رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٠١ - نمايش زيباى سگ و الاغ
مىكنيد؛ چنين نيست و او از اين دسته افراد نبوده و من از ناحيه او نگرانى ندارم.
اى كاش دو نفر و بلكه يك نفر مانند او در ميان شما بود كه رأيش در باره دشمن من همچون من بود؛ در اين صورت ديگر نيازى به شما نداشتم و اميدوار مىشدم كه برخى از كج روىهاى شما براى من به راستى تبديل شود.
نمايش زيباى سگ و الاغ
ابومخنف و نصر روايت كردهاند كه چون عمرو و ابوموسى در دومة الجندل با يكديگر ديدار كردند، عمرو همواره ابوموسى را در سخن بر خود مقدم مىداشت و مىگفت: تو از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله و بزرگتر از من هستى پس بايد نخست تو سخن بگويى و من بعد از تو به سخن بپردازم.
عمرو عاص، ابوموسى را چنان عادت داد كه در هر كارى بايد او مقدم باشد و منظورش اين بود كه وقتى نوبت به خلع دو خليفه از خلافت رسيد اول ابوموسى على را از خلافت خلع كند.
در ادامه گفتگوها عمرو به ابوموسى گفت: نظر شما در رابطه با اين قضيه چيست؟ ابوموسى گفت: نظر من اين است كه اين دو مرد را از خلافت خلع و بركنار كنيم و سرنوشت امر خلافت را در ميان مسلمانان به شورا