رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٧٧ - سگهاى حَوأب
سرعت حركت دادند تا به «حَفَرِ ابوموسي اشعري»[١] كه در نزديكى بصره بود رسيدند، نامهاى به عثمان بن حنيف انصارى كه از طرف على عليه السلام استاندار بصره بود فرستادند با اين مضمون كه دارالإماره را براى ما خالى كن.
وقتى نامه طلحه و زبير به عثمان بن حنيف رسيد، احنف بن قيس را به نزد خود خواند و به او گفت: اينها گروهى هستند كه به نزد ما آمدهاند و همسر رسول خدا با آنان است و مردم چنانكه مىبينى به سرعت به سوى او گرايش پيدا مىكنند.
احنف به او گفت: اينها اينك به خونخواهى عثمان آمدهاند در حالى كه خودشان مردم را به كشتن عثمان و ريختن خون او تحريك كردهاند ... آنگاه به ابن حنيف توصيه كرد كه خود را براى دفاع و ايستادگى در برابر آنها آماده كند.
ابن حنيف گفت: نظر تو كاملًا صحيح است اما من به دنبال شر نبوده و خوش ندارم آغاز كننده جنگ باشم. اميدوارم تا رسيدنِ دستورالعمل از
[١] - حَفَر با دو فتحه به نوعى چاه گفته ميشود كه از چاههاى معمولى گشادتر است و به آن حفير نيز ميگويند؛ حَفَر ابوموسى در راه بصره به مكه از جمله اين چاهها است كه آب گوارايى نيز داشته، پنج شب با بصره فاصله دارد. ر. ك معجم البلدان ٢/ ٢٧٥- مترجم.