رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٢٩ - دشمنى و كينه معاويه با پيامبر
لعن و دشنام و جنگ با على و فرزندان و شيعيانش، زشتىهاى خود را با دستان خود آشكار كردهاند اگر دنيايشان سالم بماند نسبت به آنچه از اين دست در باره آنها گفته شده و مىشود اعتنايى نخواهند داشت.
دشمنى و كينه معاويه با پيامبر
زبير بن بكّار كه نه مخالف با معاويه و نه منسوب به اعتقادات شيعه است و از احوال او پيدا است كه منحرف از على عليه السلام بوده است در كتاب الموفّقيات نوشته است: مطرف بن مغيره بن شعبه گفت: به همراه پدرم براى ديدار با معاويه به شام رفتيم؛ پدرم همواره به نزد معاويه مىرفت و با او سخن مىگفت و چون به نزد من باز مىگشت از معاويه و عقل او سخن مىگفت و بسيار از او خوشش مىآمد.
شبى پدرم به خانه آمد و از خوردن شام خوددارى كرد و او را نگران يافتم. مدتى به انتظارش بودم و گمان كردم از دست من ناراحت است. لذا به او گفتم: پدر، چگونه است كه امشب تو را نگران مىبينم؟ گفت: پسرم، من اينك از نزد خبيثترين و كافرترينِ مردمان آمدهام. گفتم: اين چه سخنى است؟ گفت: وقتى با معاويه خلوت كردم به او گفتم: يا اميرالمؤمنين، اينك سنّ و سالى از شما گذشته است؛ كاش كمى به اظهار عدل و گسترش خير مىپرداختى. اينك كه به سنّ پيرى رسيدهاى كاش به برادرانت در بنى هاشم نگاهى مىافكندى و با خويشان خود صله رحم