رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٧١ - دو موضع متفاوت
سلمه گفت: خود دانى. و عايشه از نزد او رفت و امّ سلمه آنچه را از عايشه شنيده بود در نامهاى براى على عليه السلام نوشت.[١]
دو موضع متفاوت
ابن ابىالحديد در جلد ٦ صفحه ى ٢١٩ مىنويسد: هشام بن محمد كلبى در كتاب الجمل روايت كرده است كه: امّ سلمه از مكه نامهاى به على عليه السلام نوشت كه در آن آمده بود: فُسُهُمْ
اما بعد، طلحه و زبير و پيروانشان كه راه گمراهى مىپويند قصد دارند كه عايشه را به بصره ببرند و عبدالله بن عامر بن كريز نيز با آنها است. آنها چنين تظاهر مىكنند كه عثمان مظلومانه كشته شده و آنها به خونخواهى او برخاستهاند. خداوند به حول و قوّه خود شر آنها را كفايت خواهد نمود. اگر نبود كه خداوند ما (زنان پيامبر) را از خروج و دخالت در مسايل اجتماعى نهى فرموده و بر لزوم خانه نشينى ما فرمان داده است، قطعاً براى يارى تو خروج مىكردم. حال، به جاى خود پسرم عمر بن ابىسلمه را به سويت مىفرستم؛ سفارش خير مرا در باره او بپذير.[٢]
[١] - شرح نهج البلاغه ٦/ ٢١٦- ٢١٨، المعيار و الموازن ٢٧- ٢٩.
[٢] - تاريخ طبرى ٤/ ٤٥١، المعيار و الموازن/ ٣٠. جمله پايانى نامه، عبارت« فاستوص به خيراً» است كه ترجمه عاميانهاش اين است:« هوايش را داشته باش»- مترجم.