رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٧٨ - هدايت به دست عمّار
كنون عمار بن ياسر را ملاقات كردهاى؟ عرضه داشتم: نه. فرمود: با او ملاقات كن و هر چه عمار گفت از آن پيروى كن. اينك براى اين امر نزد تو آمدم. عمار به او گفت: آيا صاحب آن پرچم سياه را كه رو به روى من است مىشناسى؟ اين پرچمِ عمرو بن عاص است كه سه بار در ركاب رسول خدا صلى الله عليه وآله با آن نبرد كرده و اين چهارمين بارى است كه در برابر آن قرار گرفتهام و اين بار، اين پرچم نه تنها از بقيه آن دفعات بهتر و سالمتر نشده بلكه بدتر و گناهكارتر از دفعات پيش به ميدان آمده است.[١]
آيا تو خود جنگ بدر و احد و حنين را ديده، يا پدرت در اين جنگها شركت داشته و به تو از آنها خبرى داده است؟
مرد گفت: نه. عمار گفت: مراكز [سپاه] ما امروز همان مراكز پرچمهاى رسول خدا صلى الله عليه وآله در روز بدر و احد و حنين است و مراكز پرچمهاى آنان نيز مراكز پرچمهاى مشركان در جنگ احزاب است.
آيا اين سپاه و افرادى را كه در آن هستند نمىبينى؟ به خدا سوگند، آرزو داشتم همه آنانكه به همراه معاويه به جنگ و نبرد با ما آمده و با فكر و عقيده ما مخالف هستند همه در يك جسم مجسم مىشدند و من آن جسم را سر بريده و قطعه قطعه مىكردم.
[١] - تاريخ طبرى ١/ ٣٣١٩.