رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١١٩ - پيراهن عثمان
پيراهن عثمان
طبرى مىنويسد: وقتى كه نعمان بن بشير پيراهن غرق به خونى كه عثمان در هنگام مرگ آن را به تن داشت به همراه انگشتهاى بريده شده نائله، همسر عثمان كه شامل دو بند انگشت و مقدارى از كف دست و دو انگشت بريده كامل و نصف انگشت شصت بود به شام آورد، معاويه آن پيراهن را بر منبر مسجد آويخت و به همه سپاهيان نامه نوشت و آنها را فرا خواند و مردم همه گرد اين منبر جمع شده و به گريه و شيون پرداختند و اين كار يك سال تمام ادامه داشت و آن پيراهن بالاى منبر و انگشتهاى قطع شده نيز بر آن آويخته بود. مردان شام سوگند ياد كردند كه به نزد زنان خود نروند و آب غسل جنابت (مگر از روى احتلام) با بدنشان تماس پيدا نكند و بر رختخواب راحت نخوابند مگر اين كه قاتلان عثمان را بكشند. آنها يك سال دور اين پيراهن مىگشتند.
پيراهن هر روز بر منبر نهاده مىشد و بعضى وقتها آن را بر منبر مىكشيدند و انگشتهاى نائله را نيز از آستين پيراهن آويزان مىكردند.[١]
نصر گويد: وقتى على عليه السلام در نُخَيله جهت رويارويى با سپاه شام اردو زد و اين خبر به معاويه رسيد وى در شهر دمشق حضور داشت و پيراهن خون آلود عثمان نيز بر منبر مسجد دمشق پوشانيده شده و هفتاد هزار
[١] - تاريخ طبرى ٤/ ٥٦٢، الكامل ٣/ ٢٠٣، ٢٧٧، السيرة الحلبية ٣/ ٢٨٦.