
از گذشتن وقت پيدا شود
٣٦١ ص
(٧١٨)
مسأله 7 - اگر در خواندن
اصل نماز شك كند و معتقد شود كه وقت گذشته است
٣٦١ ص
(٧١٩)
مسأله 8 - حكم كسى كه در
خواندن و نخواندن نماز، زياد شك مىكند
٣٦١ ص
(٧٢٠)
حكم شك در چيزى از كارهاى
نماز
٣٦٣ ص
(٧٢١)
مسأله 1 - كسى كه در يكى
از كارهاى نماز شك كند
٣٦٣ ص
(٧٢٢)
مسأله 2 - در بناء گذاشتن
بر انجام مشكوك فرقى بين جزءهاى مستقل و غير مستقل نيست
٣٦٣ ص
(٧٢٣)
مسأله 3 - اگر در اين كه
آنچه را كه انجام داده، صحيح بوده است يا فاسد، شك نمايد
٣٦٣ ص
(٧٢٤)
مسأله 4 - اگر شك در سلام
نماز كند بعد از آن كه داخل چيزى شود كه بر فراغ نماز مترتب است
٣٦٣ ص
(٧٢٥)
مسأله 5 - چيزى كه در محل
آن چيز در انجام آن شك كند و آن را انجام دهد، سپس متوجه شود كه آن را بجا آورده
بوده است
٣٦٥ ص
(٧٢٦)
مسأله 6 - اگر در حال انجام
دادن كارى از كارهاى نماز شك كند كه در بعضى كارهاى قبلى شك كرده يا نه
٣٦٥ ص
(٧٢٧)
حكم شك در عدد ركعتهاى
نماز واجب
٣٦٥ ص
(٧٢٨)
مسأله 1 - براى شك
مزبور(شك در ركعات نماز) به مجرد پيدا شدنش حكمى نيست اگر بعدا برطرف شود
٣٦٥ ص
(٧٢٩)
مسأله 2 - اگر بين سه و
چهار يا بين سه و پنج، يا بين سه و چهار و پنج در حال ايستادن شك نمايد
٣٦٧ ص
(٧٣٠)
مسأله 3 - اگر در شكهايى
كه تمام كردن دو سجده در آنها معتبر است، در تمام كردن دو سجده و تمام نكردن آنها،
شك نمايد
٣٦٩ ص
(٧٣١)
مسأله 4 - شك در ركعات
نماز در غير صورى كه ذكر شد، موجب باطل شدن نماز است
٣٦٩ ص
(٧٣٢)
مسأله 5 - اگر بين دو و
سه، شك نمايد
٣٦٩ ص
(٧٣٣)
مسأله 6 - اگر بعد از فارغ
شدن از نماز شك نمايد
٣٦٩ ص
(٧٣٤)
مسأله 7 - اگر يكى از شكها
برايش پيدا شود و وظيفهاش را در آن نداند
٣٦٩ ص
(٧٣٥)
مسأله 8 - اگر شك
نمازگزار، بعد از فارغ شدن از نماز، به شك ديگرى تغيير يابد
٣٧١ ص
(٧٣٦)
مسأله 9 - اگر بين دو و سه
شك نمايد و بنا را بر سه بگذارد
٣٧١ ص
(٧٣٧)
مسأله 10 - اگر بين دو و
سه شك نمايد و بنا را بر سه بگذارد
٣٧١ ص
(٧٣٨)
مسأله 11 - كسى كه از
ايستادن، ناتوان باشد
٣٧١ ص
(٧٣٩)
مسأله 12 - در شكهاى صحيح،
قطع كردن و دست برداشتن از نماز و از نو خواندن آن جايز نيست
٣٧٣ ص
(٧٤٠)
مسأله 13 - در شكهاى باطل
اگر از شكش غفلت نمايد و نمازش را تمام كند
٣٧٣ ص
(٧٤١)
مسأله 14 - اگر مسافر در
يكى از جاهاى تخيير باشد و نيت قصر نمايد
٣٧٣ ص
(٧٤٢)
مسأله 15 - اگر در حالى كه
بعد از دو سجده، نشسته است بين دو و سه شك كند
٣٧٣ ص
(٧٤٣)
حكم شكهايى كه اعتبار
ندارد
٣٧٣ ص
(٧٤٤)
مسأله 1 - مرجع در تشخيص
كثير الشك بودن عرف است
٣٧٥ ص
(٧٤٥)
مسأله 2 - اگر شك كند كه
آيا حالت كثير الشك بودن به او دست داده يا نه
٣٧٥ ص
(٧٤٦)
مسأله 3 - براى كثير الشك
جايز نيست به شك خود اعتنا كند
٣٧٥ ص
(٧٤٧)
مسأله 4 - اگر براى هر يك
از امام و مأموم شكى عارض شود
٣٧٧ ص
(٧٤٨)
مسأله 5 - نمازهاى مستحبى
كه كيفيت خاص يا سوره مخصوصى دارند
٣٧٧ ص
(٧٤٩)
حكم ظن و گمان در كارها و
ركعتهاى نماز
٣٧٩ ص
(٧٥٠)
مسأله 1 - ظن و گمان در
عدد ركعتهاى نماز
٣٧٩ ص
(٧٥١)
مسأله 2 - اگر مردد شود در
حالتى كه برايش حاصل شده است
٣٧٩ ص
(٧٥٢)
ركعتهاى(نماز) احتياط
٣٨١ ص
(٧٥٣)
مسأله 1 - ركعتهاى(نماز)
احتياط واجب است
٣٨١ ص
(٧٥٤)
مسأله 2 - در نماز احتياط
بايد نيت كند و تكبيرة الاحرام بگويد سوره حمد را بخواند
٣٨١ ص
(٧٥٥)
مسأله 3 - اگر ركنى از
ركعتهاى(نماز) احتياط را فراموش كند
٣٨١ ص
(٧٥٦)
مسأله 4 - اگر قبل از شروع
در نماز احتياط، معلوم شود كه احتياجى به آن نيست
٣٨١ ص
(٧٥٧)
مسأله 5 - اگر در اصل
خواندن نماز احتياط شك نمايد
٣٨٣ ص
(٧٥٨)
مسأله 6 - اگر در كارى از
كارهاى نماز احتياط شك نمايد
٣٨٣ ص
(٧٥٩)
مسأله 7 - اگر نماز احتياط
را فراموش كند
٣٨٣ ص
(٧٦٠)
حكم اجزاى فراموششده نماز
٣٨٥ ص
(٧٦١)
مسأله 1 - از ميان اجزاى
فراموششده نماز غير از سجده و تشهد قضاء نمىشود
٣٨٥ ص
(٧٦٢)
مسأله 2 - اگر چند سجده و
تشهد را فراموش كند، بايد به همان تعداد، آنها را قضا نمايد
٣٨٥ ص
(٧٦٣)
مسأله 3 - در تشهدى كه
قضاء مىكند سلام واجب نيست
٣٨٥ ص
(٧٦٤)
مسأله 4 - اگر(در نماز)
اعتقاد پيدا كند كه سجده يا تشهد را فراموش كرده
٣٨٧ ص
(٧٦٥)
مسأله 5 - اگر شك كند كه
آنچه فوت شده است، يك سجده است يا دو سجده
٣٨٧ ص
(٧٦٦)
مسأله 6 - اگر قضاى سجده
يا تشهد را فراموش كند
٣٨٧ ص
(٧٦٧)
مسأله 7 - اگر قضاى يكى از
آنها(سجده يا تشهد) در نماز ظهر بر او واجب باشد
٣٨٧ ص
(٧٦٨)
حكم سجده سهو
٣٨٧ ص
(٧٦٩)
مسأله 1 - سجده سهو واجب
مىشود براى امورى به تفصيل ذيل
٣٨٧ ص
(٧٧٠)
مسأله 2 - اگر يك مرتبه
سلام زيادى بگويد
٣٨٩ ص
(٧٧١)
مسأله 3 - اگر به گردن
نمازگزار سجده سهو، و قضاى جزءهاى فراموش شده و چند ركعت نماز احتياط واجب باشد
٣٨٩ ص
(٧٧٢)
مسأله 4 - واجب است بعد از
نماز فورا سجده سهو را بجا آورد
٣٨٩ ص
(٧٧٣)
مسأله 5 - در سجده(سهو)
مذكور، همزمان با اولين جزء عملى كند به آن سجده گفته مىشود، نيت واجب است
٣٨٩ ص
(٧٧٤)
مسأله 6 - اگر در وجود سبب
سجده سهو شك نمايد
٣٩١ ص
(٧٧٥)
مسائل متفرقه
٣٩١ ص
(٧٧٦)
مسأله 1 - اگر شك كند
نمازى را كه در دست دارد و مشغول خواندن آن است آيا نماز ظهر است يا نماز عصر؟
٣٩١ ص
(٧٧٧)
مسأله 2 - اگر بعد از نماز
