رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٧٢ - تبليغات گمراه كننده، دعوت به تباهى
جوان گفت: آرى، آرى. به خدا سوگند دروغ نمىگويم كه دروغ زيان رسانده و نفعى ندارد. هاشم گفت: همانا اهل اين امور به آن داناتر هستند پس اين كارها را به كسانى كه اهل علم آن هستند واگذار كن.
جوان گفت: گمان نمىكنم كه تو جز خيرخواهى براى من نيتى داشته باشى. هاشم گفت: اما اينكه گفتى امير ما نماز نمىخواند بايد بدانى كه او اولين كسى است كه به همراه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نماز خوانده و فقيهترين كس در دين خدا و سزاوارترين كس به رسول خدا است.
و اما همه كسانى كه به همراه من مىبينى قاريان كتاب خدا هستند كه كه شبها به تهجّد بيدارند. پس اين فريفتگان بدبخت تو را گول نزنند.
جوان گفت: اى بنده خدا، من تو را مرد صالحى مىپندارم پس از تو مىپرسم: آيا براى من راهى براى توبه مانده است؟ هاشم گفت: بله اى بنده خدا، به سوى خدا باز گرد كه خدا توبه تو را مىپذيرد؛ چرا كه اين خداوند است كه توبه بندگان خود را مىپذيرد و از گناهانشان مىگذرد و پاكيزگان را دوست دارد.
راوى گويد: به خدا سوگند، جوان از جمعيت فاصله گرفته باز مىگشت. مردى از اهل شام به او گفت: اين عراقى تو را فريب داد؟
گفت: نه، بلكه او برايم خيرخواهى كرد.[١]
[١] - تاريخ طبرى ١/ ٣٣٢٤ و الكامل ٣/ ١٣١.