رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٤٨ - ابوموسى اشعرى
رسول خدا شرفياب شده و اين امر، با بازگشت جعفر بن ابىطالب و همراهانش با دو كشتى از حبشه همزمان شده است.
آن ها با هم در خيبر به ديدار رسول خدا نايل شدند و همين امر سبب شد تا برخى گمان كنند كه او نيز به همراه جعفر از حبشه آمده است.
رسول خدا ابوموسى را به ولايت يكى از مناطق روستايى يمن به نام زبيد منصوب فرمود؛ عُمر نيز پس از عزل مغيره از حكومت بصره، ابو موسى را به جاى او به اين شهر فرستاد و تا اوايل خلافت عثمان در همين منصب بود اما عثمان او را عزل كرد و ابوموسى به كوفه رفت و در آن شهر سكنا گزيد. هنگامى كه مردم كوفه بر حاكم خود سعيد بن عاص شورش كرده و او را از شهر اخراج كردند ابوموسى را برگزيده و نامهاى به عثمان نوشتند كه او را رسماً به حكومت كوفه بگمارد و او نيز چنين كرد.
وقتى كه عثمان به قتل رسيد و على عليه السلام خلافت را در دست گرفت ابوموسى را از حكومت كوفه عزل كرد اما ابوموسى عليرغم اين فرمان، همچنان در اين پست باقى ماند تا اينكه سخن حذيفه در باره او رسيد؛ حذيفه در باره ابوموسى سخنى دارد كه من از بيان آن كراهت دارم و خداوند از او درگذرد.[١]
[١] - ابن ابى الحديد ج ١٣/ ٣١٣- ٣١٤.