بداند كه دو سجده را از دو ركعت بجا نياورده
٣٩١ ص
(٧٧٨)
مسأله 3 - اگر مثلا در
ركعت چهارم باشد و شك كند شك سابقش كه بين دو و سه بود، آيا قبل از تمام كردن دو
سجده بوده يا بعد از آن
٣٩٣ ص
(٧٧٩)
مسأله 4 - اگر در ركعتى كه
مشغول خواندن آن است، شك نمايد
٣٩٣ ص
(٧٨٠)
مسأله 5 - اگر در نماز
عشا، بين سه و چهار شك نمايد
٣٩٣ ص
(٧٨١)
مسأله 6 - اگر در اثناى
نماز عصر يادش بيايد كه يك ركعت از نماز ظهر را نخوانده است
٣٩٣ ص
(٧٨٢)
مسأله 7 - اگر دو نماز
بخواند و بعد از آن يقين پيدا كند كه مثلا يك ركعت از يكى از دو نماز را نخوانده
٣٩٣ ص
(٧٨٣)
مسأله 8 - اگر بين سه و دو
يا غير آن از شكهاى صحيح شك كند
٣٩٥ ص
(٧٨٤)
مسأله 9 - اگر در ركعتى كه
در دست دارد، شك نمايد
٣٩٥ ص
(٧٨٥)
مسأله 10 - در حالى كه بعد
از تمام كردن دو سجده، نشسته اگر بين دو و سه شك نمايد
٣٩٥ ص
(٧٨٦)
مسأله 11 - اگر در اين كه
بعد از ركوع ركعت سوم نماز است يا قبل از ركوع ركعت چهارم نماز، شك نمايد
٣٩٥ ص
(٧٨٧)
مسأله 12 - اگر ايستاده
است در حالى كه در ركعت دوم نماز است ايستاده باشد و بداند كه در اين نماز دو ركوع
بجا آورده است
٣٩٥ ص
(٧٨٨)
مسأله 13 - اگر بعد از
فارغ شدن از نماز بداند كه دو سجده را بجا نياورده است
٣٩٥ ص
(٧٨٩)
مسأله 14 - اگر بعد از
آنكه مثلا داخل سجده دوم شد، بداند كه يا قرائت را نخوانده و يا ركوع را بجا
نياورده
٣٩٧ ص
(٧٩٠)
مسأله 15 - اگر قبل از
آنكه به ركوع برود، بداند كه يا دو سجده را از ركعت قبل ترك نموده يا قرائت(همين
ركعت) را
٣٩٧ ص
(٧٩١)
مسأله 16 - اگر بعد از
آنكه براى ركعت سوم ايستاد، بداند كه تشهد را نخوانده
٣٩٧ ص
(٧٩٢)
مسأله 17 - اگر اجمالا
بداند كه يكى از دو - سجده و تشهد - را بطور نامعين بجا آورده
٣٩٧ ص
(٧٩٣)
مسأله 18 - اگر بداند كه
يا سجده ركعت قبل را ترك كرده يا تشهد همين ركعت را
٣٩٧ ص
(٧٩٤)
مسأله 19 - اگر در حالى كه
در سجده است يا بعد از سجده از ركعت دوم مثلا، متوجه شود كه يك سجده يا دو سجده از
ركعت اول را ترك كرده
٣٩٧ ص
(٧٩٥)
مسأله 20 - اگر نماز ظهر و
عصر را بخواند
٣٩٩ ص
(٧٩٦)
مسأله 21 - اگر نماز ظهر و
عصر را هشت ركعت و نماز مغرب و عشا را هفت ركعت بخواند
٣٩٩ ص
(٧٩٧)
مسأله 22 - اگر با اينكه
مىداند نماز ظهر و عصر را هشت ركعت خوانده، قبل از سلام نماز عصر شك كند در اينكه
نماز ظهر را چهار ركعت خوانده
٣٩٩ ص
(٧٩٨)
مسأله 23 - اگر بداند كه
نماز ظهر و عصر را نه ركعت خوانده است
٣٩٩ ص
(٧٩٩)
مسأله 24 - اگر بداند كه
نماز مغرب و عشا را هشت ركعت خوانده است
٣٩٩ ص
(٨٠٠)
مسأله 25 - اگر نمازى را
بخواند، پس از آن معتقد شود كه آن نماز را نخوانده است
٣٩٩ ص
(٨٠١)
مسأله 26 - اگر در تشهد شك
نمايد و حال آنكه در محل شكى آن است
٤٠١ ص
(٨٠٢)
مسأله 27 - اگر بداند چيزى
را فراموش كرده
٤٠١ ص
(٨٠٣)
مسأله 28 - اگر بعد از
سلام نماز و قبل از آنكه عمدا يا سهوا چيزى را كه با نماز منافات دارد انجام دهد
٤٠١ ص
(٨٠٤)
مسأله 29 - اگر بعد از
سلام نماز و قبل از آنكه چيزى را كه با نماز منافات دارد انجام دهد
٤٠١ ص
(٨٠٥)
مسأله 30 - اگر بداند آنچه
را كه در دست دارد، ركعت چهارم است
٤٠٣ ص
(٨٠٦)
مسأله 31 - اگر بعد از
ايستادن براى ركعت بعدى، يقين كند كه يك سجده يا دو سجده يا تشهد را ترك كرده است
٤٠٣ ص
(٨٠٧)
مسأله 32 - اگر در تشهد
باشد و يادش آيد كه ركوع را فراموش كرده
٤٠٣ ص
(٨٠٨)
مسأله 33 - اگر مثلا بين
سه و چهار شك كند و بداند كه بر فرض آنكه ركعت سوم باشد، ركنى را ترك نموده
٤٠٣ ص
(٨٠٩)
مسأله 34 - اگر بعد از
ايستادن يا وارد شدن به تشهد، بداند كه يكى از دو سجده را فراموش نموده است
٤٠٣ ص
(٨١٠)
مسأله 35 - اگر به سجده
ركعت دوم برود و در ركوع همين ركعت و در دو سجده ركعت اول، شك نمايد
٤٠٣ ص
(٨١١)
مسأله 36 - حكم كثير الشك
در طرفهاى علم اجمالى جارى نمىشود
٤٠٥ ص
(٨١٢)
مسأله 37 - اگر بداند كه
يا يك سجده از ركعت اول را ترك كرده يا يك سجدهاى را در ركعت دوم زياد نموده است
٤٠٥ ص
(٨١٣)
مسأله 38 - اگر مشغول تشهد
يا پس از فارغ شدن از تشهد باشد
٤٠٥ ص
(٨١٤)
مسأله 39 - اگر كسى كه
مكلف است به چهار طرف نماز بخواند
٤٠٥ ص
(٨١٥)
مسأله 40 - اگر قصد
اقامت(مثلا ده روز) كند و يك نماز چهار ركعتى تمام بخواند
٤٠٥ ص
(٨١٦)
نماز قضا
٤٠٥ ص
(٨١٧)
مسأله 1 - بر شخص مخالف،
بعد از آنكه بينا شد(و مذهب اهل بيت را پذيرفت)، قضاى نمازهايى را كه نخوانده يا
بر خلاف مذهب خود خوانده است، واجب است
٤٠٧ ص
(٨١٨)
مسأله 2 - اگر در وقت نماز
بچه بالغ شود و ديوانه به عقل بيايد و بيهوش بهوش آيد
٤٠٧ ص
(٨١٩)
مسأله 3 - كسى كه هيچ يك
از دو طهور - آب و خاك - را ندارد
٤٠٧ ص
(٨٢٠)
مسأله 4 - قضاى نمازهاى
واجب غير يوميه واجب است
٤٠٧ ص
(٨٢١)
مسأله 5 - جايز است قضاى
نمازهاى واجب در هر وقت از شب و روز يا در سفر و حضر، خوانده شود
٤٠٧ ص
(٨٢٢)
مسأله 6 - اگر در جاهايى
كه نمازگزار بين شكسته و تمام خواندن مخير است، نماز فوت شود
٤٠٩ ص
(٨٢٣)
مسأله 7 - قضاى نمازهاى
نافله شبانهروزى، مستحب است
٤٠٩ ص
(٨٢٤)
مسأله 8 - اگر چند نماز از
او فوت شود
٤٠٩ ص
(٨٢٥)
مسأله 9 - اگر بداند يكى
از نمازهاى پنجگانه بطور نامعين به گردنش است
٤٠٩ ص
(٨٢٦)
مسأله 10 - اگر بداند كه
