رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٦ - مقدم نويسنده
پيامبران الهى داشته، بلكه علاقه ايشان به سرنوشت امت خود بيش از آنان بوده و به همين دليل نيز امت خود را بيم داده و راه بهانه جويى را بسته، اميدوار كرده، و خطر را نمايانده، به روشنى راه را به آنان نشان داده و ابهام را برطرف ساخته است.
همان گونه كه خداى تعالى نيز فرموده است: إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً؛ [اى پيامبر،] ما تو را [به سِمَتِ] گواه و بشارتگر و هشداردهندهاى فرستاديم ....[١]
ناگفته پيدا است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله در مقدّم داشتن على عليه السلام بر ديگران، هيچ انگيزه و منفعت شخصى، خانوادگى و طايفهاى را ملاك قرار نداده تا اجحاف و ستمى در حق بقيه روا داشته شود؛ چنانكه بعضى گفتند: «خوش نداريم رسالت و نبوت در خاندان بنى هاشم جمع شود!» اين سخن را كسى مىگويد كه جايگاه والا و شامخ رسالت و نبوت را نمىشناسد و يا خود را به نادانى زده و به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به چشم كسرى و قيصر يا يكى از پادشاهان دنيا نگاه مىكند و چنين معتقد است كه گويا پيامبر، حجّت خدا و خليفه الهى و واسطه بين حق و خلق نبوده، مانند ساير افراد بشر در جهت منافع شخصى خود، دستخوش حبّ و بغض و خشم و شهوت مىگردد. اما اين حديث شريف، هم چنانكه موجب آه و افسوسِ چنين مردمانى است كه در برهوت نادانى و تاريكى سرگردانند، حاملِ
[١] - احزاب/ ٤٥