رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٤٧ - ابوموسى اشعرى
حال، گرچه از چنگال مرگ رهايى يافته، اما به مضمونى براى آوازه خوانان حجاز بدل شده است.[١]
عمرو از شنيدن اين ابيات به خشم آمد و گفت: چقدر كار على را در مورد من بزرگ مىكنى! جز اين نبوده كه مردى با پسر عمويش كشتى گرفته و به زمين خورده است آيا اين امر باعث شده كه از آسمان خون ببارد؟ معاويه پاسخ داد: نه، از آسمان خون نباريده اما اين قضيه همواره موجب رسوايى تو خواهد بود.[٢]
ابوموسى اشعرى
نام او عبد الله بن قيس و مادرش زنى از طايفه عك است كه اسلام آورد و در مدينه از دنيا رفت. در اين كه ابوموسى از مهاجران به حبشه بوده يا نه، اختلاف است و صحيح اين است كه او از جمله آنان نبوده است. اما مسلّم است كه او پس از اين كه مسلمان شده به سرزمين قوم خود باز گشته و در آن جا مانده تا وقتى كه به همراه گروهى از اشعريان به نزد
[١] -
|
ألا لله من هفوات عمرو |
يعاتبني على تركي برازي |
|
|
فقد لاقى أبا حسن عليّا |
فآب الوائليّ مآب خازي |
|
|
فلو لميبد عورته لطارت |
بمهجته قوادم أيّ بازي |
|
|
فإن تكن المنيّة أخطأته |
فقد غنّى بها أهل الحجاز |
|
[٢] - منابع و مصادر اين نبرد قهرمانانه! فراوان است و براى اطلاع از آن ها ميتوانيد به الغدير ٢/ ١٥٩ مراجعه كنيد.