نماز معينى مانند نماز صبح چند مرتبه فوت شده است
٤١١ ص
(٨٢٧)
مسأله 11 - نماز قضا وجوب
فورى ندارد
٤١١ ص
(٨٢٨)
مسأله 12 - احتياط آن است
كه صاحبان عذر، قضاى نماز را تا زمان برطرف شدن عذر تأخير بيندازند
٤١١ ص
(٨٢٩)
مسأله 13 - مقدم داشتن
قضاى نمازى كه فوت شده، بر نماز وقت حاضر واجب نيست
٤١١ ص
(٨٣٠)
مسأله 14 - خواندن نمازهاى
مستحبى براى كسى كه نماز قضا به گردن دارد، بنابر اقوا جايز است
٤١١ ص
(٨٣١)
مسأله 15 - خواندن نماز
قضا به جماعت جايز است
٤١٣ ص
(٨٣٢)
مسأله 16 - بر ولى ميت كه
فرزند(پسر) بزرگتر باشد، واجب است نمازهاى پدرش را كه به خاطر عذرى از قبيل خواب و
فراموشى و مانند اينها فوت شده، قضا نمايد
٤١٣ ص
(٨٣٣)
نماز استيجارى
٤١٣ ص
(٨٣٤)
مسأله 1 - كسى كه واجبى از
نماز و روزه به گردن دارد، واجب است وصيت كند
٤١٥ ص
(٨٣٥)
مسأله 2 - اگر كسى خود را
براى نماز يا روزه يا حج، اجير ديگرى كرده باشد و قبل از انجام آنها بميرد
٤١٥ ص
(٨٣٦)
مسأله 3 - در اجير شرط است
كه به اجزاء و شرايط نماز و چيزهايى كه منافات با نماز دارد و احكام خلل(نواقص و
زوائد) و غير اينها را از راه اجتهاد يا تقليد صحيح، شناسائى داشته باشد
٤١٧ ص
(٨٣٧)
مسأله 4 - عادل بودن اجير
شرط نيست
٤١٧ ص
(٨٣٨)
مسأله 5 - اجير گرفتن
صاحبان عذر، مانند كسى كه از ايستادن ناتوان است با اينكه غير او وجود دارد، جايز
نيست
٤١٧ ص
(٨٣٩)
مسأله 6 - اگر براى اجير
سهو يا شكى پيدا شود
٤١٧ ص
(٨٤٠)
مسأله 7 - جايز است هر يك
از مرد و زن براى ديگرى(مرد براى به جا آوردن قضاى اعمال زن و برعكس) اجير شود
٤١٧ ص
(٨٤١)
مسأله 8 - قبلا دانستى كه
واجب نبودن ترتيب به طور كلى در قضاى نماز، خصوصا در جايى كه به كيفيت فوت نماز
جاهل باشد، خالى از قوت نيست
٤١٧ ص
(٨٤٢)
مسأله 9 - براى اجير جايز
نيست بدون اذن مستأجر ديگرى را براى آن عمل اجير نمايد
٤١٧ ص
(٨٤٣)
مسأله 10 - اگر براى اجير
وقت و مدتى معين شود
٤١٩ ص
(٨٤٤)
مسأله 11 - اگر بعد از عمل
معلوم شود اجاره باطل بوده است
٤١٩ ص
(٨٤٥)
مسأله 12 - اگر كيفيت
مخصوصى در عمل از حيث بجا آوردن مستحبات تعيين نشود
٤١٩ ص
(٨٤٦)
نماز جمعه
٤١٩ ص
(٨٤٧)
در وجوب نماز جمعه
٤١٩ ص
(٨٤٨)
مسأله 1 - نماز جمعه بطور
تخيير بين آن و نماز ظهر در اين زمانها(يعنى عصر غيبت حضرت صاحب العصر عجل الله
تعالى فرجه الشريف) واجب است
٤١٩ ص
(٨٤٩)
مسأله 2 - كسى كه نماز
جمعه را به امام جمعه اقتدا كرده
٤١٩ ص
(٨٥٠)
مسأله 3 - در همان نماز
ظهرى كه احتياطا خوانده مىشود، اقتدا كردن(و به جماعت خواندن) جايز است
٤٢١ ص
(٨٥١)
شرايط نماز جمعه
٤٢١ ص
(٨٥٢)
اول - عدد«نمازگزاران»
٤٢١ ص
(٨٥٣)
دوم - دو خطبه است
٤٢١ ص
(٨٥٤)
سوم - جماعت است
٤٢١ ص
(٨٥٥)
چهارم - آن كه نماز جمعه
ديگرى در فاصله كمتر از سه ميلى اين نماز جمعه نباشد
٤٢١ ص
(٨٥٦)
مسأله 1 - اگر پنج نفر
براى نماز جمعه حاضر شوند ولى در اثناى خطبه يا بعد از آن قبل از خواندن نماز
جمعه، متفرق شوند
٤٢١ ص
(٨٥٧)
مسأله 2 - اگر در اثناى خطبه
نماز جمعه متفرق شوند
٤٢١ ص
(٨٥٨)
مسأله 3 - اگر بعضى از
آنها، قبل از بجا آوردن مقدار واجب خطبه، از آن صرف نظر كرده
٤٢٣ ص
(٨٥٩)
مسأله 4 - اگر عدد
نمازگزاران نماز جمعه بيشتر از حد نصاب باشد
٤٢٣ ص
(٨٦٠)
مسأله 5 - اگر امام داخل
نماز شود و بقيه قبل از الله اكبر گفتن، متفرق شوند
٤٢٣ ص
(٨٦١)
مسأله 6 - اگر عدد(حد اقل
مأمومين نماز جمعه)؛ يعنى، چهار نفر و لو با گفتن الله اكبر با امام جماعت داخل
نماز جمعه بشوند
٤٢٣ ص
(٨٦٢)
مسأله 7 - خدا را حمد كردن
در هر يك از دو خطبه واجب است
٤٢٣ ص
(٨٦٣)
مسأله 8 - احتياط آن است
كه حمد و صلوات را در خطبه با زبان عربى بياورد
٤٢٥ ص
(٨٦٤)
مسأله 9 - براى امام جمعه
كه خطبه مىخواند سزاوار است در ضمن خطبهاش آنچه را كه از مصالح دينى و دنيايى
مسلمين است بيان كند
٤٢٥ ص
(٨٦٥)
مسأله 10 - خواندن هر دو
خطبه قبل از ظهر به طورى كه وقتى از خطبهها فارغ مىشود ظهر داخل شده جايز است
٤٢٥ ص
(٨٦٦)
مسأله 11 - واجب است كه هر
دو خطبه، قبل از نماز جمعه باشند
٤٢٧ ص
(٨٦٧)
مسأله 12 - واجب است، خطيب
در وقت خواندن خطبه، ايستاده باشد
٤٢٧ ص
(٨٦٨)
مسأله 13 - اگر اقوا
نباشد، احتياط است كه خطيب در وقت خواندن خطبه، صدايش را بلند كند
٤٢٧ ص
(٨٦٩)
مسأله 14 - احوط بلكه اوجه
اين است كه واجب است حاضرين به خطبهها گوش كنند
٤٢٧ ص
(٨٧٠)
مسأله 15 - قبلا گذشت كه
بين دو نماز جمعه، سه ميل فاصله بودن معتبر است
٤٢٩ ص
(٨٧١)
مسأله 16 - احتياط آن است
كه وقتى مىخواهند در جايى نماز جمعه اقامه نمايند، احراز شود كه نماز جمعه ديگرى
در آنجا در كمتر از حد معتبر، همزمان يا قبل از آن، منعقد نمىشود
٤٢٩ ص
(٨٧٢)
مسأله 17 - اگر بعد از
فارغ شدن از نماز بدانند كه نماز، جمعه ديگرى منعقد شده است
٤٢٩ ص
(٨٧٣)
كسى كه نماز جمعه بر او
واجب است
٤٣١ ص
(٨٧٤)
مسأله 1 - در وجوب نماز
جمعه، امورى شرط است
٤٣١ ص
(٨٧٥)
مسأله 2 - همه اينها اگر
اتفاقا در نماز جمعه حاضر شوند و يا با زحمت در آن شركت نمايند، نمازشان صحيح است
٤٣١ ص
(٨٧٦)
مسأله 3 - براى مسافر جايز
است در نماز جمعه شركت كند
٤٣١ ص
(٨٧٧)
مسأله 4 - براى زن جايز
است در نماز جمعه شركت كند
٤٣١ ص
(٨٧٨)
مسأله 5 - همچنان كه نماز
