رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٤٤ - پيامبر از سرِ هوس سخن نمى گويد
نجاشى رفتى تا آنها را به نزد مشركان مكه بازگردانى و چون به خواسته خود نرسيدى و خداوند تو را نا اميد كرده دروغت و سعايتت را در نزد نجاشى آشكار فرمود نوك پيكان حمله خود را به سوى عماره بن وليد برگرداندى كه از همراهان خودت بود و از حسادتِ اينكه با همسرت مرتكب عملى شده بود از او نزد نجاشى بدگويى و سعايت كردى كه باز خدا تو و دوستت هر دو را مفتضح و رسوا كرد؛ در نتيجه تو در جاهليت و اسلام دشمن بنىهاشم بودى.
ثُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ وَ كُلُّ هَؤُلاءِ الرَّهْطِ يَعْلَمُونَ أنَّكَ هَجَوْتَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وآله بِسَبْعِينَ بَيْتاً مِنَ الشِّعْرِ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وآله اللَّهُمَّ إنِّي لا أقُولُ الشِّعْرَ وَ لا يَنْبَغِي لِي؛ اللَّهُمَّ الْعَنْهُ بِكُلِّ حَرْفٍ ألْفَ لَعْنَةٍ؛ فَعَلَيْكَ إذاً مِنَ اللهِ مَا لا يُحْصَى مِنَ الَّلعْنِ.
ديگر اينكه تو خود خوب مىدانى و همه اين قبيله خبر دارند كه تو با هفتاد بيت شعر رسول خدا صلى الله عليه وآله را هجو كردى و رسول خدا فرمود: «خداوندا، من شعر نمىگويم و شايسته من هم نيست، خداوندا، او را به تعداد هر حرف از شعرش هزار لعنت بفرست» و لذا است كه لعنت بى شمار خداوند بر تو است.
وَ أمّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ أمْرِ عُثْمَانَ فَأنْتَ سَعَّرْتَ عَلَيْهِ الدُّنْيَا نَاراً ثُمَّ لَحِقْتَ بِفِلَسْطِينَ، فَلَمّا أتَاكَ قَتْلُهُ قُلْتَ: أنَا أبُو عَبْدِ اللهِ إذَا نَكَأْتُ قُرْحَةً أدْمَيْتُهَا. ثُمَ