رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٩٤ - اتمام حجت با سپاهيان جمل
همچنين مرد ديگرى را آوردند و عرضه داشتند. اين مرد كشته شده است. آن حضرت بار ديگر عرضه داشت: خداوندا، شاهد باش. سپس فرمود: باز هم به آنها هشدار بدهيد و اتمام حجّت كنيد.
سپس عبدالله بن بديل بن ورقاء خزاعى كه از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله بود جسد برادر خود عبدالرحمن بن بديل را كه تيرى به او اصابت كرده و كشته شده بود به نزد آن حضرت آورده، در برابر ايشان بر زمين نهاد و عرضه داشت: يا امير المؤمنين، اين برادر من است كه به قتل رسيده.
در اين هنگام بود كه امير المؤمنين عليه السلام زره رسول خدا صلى الله عليه وآله را كه ذات الفضول نام داشت خواست و آن را به تن كرد و شكم مبارك خود را با دست گرفته و بالا آورد و به يك نفر از خداندان خود فرمود تا كمر مباركش را با عمامه آن حضرت محكم بست؛ آنگاه شمشير خود ذوالفقار را حمايل فرمود و پرچم سياه رنگ رسول خدا صلى الله عليه وآله را كه به عقاب معروف بود به فرزندش محمد بن حنفيه داد.
سپس رو به فرزندان خود حسن و حسين كرد و فرمود: از آن جاكه شما فرزندان رسول خدا هستيد پرچم را به برادرتان سپردم و شما را در جاى خود آسوده گذاشتم.[١]
[١] - شرح نهج البلاغه ٩/ ١١١.