جمعه با كامل بودن شرايط بر اهالى شهرها و نواحى واجب است بر روستاها و حومهها هم
واجب مىباشد
٤٣٣ ص
(٨٧٩)
مسأله 6 - نماز جمعه از
خنثاى مشكل صحيح است
٤٣٣ ص
(٨٨٠)
وقت نماز جمعه
٤٣٣ ص
(٨٨١)
مسأله 1 - وقت نماز جمعه
با زوال شمس(رسيدن ظهر) داخل مىشود
٤٣٣ ص
(٨٨٢)
مسأله 2 - در صورتى كه
وجوب نماز جمعه تعيينى باشد، طول دادن خطبه نماز جمعه به اندازهاى كه وقت نماز
جمعه فوت شود، جايز نيست
٤٣٣ ص
(٨٨٣)
مسأله 3 - اگر داخل نماز
جمعه شوند و وقت نماز خارج شود
٤٣٣ ص
(٨٨٤)
مسأله 4 - اگر يقين كند كه
براى حد اقل واجب از دو خطبه و دو ركعت سبك و مختصر نماز جمعه وقت هست
٤٣٣ ص
(٨٨٥)
مسأله 5 - اگر امام در
وسعت وقت با عدد معتبر، نماز جمعه بخواند و مأمومى كه جزء عدد نصاب نيست در وقت
خطبه و اول نماز نباشد
٤٣٥ ص
(٨٨٦)
چند فرع
٤٣٥ ص
(٨٨٧)
فرع اول - شرايطى كه در
نماز جماعت، در غير نماز جمعه معتبر است
٤٣٥ ص
(٨٨٨)
فرع دوم - اذان دوم در روز
جمعه بدعت و حرام است
٤٣٥ ص
(٨٨٩)
فرع سوم - بعد از
اذان(ظهر)، در روز جمعه، خريدوفروش و معاملات ديگر حرام است
٤٣٧ ص
(٨٩٠)
فرع چهارم - اگر مأموم در
ركعت اولى كه ركوع آن را به امام رسيده در اثر ازدحام و مانند آن نتواند با امام
سجده كند
٤٣٧ ص
(٨٩١)
فرع پنجم - نماز جمعه
مانند نماز صبح، دو ركعت است
٤٣٧ ص
(٨٩٢)
نماز دو عيد؛ فطر و قربان
٤٣٧ ص
(٨٩٣)
مسأله 1 - امام در اين
نماز مانند ساير نمازهاى جماعت، بجز قرائت را به عهده نمىگيرد
٤٣٩ ص
(٨٩٤)
مسأله 2 - اگر در تكبيرها
يا قنوتها شك كند و در محل آن باشد
٤٣٩ ص
(٨٩٥)
مسأله 3 - اگر چيزى كه
موجب سجده سهو مىشود در اين نماز بجا آورد
٤٣٩ ص
(٨٩٦)
مسأله 4 - در اين نماز،
اذان و اقامه نيست
٤٣٩ ص
(٨٩٧)
بعضى از نمازهاى مستحبى
٤٤١ ص
(٨٩٨)
از آن جمله است نماز جعفر
بن ابى طالب(عليه السلام)
٤٤١ ص
(٨٩٩)
مسأله 1 - در صورتى كه
عجله داشته باشد، جايز است كه تسبيحات را به بعد از نماز تأخير بيندازد
٤٤٣ ص
(٩٠٠)
مسأله 2 - اگر از انجام
بعضى از تسبيحات در محل خودش غفلت نمايد
٤٤٣ ص
(٩٠١)
مسأله 3 - در سجده دوم
ركعت چهارم، بعد از تسبيحات اعمال ذيل مستحب است
٤٤٣ ص
(٩٠٢)
و از جمله نمازهاى مستحب
نماز استسقاء است
٤٤٥ ص
(٩٠٣)
مسأله 1 - بهتر است نماز
استسقاء در وقت نماز عيد خوانده شود
٤٤٧ ص
(٩٠٤)
مسأله 2 - براى اين نماز،
اذان و اقامه نيست
٤٤٧ ص
(٩٠٥)
مسأله 3 - مستحب است وقتى
كه امام از نماز فارغ شد عباى خود را«پشترو» نمايد
٤٤٧ ص
(٩٠٦)
مسأله 4 - همانطور كه
خواندن اين نماز موقع كم شدن باران جايز است
٤٤٧ ص
(٩٠٧)
مسأله 5 - اگر اجابت دعاى
آنها به تأخير افتاد بيرون رفتن را تكرار مىكنند
٤٤٩ ص
(٩٠٨)
نماز مسافر
٤٤٩ ص
(٩٠٩)
و در قصر خواندن براى
مسافر، امورى معتبر است
٤٤٩ ص
(٩١٠)
يكى از آنها - مسافت است
٤٤٩ ص
(٩١١)
مسأله 1 - فرسخ سه ميل است
و ميل چهار هزار ذراع دست است
٤٤٩ ص
(٩١٢)
مسأله 2 - اگر رفتن پنج
فرسخ و برگشتن سه فرسخ باشد
٤٥١ ص
(٩١٣)
مسأله 3 - اگر شهرى دو راه
داشته باشد كه يكى دورتر و ديگرى نزديكتر است
٤٥١ ص
(٩١٤)
مسأله 4 - مبدأ محاسبه
مسافت، ديوار شهر است
٤٥١ ص
(٩١٥)
مسأله 5 - اگر كسى بخواهد
به جايى(مثلا شهرى) برود و در مسافت بودن آن شك دارد
٤٥١ ص
(٩١٦)
مسأله 6 - مسافت با علم
خود مسافر و بينه(مثل شهادت دو شاهد عادل) ثابت مىشود
٤٥١ ص
(٩١٧)
مسأله 7 - اگر معتقد شود
به مقدار مسافت، راه رفته است
٤٥١ ص
(٩١٨)
مسأله 8 - در مسافت
دايرهاى حركت از نقطهاى تا به نقطه مقابل آن(نصف دايره)، رفتن مسافت حساب مىشود
٤٥١ ص
(٩١٩)
دوم آنها - از موقع حركت،
قصد پيمودن مسافت را داشته باشد
٤٥٣ ص
(٩٢٠)
مسأله 9 - ملاك و ميزان
اين است كه قصد رفتن مسافت را داشته باشد
٤٥٣ ص
(٩٢١)
مسأله 10 - در قصد نمودن
مسافت، مستقل بودن معتبر نيست
٤٥٣ ص
(٩٢٢)
مسأله 11 - اگر تابع معتقد
شود كه متبوع او مسافت را قصد نكرده يا شك در قصد او بكند
٤٥٣ ص
(٩٢٣)
سوم آنها - استمرار قصد
است
٤٥٥ ص
(٩٢٤)
مسأله 12 - در ادامه داشتن
قصد مسافت، قصد مطلق سفر كافى است
٤٥٥ ص
(٩٢٥)
مسأله 13 - اگر در اثناى
مسافرت قبل از رسيدن به چهار فرسخ، مردد شود
٤٥٥ ص
(٩٢٦)
چهارم آنها - قصد نداشته
باشد در بين مسافت، ده روز يا بيشتر اقامت كند
٤٥٥ ص
(٩٢٧)
مسأله 14 - اگر موقع شروع
سفر، قصد داشته باشد كه قبل از هشت فرسخ، قصد كند
٤٥٧ ص
(٩٢٨)
مسأله 15 - اگر قصد اقامت
ده روز نداشته باشد و مقدارى از مسافت را برود
٤٥٧ ص
(٩٢٩)
پنجم آنها - سفر جايز باشد
٤٥٧ ص
(٩٣٠)
مسأله 16 - كسى كه تابع شخص
ستمگر است
٤٥٧ ص
(٩٣١)
مسأله 17 - اگر هدف سفر،
اطاعت خداوند متعال باشد و بطور تبعى(و طفيلى) انگيزه معصيت هم داشته باشد
٤٥٩ ص
(٩٣٢)
مسأله 18 - اگر ابتداى
سفرش اطاعت باشد، سپس در بين راه قصد معصيت نمايد
٤٥٩ ص
(٩٣٣)
مسأله 19 - اگر ابتداى
سفرش معصيت باشد و نيت روزه كند
٤٥٩ ص
(٩٣٤)
مسأله 20 - كسى كه از سفر
معصيت برگشته چنانچه توبه كرده
٤٥٩ ص
(٩٣٥)
مسأله 21 - سفر كسى كه
براى هوسرانى به شكار مىرود به سفر معصيت ملحق مىشود
٤٦١ ص
(٩٣٦)
ششم آنها - از كسانى كه
خانه به دوش هستند، نباشند
٤٦١ ص
(٩٣٧)
هفتم آنها - سفر كردن،
پيشه و كار او نباشد
٤٦١ ص
(٩٣٨)
مسأله 22 - كسى كه شغلش در
تابستان باربرى است نه در زمستان
٤٦٣ ص
