رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٤٠ - تذكر امير المؤمنين عليه السلام
تذكر امير المؤمنين عليه السلام
حضرت على عليه السلام در روز جنگ جمل به ميدان آمد و چندين بار فرياد زد: يا أبا عبد الله. زبير از ميان لشكريان بيرون آمد و آنقدر به آن حضرت نزديك شد كه گردن اسبهايشان به هم مىخورد. آنگاه على عليه السلام به وى فرمود:
إنَّمَا دَعَوتُكَ لأذكُرَكَ حَدِيثاً قَالَهُ لِي وَ لَكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وآله، أ تُذَكِّرُ يَومَ رَآكَ وَ أنتَ مُعتَنِقِي فَقَالَ لَكَ: أ تُحِبُّهُ؟ قُلتَ: وَ مَا لِيَ لا احِبُّهُ وَ هُوَ أخِي وَ ابنِ خَالِي؟! فَقَالَ: أمَا إنَّكَ سَتُحَارِبُهُ وَ أنتَ ظَالِمٌ لَهُ.
تو را از اين جهت فرا خواندم كه حديثى را به تو يادآورى كنم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به من و تو فرمود؛ روزى كه آن حضرت من و تو را ديد در حالى كه تو دست در گردن من انداخته بودى و از تو پرسيد: آيا او را دوست دارى؟ و تو گفتى: چرا دوستش نداشته باشم كه او برادرم و پسر دايى من است. آنگاه پيامبر فرمود: بدانكه روزى به جنگ او خواهى رفت در حالى كه تو بر او ستم روا داشتهاى.