رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٢٨ - از ما ده نفر كشته نخواهد شد و از آنها ده نفر زنده نخواهند ماند
قوم به چيزى نياز ندارى؟ فرمود: از چه جهت؟ گفت: آنها از نهر عبور كرده و رفتهاند. فرمود: از آن عبور نكردهاند.
من گفتم: سبحان الله. سپس ديگرى به نزد آن حضرت آمد كه از اولى سريعتر بود و گفت: يا امير المؤمنين. فرمود: چه مىخواهى؟ عرض كرد: آيا درباره اين قوم به چيزى نياز ندارى؟ فرمود: از چه جهت؟ گفت: آنها از نهر عبور كردهاند. فرمود: از آن عبور نكردهاند.
همچنين نفر سوم آمد و همين سخن را گفت: امام فرمود: آنها از نهر عبور نكرده و نخواهند كرد و جان در سر اين كار خواهند نهاد كه اين عهدى از جانب خدا و رسول خدا است.
گفتم: الله اكبر. سپس برخاسته و ركاب آن حضرت را گرفتم تا سوار شد. آن گاه به سوى زره خود رفته و آن را پوشيده، كمانم را به پشت انداخته و به همراه آن حضرت به راه افتادم. ايشان به من فرمود: اى جندب. عرضه داشتم: لبّيك يا امير المؤمنين.
فرمود:
أمَا أنَا فَأبْعَثُ إلَيْهِمْ رَجُلًا يَقْرَأُ الْمُصْحَفَ يَدْعُو إلَى كِتَابِ اللهِ رَبِّهِمْ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِمْ فَلا يُقْبِلُ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ حَتَّى يَرْشَقُوهُ بِالنَّبْلِ، يَا جُنْدَبُ! أمَا إنَّهُ لا يُقْتَلُ مِنَّا عَشْرَةٌ وَ لا يَنْجُو مِنْهُمْ عَشْرَةٌ.
بدانكه من فردا مردى را كه قرآن را تلاوت مىكند به نزد آنان مىفرستم كه آنان را به كتاب خدا و سنّت پيامبرشان فرا بخواند و آن مرد