(٩٣٩)
مسأله 23 - كسى كه شغلش
مسافرت است
٤٦٣ ص
(٩٤٠)
مسأله 24 - اگر كسى شغلش
سفر نباشد، لكن برايش كارى پيش آيد كه سفرهاى متعددى بكند
٤٦٣ ص
(٩٤١)
مسأله 25 - چوپانى كه كارش
چراندن مثلا گوسفندها است، جزء كسانى است كه شغلشان سفر است
٤٦٣ ص
(٩٤٢)
هشتم آنها - رسيدن به محل
ترخص است
٤٦٣ ص
(٩٤٣)
مسأله 26 - در تقصير(و
شكسته خواندن نماز مثلا)، رسيدن به محل ترخص معتبر است
٤٦٥ ص
(٩٤٤)
مسأله 27 - همانطورى كه
رسيدن به حد ترخص در ابتداى مسافرت از شروط قصر است
٤٦٥ ص
(٩٤٥)
مسأله 28 - معيار آن است
كه چشم بيننده و گوش شنونده معتدل باشد
٤٦٥ ص
(٩٤٦)
مسأله 29 - بنابر اقوا
ميزان نشنيدن اذان آن است كه تشخيص داده نشود
٤٦٥ ص
(٩٤٧)
مسأله 30 - در جايى كه نه
خانه است و نه ديوار
٤٦٥ ص
(٩٤٨)
مسأله 31 - اگر در اينكه
به حد ترخص رسيده، شك نمايد
٤٦٥ ص
(٩٤٩)
مسأله 32 - اگر در كشتى و
مانند آن قبل از حد ترخص به نيت تمام خواندن، شروع به نماز نمايد
٤٦٧ ص
(٩٥٠)
چيزهايى كه سفر را قطع
مىكند
٤٦٧ ص
(٩٥١)
يكى از آنها وطن است
٤٦٧ ص
(٩٥٢)
مسأله 1 - اگر كسى از وطن
اصلى يا غير اصلى خود اعراض كند
٤٦٧ ص
(٩٥٣)
مسأله 2 - ممكن است يك
نفر، در يك زمان، دو وطن فعلى داشته باشد
٤٦٩ ص
(٩٥٤)
مسأله 3 - ظاهر اين است
كسى كه تابع ديگرى است و در زندگى از خود اراده مستقل ندارد، در وطن نيز تابع
متبوع خود مىباشد
٤٦٩ ص
(٩٥٥)
مسأله 4 - اگر در كوچ كردن
از وطن اصلى مردد شود
٤٦٩ ص
(٩٥٦)
دوم از قطع كنندههاى سفر،
تصميم بر اقامت ده روز پشت سر هم است
٤٦٩ ص
(٩٥٧)
مسأله 5 - شبهايى كه در
وسط ده روز هست، جزء اقامت ده روز مىباشند
٤٧١ ص
(٩٥٨)
مسأله 6 - شرط است كه محل
اقامت يكى باشد
٤٧١ ص
(٩٥٩)
مسأله 7 - در نيت اقامت،
تصميم بر اينكه از حصار و ديوار شهر خارج نشود شرط نيست
٤٧١ ص
(٩٦٠)
مسأله 8 - قصد اجمالى در
تحقق اقامت ده روز كفايت نمىكند
٤٧١ ص
(٩٦١)
مسأله 9 - اگر مسافرى قصد
كند ده روز در جايى بماند، سپس از قصدش برگردد
٤٧٣ ص
(٩٦٢)
مسأله 10 - اگر نمازى(مثلا
از مسافر) فوت شود كه قضاى آن واجب است
٤٧٣ ص
(٩٦٣)
مسأله 11 - اگر پس از قصد
اقامت، روزه را نيت نمايد سپس بعد از ظهر قبل از آنكه يك نماز چهار ركعتى تمام
بخواند، از قصد اقامت عدول نمايد
٤٧٣ ص
(٩٦٤)
مسأله 12 - در عدول از قصد
اقامت فرقى نمىكند كه مسافر قصد كند ده روز را نماند يا مردد شود
٤٧٣ ص
(٩٦٥)
مسأله 13 - اگر ده روزى كه
مسافر قصد اقامت آن را داشته، تمام شود
٤٧٣ ص
(٩٦٦)
مسأله 14 - اگر مسافرى قصد
اقامت ده روز كرد و با خواندن يك نماز چهار ركعتى تمام، وظيفهاش تمام خواندن
نمازها شد
٤٧٣ ص
(٩٦٧)
مسأله 15 - اگر براى
مسافرى كه قصد اقامت كرده، سفرى پيش بيايد
٤٧٥ ص
(٩٦٨)
مسأله 16 - اگر به نيت
قصر، داخل نماز شود، سپس در اثناى آن تصميم بگيرد كه ده روز اقامت داشته باشد
٤٧٥ ص
(٩٦٩)
سوم از قطع كنندههاى سفر،
سى روز بطور مردد در جايى ماندن است
٤٧٥ ص
(٩٧٠)
مسأله 17 - ظاهر اين است
كه ماهى كه بيست و نه روز تمام مىشود به سى روز ملحق است
٤٧٧ ص
(٩٧١)
مسأله 18 - شرط است كه محل
ترديد داشتن مسافر تا سى روز، يكى باشد
٤٧٧ ص
(٩٧٢)
مسأله 19 - مسافرى كه سى
روز بطور ترديد در جايى مىماند
٤٧٧ ص
(٩٧٣)
مسأله 20 - اگر مسافرى،
مثلا بيست و نه روز يا كمتر به حالت ترديد در جايى بماند
٤٧٧ ص
(٩٧٤)
احكام مسافر
٤٧٧ ص
(٩٧٥)
مسأله 1 - اگر مسافر با
وجود شرايط قصر، نماز را تمام بخواند
٤٧٧ ص
(٩٧٦)
مسأله 2 - بنابر اقوا،
آنچه در مسأله قبل درباره نماز گفته شد، درباره روزه هم جارى است
٤٧٩ ص
(٩٧٧)
مسأله 3 - كسى كه وظيفهاش
تمام خواندن نماز است، در صورتى كه قصر بخواند نمازش مطلقا باطل است
٤٧٩ ص
(٩٧٨)
مسأله 4 - اگر كسى كه
فراموش كرده، در سفر است، مشغول نماز شده در اثناى آن يادش بيايد
٤٧٩ ص
(٩٧٩)
مسأله 5 - اگر وقت نماز
فرا رسد و او در حضر باشد
٤٧٩ ص
(٩٨٠)
مسأله 6 - اگر در حضر
نمازى از او فوت شود
٤٧٩ ص
(٩٨١)
مسأله 7 - اگر از كسى كه
اول وقت در حضر و در آخر وقت در مسافرت است يا عكس آن، نمازى فوت شود
٤٧٩ ص
(٩٨٢)
مسأله 8 - مسافرى كه قصد
اقامت نكرده، در چهار جا، بين قصر و تمام مخير است
٤٨١ ص
(٩٨٣)
مسأله 9 - در چهار موردى
كه گفته شد، تخيير در شكسته يا تمام خواندن نماز، استمرار دارد
٤٨١ ص
(٩٨٤)
مسأله 10 - روزه در موارد
تخيير مذكور، به نماز ملحق نمىشود
٤٨١ ص
(٩٨٥)
مسأله 11 - مستحب است بعد
از هر نماز قصرى، سى مرتبه ذكر ذيل را بگويد
٤٨١ ص
(٩٨٦)
نماز جماعت
٤٨١ ص
(٩٨٧)
نماز جماعت از مستحبات
مؤكد در تمام نمازهاى واجب مخصوصا در نمازهاى پنجگانه است
٤٨١ ص
(٩٨٨)
مسأله 1 - لازم نيست نوع و
كيفيت نماز امام و مأموم يكى باشد
٤٨٣ ص
(٩٨٩)
مسأله 2 - كمترين عددى كه
در غير نماز جمعه و عيد، جماعت با آن منعقد مىشود، دو نفر است
٤٨٣ ص
(٩٩٠)
مسأله 3 - در غير نماز
جمعه و نماز عيد فطر و قربان و بعض فروع نماز معاده
٤٨٣ ص
(٩٩١)
مسأله 4 - اگر شك كند كه
نيت اقتدا كرده يا نه
٤٨٣ ص
(٩٩٢)
مسأله 5 - اگر نيت اقتدا
به شخصى نمايد به حساب اين كه زيد است و بعدا معلوم شد كه عمرو است
٤٨٥ ص
(٩٩٣)
مسأله 6 - كسى كه فرادا
نماز مىخواند، بنابر احتياط جايز نيست كه در اثنا، اقتدا نمايد
٤٨٥ ص
(٩٩٤)
مسأله 7 - ظاهر اين است كه
