رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٩٤ - قضيه حكميت
دارند و نه اهل قرآنند؛ من آنان را بهتر از شما مىشناسم، از جوانى تا بزرگسالى با آنان بودهام و خوب مىدانم كه آنها بدترين جوانان بودند و اينك بدترين بزرگسالان هستند. به خود بياييد كه اين سخن حقّى است كه به نيتى باطل ابراز شده است! آنها اين قرآنها را بر اين اساس كه آن را مىشناسند و به آن عمل مىكنند بر سر نيزه نكردهاند، بلكه اين حيله و خدعهاى براى سست كردن شما در جنگ است.
تنها ساعتى دستها و جمجمههاى خود را به من عاريه بدهيد كه اينك حق به جايگاه قطعى خود رسيده و چيزى نمانده تا ريشه گروه ستمگر بركنده شود.
اما حدود بيست هزار تن از ياران آن حضرت، سر تا پا پوشيده در آهن و غرق در سلاح، شمشيرهاى خود را بر سر شانه نهاده، پيشانىهايشان از كثرت سجده سياه شده، در حالى كه مسعر بن فدكى تميمى و زيد بن حصين از قرّائى كه بعدها از خوارج شدند پيشاپيش ايشان حركت مىكردند به نزد آن حضرت آمدند.
آنان امام را نه به عنوان امير المؤمنين كه به نام صدا كرده و گفتند: اى على، حرف اين قوم را بپذير و به داورى كتاب خدا كه به آن فرا خوانده