رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١١٦ - خريدنديدن و وجدان
مانعِ اطاعتِ عمرو از من نشود». اما عمرو چنين نوشت: «آن عهد و پيمان بر اين اساس است كه طاعتِ من از تو، هيچ يك از شرطهاى اين پيمان را نقض نكند». و پيدا است كه هر كدام از اين دو سعى داشتند ديگرى را فريب بدهند.[١]
وقتى عهدنامه نوشته شد معاويه به عمرو گفت: نظرت در باره على چيست؟ گفت: اينك در نظر مردم چنين است كه بهترين شخصيتِ عراق (جرير) به نزد تو آمده تا براى بهترينِ مردمان (على) از تو بيعت بگيرد و دعوت تو از اهل شام براى ردِّ اين بيعت كارى بسيار خطرناك است. اينك بزرگ و سرور اهل شام، شرحبيل بن سمط كندى است كه با همين جرير كه فرستاده على است دشمنى هم دارد. كسى را به نزد او بفرست تا به نزد تو بيايد و همزمان كسانى را به ميان مردم و شخصيتها و اشخاصى كه در نزد شرحبيل مورد اعتماد هستند بفرست تا چنين شايع كنند كه على عثمان را كشته است و اين شعارى كليدى براى تو است كه كار شام را به نفع تو فيصله خواهد داد و اگر به هر وسيله در قلب
[١] - شرح نهج البلاغه ٢/ ٦٧، العقد الفريد ٥/ ٩٢. اگر عمرو اين شرط را قبول ميكرد معنايش اين بود كه بيعتِ عمرو با معاويه، بر اطاعتِ مطلق بوده و در اين صورت، اگر معاويه از دادن حكومت مصر به او منصرف ميشد عمرو حق هيچ اعتراضى نداشت و عمرو كه متوجه اين نكته شده بود جمله فوق را در عهدنامه نوشت كه معنايش اين است: پيروىِ من از تو تا آن جااست كه مانع از حكومت مصر نشود- مترجم.