در جميع حالات نماز جماعت، قصد فرادا كردن نماز - و لو - با اختيار جايز باشد
٤٨٥ ص
(٩٩٥)
مسأله 8 - اگر بعد از
قرائت امام، قبل از ركوع قصد فرادا كند
٤٨٥ ص
(٩٩٦)
مسأله 9 - اگر در اثناى
نماز قصد فرادا كند
٤٨٥ ص
(٩٩٧)
مسأله 10 - اگر در ركوع به
امام برسد
٤٨٥ ص
(٩٩٨)
مسأله 11 - ظاهر اين است
كه اگر در اول ركعت يا در اثناى قرائت، داخل نماز جماعت شود و به ركوع امام نرسد
٤٨٥ ص
(٩٩٩)
مسأله 12 - اگر به خيال آن
كه در ركوع به امام برسد، ركوع كند
٤٨٧ ص
(١٠٠٠)
مسأله 13 - كسى كه اطمينان
به رسيدن به ركوع امام ندارد
٤٨٧ ص
(١٠٠١)
مسأله 14 - اگر نيت اقتدا
كند و«الله اكبر» بگويد و قبل از آن كه به ركوع برود، امام سرش را بلند كند
٤٨٧ ص
(١٠٠٢)
مسأله 15 - اگر امام را در
سجده اول يا دوم ركعت آخر ببيند
٤٨٧ ص
(١٠٠٣)
شرائط نماز جماعت
٤٨٩ ص
(١٠٠٤)
مسأله 1 - تاريكى و غبارى
كه مانع ديد هستند، حائل حساب نمىشوند
٤٨٩ ص
(١٠٠٥)
مسأله 2 - حائل كوتاهى كه
مانع ديد در جميع حالات نماز نمىشود
٤٩١ ص
(١٠٠٦)
مسأله 3 - حائل بودن
مأمومين جلوتر هر چند داخل نماز نشده باشند، ولى آماده شروع به نماز هستند اشكالى
ندارد
٤٩١ ص
(١٠٠٧)
مسأله 4 - اگر صفهاى نماز
جماعت، مثلا به در مسجد برسد و يك يا چند صف در خارج مسجد تشكيل شود
٤٩١ ص
(١٠٠٨)
مسأله 5 - اگر در بين نماز
بين مأموم و امام يا بين مأموم و مأموم ديگرى كه واسطه اتصال است، حائلى ايجاد شود
٤٩١ ص
(١٠٠٩)
مسأله 6 - به وجود آمدن
حائل غير ثابت، مانند گذشتن انسان يا حيوان، مانع ندارد
٤٩١ ص
(١٠١٠)
مسأله 7 - اگر نماز افراد
صف جلو تمام شود
٤٩١ ص
(١٠١١)
مسأله 8 - اگر معلوم باشد
كه نماز افراد صف جلو باطل است
٤٩١ ص
(١٠١٢)
مسأله 9 - افراد صف عقبتر
مىتوانند در صورتى كه افراد صف جلو ايستادهاند تكبيرة الإحرام بگويند
٤٩٣ ص
(١٠١٣)
احكام نماز جماعت
٤٩٣ ص
(١٠١٤)
مسأله 1 - نشنيدن صداى
امام، به جهت دور بودن از او باشد يا زيادى صداها، يا كرى يا غير اينها، فرقى
ندارد
٤٩٣ ص
(١٠١٥)
مسأله 2 - اگر قسمتى از
قرائت امام را بشنود و قسمت ديگر آن را نشنود
٤٩٣ ص
(١٠١٦)
مسأله 3 - اگر در اين كه
مىشنود يا نمىشنود، شك كند
٤٩٣ ص
(١٠١٧)
مسأله 4 - در حال قرائت
امام، طمأنينه بر مأموم واجب نيست
٤٩٣ ص
(١٠١٨)
مسأله 5 - امام از مأمومى
كه در ركعت اول و دوم به او اقتدا كرده، فقط قرائتش را متحمل است
٤٩٥ ص
(١٠١٩)
مسأله 6 - اگر در ركعت دوم
اقتدا كند، امام قرائت او را در اين ركعت تحمل مىكند
٤٩٥ ص
(١٠٢٠)
مسأله 7 - در جايى كه واجب
است مأموم پشت سر امام قرائت بخواند
٤٩٥ ص
(١٠٢١)
مسأله 8 - اگر در ركعت دوم
و سوم به امام برسد
٤٩٥ ص
(١٠٢٢)
مسأله 9 - متابعت مأموم از
امام در افعال نماز واجب است
٤٩٥ ص
(١٠٢٣)
مسأله 10 - اگر مأموم سهوا
يا به گمان آن كه امام تكبير را گفته است، تكبيرة الاحرام را قبل از امام بگويد
٤٩٧ ص
(١٠٢٤)
مسأله 11 - اگر مأموم سهوا
يا به گمان آن كه امام سرش را بلند كرده است، سرش را از ركوع يا از سجده بلند كند
٤٩٧ ص
(١٠٢٥)
مسأله 12 - اگر سهوا قبل
از امام از ركوع بلند شود
٤٩٧ ص
(١٠٢٦)
مسأله 13 - اگر سر از سجده
بلند كند و ببيند كه امام در سجده است
٤٩٧ ص
(١٠٢٧)
مسأله 14 - اگر عمدا قبل
از امام به ركوع يا به سجده برود
٤٩٧ ص
(١٠٢٨)
مسأله 15 - اگر در حين
خواندن نافله، نماز جماعت منعقد شود
٤٩٩ ص
(١٠٢٩)
شرائط امام جماعت
٤٩٩ ص
(١٠٣٠)
مسأله 1 - اصرار بر گناهان
صغيره كه موجب كبيره شدن آن مىگردد
٥٠١ ص
(١٠٣١)
مسأله 2 - بنابر اقوا، كسى
كه خودش را مىشناسد كه عدالت ندارد، ولى مأمومين به عادل بودن او اعتقاد دارند،
جايز است كه(براى آنها) نماز جماعت بخواند
٥٠١ ص
(١٠٣٢)
مسأله 3 - عدالت با
بينه(مثلا شهادت دو شاهد عادل) و شيوعى كه موجب اطمينان باشد، ثابت مىشود
٥٠١ ص
(١٠٣٣)
مسأله 4 - امامت كسى كه
نشسته نماز مىخواند
٥٠١ ص
(١٠٣٤)
مسأله 5 - جواز اقتدا به
صاحبان عذر مشكل است
٥٠٣ ص
(١٠٣٥)
مسأله 6 - اگر امام با
مأموم در مسائل مربوط به نماز از جهت اجتهاد يا تقليد اختلاف داشته باشند
٥٠٣ ص
(١٠٣٦)
مسأله 7 - اگر امام جماعت
به عقيده اين كه وقت رسيده، مشغول نماز شود
٥٠٣ ص
(١٠٣٧)
مسأله 8 - اگر ائمه جماعت،
جر و بحث كنند
٥٠٣ ص
(١٠٣٨)
مسأله 9 - احتياط آن است
كه صاحب مرض جذام و برص و كسى كه حد شرعى خورده و توبه نموده است، امامت ننمايند
٥٠٥ ص
(١٠٣٩)
مسأله 10 - اگر مأموم
بداند كه نماز امام باطل است
٥٠٥ ص
(١٠٤٠)
مسأله 11 - اگر مأموم
نجاستى را در لباس امام ببيند كه معفو عنه نباشد
٥٠٥ ص
(١٠٤١)
مسأله 12 - اگر بعد از
نماز آشكار شود كه امام جماعت فاسق يا محدث بوده
٥٠٥ ص
(١٠٤٢)
كتاب روزه
٥٠٧ ص
(١٠٤٣)
«نيت»
٥٠٧ ص
(١٠٤٤)
مسأله 1 - در روزه نيت شرط
است
٥٠٧ ص
(١٠٤٥)
مسأله 2 - در قضاى روزه از
جانب غير نيت نيابت(بجاى غير انجام دادن) لازم است
٥٠٩ ص
(١٠٤٦)
مسأله 3 - در ماه رمضان،
روزه غير رمضان واقع نمىشود
٥٠٩ ص
(١٠٤٧)
مسأله 4 - در روزه واجب
معين، رمضان باشد يا غير آن، بنابر اقوا، وقت مخصوصى براى نيت نيست
٥٠٩ ص
(١٠٤٨)
مسأله 5 - روزى را كه نمىداند
از ماه شعبان است يا ماه رمضان
٥٠٩ ص
(١٠٤٩)
مسأله 6 - اگر روزى كه
نمىداند، از ماه رمضان است يا شعبان
٥١١ ص
(١٠٥٠)
مسأله 7 - اگر روزى را كه
