رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١١٧ - خريدنديدن و وجدان
شرحبيل نفوذ كردى ديگر هيچ چيزى نخواهد توانست تو را تا ابد از قلب او بيرون كند.
معاويه نامهاى به شرحبيل نوشت كه: جرير بن عبدالله از نزد على بن ابىطالب به سوى ما آمده و حامل پيغامى بس ناگوار است؛ بشتاب.[١]
هنگامى كه شرحبيل بر معاويه وارد شد معاويه دستور داد تا درباريان به استقبال او بروند و او را بسيار بزرگ و گرامى دارند و چون به حضور معاويه رسيد، معاويه پس از حمد و ثناى الهى چنين سخن آغاز كرد:
اى شرحبيل، همانا جرير بن عبدالله به نزد ما آمده و ما را دعوت مىكند كه با على بيعت كنيم و على بهترينِ مردمان براى امر خلافت است اما تنها ايرادى كه دارد اين است كه عثمان بن عفان را به قتل رسانده و من خود را مانند يكى از مردم شام مىدانم و رأى خود را در اين باره موكول به نظر تو كردهام و هرچه مردم شام بخواهند و به آن راضى شوند من نيز همان را خواسته و به همان راضى هستم.
شرحبيل گفت: من به ميان مردم مىروم و نظر آنان را جويا مىشوم. وقتى شرحبيل بيرون رفت كسانى كه معاويه از قبل تدارك ديده بود با او ملاقات كردند و همه به او گفتند كه على عثمان را به قتل رسانده است. شرحبيل با حالت خشم به نزد معاويه باز گشت و گفت: اى معاويه، مردم
[١] - شرح نهج البلاغه ٢/ ٧١.