رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١١٥ - خريدنديدن و وجدان
بخواه كه تو خود زيركى و دقت نظر او را مىدانى؛ او در زمان حيات عثمان از او كناره گرفته بود و البته از تو بيشتر كناره خواهد گرفت اما چون اهل دنيا است مىتوانى بر دين او قيمتى بگذارى و در اين صورت است كه او از تو پيروى خواهد كرد.[١]
معاويه چون سخن عتبه را شنيد به دنبال عمرو فرستاد و وعده حكومت مصر را به او داد. عمرو گفت: آيا خدا بر اين معامله بين من و تو شاهد باشد؟ معاويه گفت: آرى، خدا بر اين امر شاهد باشد اگر كوفه را فتح كنم. عمرو گفت: وَ اللّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكيلٌ؛ و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است.
وقتى كه عمرو از نزد معاويه بيرون آمد پسرانش به او گفتند: چه كردى؟ گفت: مصر را به ما بخشيد. گفتند؟ مصر در برابر حكومت بر عرب ناچيز است.
عمرو گفت: اگر مصر شكم شما دو نفر را سير نكند خداوند هرگز شكم شما را سير نگرداند.
وقتى معاويه عهدنامه حكومت مصر را براى عمرو عاص مىنوشت در آن قيد كرد كه «اين پيمان بر اين اساس است كه هيچ شرطى در اين پيمان،
[١] - شرح نهج البلاغه ٢/ ٦١، طبرى ٤/ ١٦١ و ٥/ ٩٨، مروج الذهب ٢/ ٢٦٣، الكامل ٣/ ٢٧٦.