نمىداند از ماه شعبان است يا ماه رمضان، به نيت اينكه از شعبان است روزه بگيرد
٥١١ ص
(١٠٥١)
مسأله 8 - همانطور كه در
ابتداى روزه، نيت واجب است، ادامه آن در بين روز هم واجب است
٥١١ ص
(١٠٥٢)
چيزهايى كه بايد از انجام
آن خوددارى كرد(روزه را باطل مىكند)
٥١١ ص
(١٠٥٣)
مسأله 1 - روزهدار از چند
چيز بايد خوددارى كند
٥١١ ص
(١٠٥٤)
مسأله 2 - معيار در خوردن
و آشاميدن، صدق آن است
٥١٣ ص
(١٠٥٥)
مسأله 3 - كسى كه در بين
روز محتلم شده، مىتواند، قبل از غسل جنابت با بول يا با خرطات استبراء كند
٥١٣ ص
(١٠٥٦)
مسأله 4 - اگر با علم به
اينكه براى غسل يا تيمم وقت نيست، خود را جنب كند
٥١٥ ص
(١٠٥٧)
مسأله 5 - اگر به گمان
اينكه وقت وسيع است، خود را جنب كند
٥١٥ ص
(١٠٥٨)
مسأله 6 - همانطور كه بقاى
بر جنابت عمدا، روزه را باطل مىكند همچنين بقاء بر حيض و نفاس
٥١٥ ص
(١٠٥٩)
مسأله 7 - كسى كه وسيله
غسل و تيمم ندارد
٥١٥ ص
(١٠٦٠)
مسأله 8 - غسل مس ميت براى
صحيح بودن روزه شرط نيست
٥١٧ ص
(١٠٦١)
مسأله 9 - كسى كه به خاطر
نبودن آب يا غير آن از اسباب تيمم، نمىتواند غسل كند
٥١٧ ص
(١٠٦٢)
مسأله 10 - اگر بعد از
اذان صبح كه بيدار مىشود، محتلم باشد
٥١٧ ص
(١٠٦٣)
مسأله 11 - كسى كه در شب
ماه رمضان جنب شده
٥١٧ ص
(١٠٦٤)
مسأله 12 - اگر قصد راست
گفتن داشت، و بعد دروغ از كار درآمد
٥١٩ ص
(١٠٦٥)
مسأله 13 - بين اينكه دروغ
ساخته خود او باشد يا ديگران فرقى نيست
٥١٩ ص
(١٠٦٦)
مسأله 14 - اگر به خيال
اينكه سرش در آب فرو نمىرود، خود را در آب بيندازد
٥٢١ ص
(١٠٦٧)
مسأله 15 - اگر روزهدار
غسل ارتماسى كند
٥٢١ ص
(١٠٦٨)
مسأله 16 - اگر به واسطه
آروغ زدن، چيزى(از معده) بيرون آيد و به فضاى دهان برسد
٥٢٣ ص
(١٠٦٩)
مسأله 17 - با فرو بردن آب
دهان كه در دهان جمع شده، هر چند به خاطر يادآورى چيزى كه باعث آن است، باشد، روزه
باطل نمىشود
٥٢٣ ص
(١٠٧٠)
مسأله 18 - تمامى چيزهايى
كه - گذشت - روزه را باطل مىكند به جز باقى ماندن بر جنابت
٥٢٣ ص
(١٠٧١)
آنچه براى روزهدار مكروه
است
٥٢٥ ص
(١٠٧٢)
مسأله 1 - براى روزهدار
چند چيز مكروه است
٥٢٥ ص
(١٠٧٣)
مسأله 2 - نشستن مرد در آب
اشكال ندارد
٥٢٧ ص
(١٠٧٤)
آثار(و احكام) باطل كردن
روزه
٥٢٧ ص
(١٠٧٥)
مسأله 1 - انجام مبطلاتى
كه قبلا ذكر شد، همچنانكه سبب واجب شدن قضا مىشود، سبب واجب شدن كفاره نيز هست
٥٢٧ ص
(١٠٧٦)
مسأله 2 - كفاره افطار ماه
رمضان سه چيز است
٥٢٧ ص
(١٠٧٧)
مسأله 3 - اگر در يك روز،
چند بار كارى كه روزه را باطل مىكند، انجام دهد
٥٢٩ ص
(١٠٧٨)
مسأله 4 - در باطل كردن
روزه ماه رمضان و نذر معين بايد كفاره بدهد
٥٢٩ ص
(١٠٧٩)
مسأله 5 - كسى كه عمدا روزه
خود را باطل كند
٥٢٩ ص
(١٠٨٠)
مسأله 6 - اگر كسى در ماه
رمضان با زن خود جماع كند
٥٢٩ ص
(١٠٨١)
مسأله 7 - كسى كه بواسطه
مسافرت يا مرضى روزه نمىگيرد
٥٣١ ص
(١٠٨٢)
مسأله 8 - مصرف كفاره در
طعام دادن فقرا يا به سير كردن آنان است
٥٣١ ص
(١٠٨٣)
مسأله 9 - از طرف ميت
مىتواند كفاره روزه يا غير آن را تبرعا و بدون درخواست عوضى انجام دهد
٥٣١ ص
(١٠٨٤)
مسأله 10 - در تحقق
پىدرپى بودن دو ماه روزه(كه در كفاره ماه رمضان لازم است)
٥٣١ ص
(١٠٨٥)
مسأله 11 - اگر از هر سه
نوع كفاره ماه رمضان ناتوان باشد
٥٣١ ص
(١٠٨٦)
مسأله 12 - در چند مورد
قضاى روزه بدون كفاره واجب است
٥٣١ ص
(١٠٨٧)
اول - در جايى كه شخصى كه
در شب جنب شده است بعد از بيدار شدن دو مرتبه بخوابد
٥٣١ ص
(١٠٨٨)
دوم - وقتى كه به خاطر نيت
نكردن يا ريا كردن يا نيت اينكه روزه نباشد، روزه خود را باطل كند
٥٣٣ ص
(١٠٨٩)
سوم - وقتى كه غسل جنابت
را فراموش كند و يك روز يا چند روز بر او بگذرد
٥٣٣ ص
(١٠٩٠)
چهارم - وقتى كه بدون
اينكه تحقيق كند، صبح شده يا نه؟ كارى كه روزه را باطل مىكند، انجام دهد
٥٣٣ ص
(١٠٩١)
پنجم - آنكه كسى خبر دهد،
صبح نشده و به گفته او چيزى بخورد
٥٣٣ ص
(١٠٩٢)
ششم - آنكه كسى خبر دهد،
صبح شده و به خيال آنكه شوخى مىكند، اعتنا نكند
٥٣٣ ص
(١٠٩٣)
مسأله 13 - كسى كه يقين
ندارد، صبح شده، مىتواند بدون تحقيق كارى كه روزه را باطل مىكند، انجام دهد
٥٣٣ ص
(١٠٩٤)
هفتم - آنكه كسى خبر دهد،
شب شده و به گفته او افطار كند
٥٣٣ ص
(١٠٩٥)
هشتم - آنكه در هواى صاف
به واسطه تاريكى يقين كند كه شب شده و افطار كند
٥٣٥ ص
(١٠٩٦)
نهم - آنكه براى خنك شدن
با مضمضه يا غير آن آب را در دهان كند و بىاختيار داخل حلق شود
٥٣٥ ص
(١٠٩٧)
شرايط صحيح بودن روزه و
واجب بودن آن
٥٣٥ ص
(١٠٩٨)
مسأله 1 - شرايط صحيح بودن
روزه چند چيز است
٥٣٥ ص
(١٠٩٩)
مسأله 2 - براى صحيح بودن
روزه مستحبى اضافه بر شرايط گذشته، شرط است كه قضاى روزه واجب به گردن او نباشد
٥٣٧ ص
(١١٠٠)
مسأله 3 - تمام شرايطى كه
براى صحيح بودن روزه بيان كرديم، شرط واجب بودن آن نيز هست به جز اسلام و ايمان
٥٣٧ ص
(١١٠١)
مسأله 4 - اگر شخصى كه
مسافر نيست قبل از ظهر مسافرت كند
٥٣٧ ص
(١١٠٢)
مسأله 5 - شخص مسافرى كه
حكم شرعى را نمىداند
٥٣٧ ص
(١١٠٣)
مسأله 6 - بنابر قول
صحيحتر، مسافرت در ماه رمضان از روى اختيار هر چند براى فرار از روزه باشد جايز
است
٥٣٩ ص
(١١٠٤)
مسأله 7 - براى مسافر و
كسان ديگرى كه جايز است، روزه بخورند، پر كردن شكم را از خوردنى و نوشيدنى مكروه
است
٥٣٩ ص
(١١٠٥)
مسأله 8 - براى چند نفر
روزه خوردن در ماه رمضان جايز است
٥٣٩ ص
(١١٠٦)
مسأله 9 - زنى كه بچه شير
مىدهد فرق ندارد كه بچه از خودش باشد يا آنكه بچهاى را مجانا شير دهد
٥٤١ ص
(١١٠٧)
مسأله 10 - زن باردار يا
شيرده بعد از برطرف شدن عذر، بايد قضاى روزه را بگيرند
٥٤١ ص
(١١٠٨)
راه ثابت شدن اول ماه
رمضان و شوال
٥٤١ ص
(١١٠٩)
مسأله 1 - شرط قبول شدن
شهادت دو عادل آن است كه شهادت دهند ماه را ديدهاند
٥٤١ ص
(١١١٠)
مسأله 2 - لازم نيست كه
شهادت دو عادل در نزد حاكم شرع باشد
٥٤١ ص
(١١١١)
مسأله 3 - اول ماه به
شهادت چهار زن و يا شهادت يك مرد و دو زن و يا شهادت يك مرد
٥٤٣ ص
(١١١٢)
مسأله 4 - در اينكه دو
عادل از همان شهر باشند يا بيرون آن، در آسمان علتى باشد يا نه، فرقى نيست
٥٤٣ ص
(١١١٣)
مسأله 5 -(اگر حاكم شرع
حكم كند كه اول ماه است) حجيت آن به مقلدين او اختصاص ندارد
٥٤٣ ص
(١١١٤)
مسأله 6 - اگر در شهر
ديگرى غير از شهر خود مكلف اول ماه ثابت شود
٥٤٣ ص
(١١١٥)
مسأله 7 - به تلگرام و
مانند آن در اخبار از ديدن ماه اعتماد جايز نيست
٥٤٣ ص
(١١١٦)
قضاى روزه ماه رمضان
٥٤٣ ص
(١١١٧)
مسأله 1 - قبلا گذشت كه
اگر كسى قبل از ظهر بالغ شود و چيزى نخورده باشد روزه آن روز بر او واجب نيست
٥٤٥ ص
(١١١٨)
مسأله 2 - كسى كه روزهاش
به خاطر مستى فوت شود، بايد قضا كند
٥٤٥ ص
(١١١٩)
مسأله 3 اگر مخالف مستبصر
گردد، روزههايى كه بر طبق مذهب خود يا مذهب حق با قصد قربت انجام داده، قضاى آن
بر او واجب نيست
٥٤٥ ص
(١١٢٠)
مسأله 4 - قضاى روزه واجب
فورى نيست
٥٤٥ ص
(١١٢١)
مسأله 5 - در قضاى روزه
ترتيب و تعيين روز آن واجب نيست
٥٤٥ ص
(١١٢٢)
مسأله 6 - اگر قضاى دو ماه
رمضان يا بيشتر بر او واجب باشد
٥٤٥ ص
(١١٢٣)
مسأله 7 - اگر به واسطه
مرض يا حيض يا نفاس روزه ماه رمضان را نگيرد
٥٤٥ ص
(١١٢٤)
مسأله 8 - اگر به واسطه
عذرى روزه تمام ماه رمضان يا بعضى از آن را نگيرد
٥٤٥ ص
(١١٢٥)
مسأله 9 - اگر تمام ماه
رمضان يا بعض آن را عمدا و بدون عذر روزه نگيرد
٥٤٧ ص
(١١٢٦)
مسأله 10 - اگر قضاى روزه
رمضان را چند سال تأخير بيندازد
٥٤٧ ص
(١١٢٧)
مسأله 11 - كفاره چند روز
قضاى يك يا چند رمضان را مىتواند به يك فقير بدهد
٥٤٧ ص
(١١٢٨)
مسأله 12 - كسى كه روزه
قضاى ماه رمضان را گرفته، اگر وقت آن تنگ نباشد، مىتواند، قبل از ظهر باطل كند
٥٤٧ ص
(١١٢٩)
مسأله 13 - روزه مانند
نماز است در اين جهت كه بر ولى ميت واجب است آنچه را از ميت فوت شده است قضاء
نمايد
٥٤٧ ص
(١١٣٠)
اقسام روزه
٥٤٩ ص
(١١٣١)
روزه كفاره
٥٤٩ ص
(١١٣٢)
مسأله - دو ماه روزه كفاره
جمع و كفاره تخييرى و ترتيبى بايد پىدرپى باشد
٥٥١ ص
(١١٣٣)
روزههاى مستحبى
٥٥٣ ص
(١١٣٤)
روزههاى مكروه
٥٥٣ ص
(١١٣٥)
روزههاى حرام
٥٥٥ ص
(١١٣٦)
اعتكاف
٥٥٥ ص
(١١٣٧)
شرايط اعتكاف
٥٥٧ ص
(١١٣٨)
اول عقل
٥٥٧ ص
(١١٣٩)
دوم نيت
٥٥٧ ص
(١١٤٠)
سوم روزه گرفتن
٥٥٧ ص
(١١٤١)
چهارم اعتكاف بايد كمتر
از سه روز و شبهاى ما بين آنها نباشد
٥٥٧ ص
(١١٤٢)
پنجم آنكه اعتكاف در يكى
از مساجد چهارگانه - مسجد الحرام، مسجد النبى(صلى الله عليه و آله) مسجد كوفه و
مسجد بصره - باشد
٥٥٩ ص
(١١٤٣)
ششم اذن كسى كه اذنش
معتبر است، مانند مستأجر نسبت به اجير خاص
٥٥٩ ص
(١١٤٤)
هفتم استمرار داشتن ماندن
در مسجد
٥٥٩ ص
(١١٤٥)
مسأله 1 - براى صحيح بودن
اعتكاف، بلوغ شرط نيست
٥٥٩ ص
(١١٤٦)
مسأله 2 - عدول كردن از
اعتكافى به اعتكاف ديگر جايز نيست
٥٥٩ ص
(١١٤٧)
مسأله 3 - در دو روز اول
اعتكاف مستحبى مىتواند از اعتكاف دست بكشد
٥٦١ ص
(١١٤٨)
مسأله 4 - بايد روزهاى
اعتكاف متصل باشد
٥٦١ ص
(١١٤٩)
مسأله 5 - اگر اعتكاف يك
ماه را نذر كند ما بين هلال ماه اول تا هلال ماه دوم مجزى است
٥٦١ ص
(١١٥٠)
مسأله 6 - يك اعتكاف بايد
در يك مسجد انجام گيرد
٥٦١ ص
(١١٥١)
مسأله 7 - پشت بامها و
سردابها و محرابهاى مساجد جزء مساجد است
٥٦١ ص
(١١٥٢)
مسأله 8 - اگر جاى مخصوصى
را از مسجد براى اعتكاف معين كند متعين نمىشود
٥٦١ ص
(١١٥٣)
مسأله 9 - از موارد ناچارى
كه بيرون رفتن از مسجد را مباح مىكند، اقامه شهادت و عيادت مريض است
٥٦٣ ص
(١١٥٤)
مسأله 10 - اگر در مسجد جنب
شود
٥٦٣ ص
(١١٥٥)
مسأله 11 - اگر كسى را كه
قبل از او در مسجد اعتكاف كرده كنار زند و خود در جاى او(براى اعتكاف) بنشيند
٥٦٣ ص
(١١٥٦)
مسأله 12 - اگر بيرون بودن
از مسجد در مواردى كه ناچار است به قدرى طول بكشد كه صورت اعتكاف محو شود
٥٦٣ ص
(١١٥٧)
مسأله 13 - شخصى كه اعتكاف
مىكند مىتواند هنگام نيت كردن شرط كند كه اگر براى او عذرى پيش آيد، حتى در روز
سوم بتواند دست از اعتكاف بردارد
٥٦٣ ص
(١١٥٨)
احكام اعتكاف
٥٦٥ ص
(١١٥٩)
مسأله 1 - در حرام بودن
تمام آنچه شنيدى بر معتكف، بين شب و روز فرقى نيست
٥٦٧ ص
(١١٦٠)
مسأله 2 - هر چيزى كه روزه
را باطل مىكند، اعتكاف را هم باطل مىكند
٥٦٧ ص
(١١٦١)
مسأله 3 - اگر اعتكاف واجب
را به واسطه جماع باطل كند
٥٦٧ ص
(١١٦٢)
مسأله 4 - اگر اعتكاف واجب
را با جماع كردن در روز ماه رمضان باطل كند، به گردن او دو كفاره است
٥٦٧ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٨٦ - مسأله ١٢ - اگر مىتوانست نماز را با طهارت به آب - غسل يا وضو - بخواند
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة