رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢١٠ - مارقان (از دين برگشتگان)
چنين عبادت توخالى چيزى جز عُجب و غرور و خود پسندى برايشان به بار نياورده و بر همين اساس، همواره خود را برترين مردم دانسته و چنانكه در روايت بعدى خواهيم آورد حتى خود را از رسول خدا برتر مىدانستند.
جماعتى از اهل سُنَن و مَسانيد، از پيشوايان و حافظان آثار، با سندهاى معتبر، روايتى را نقل كردهاند كه ما متن آن را مطابق با آنچه در مُسنَد ابويعلَى- و منقول در شرح حالِ «ذوالثّديه» از كتاب الإصابه نوشته ابن حجر- از انس نقل شده مىآوريم:
انس گويد: در زمان رسول خدا مردى بود كه ما از عبادت و سخت كوشى او خوشمان مىآمد و به همين جهت از او نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله تعريف كرديم و چون اسم او را برديم آن حضرت او را نشناختند. ما خصوصيات ظاهرى او را براى ايشان توصيف كرديم باز هم نشناختند؛ در همين حال آن مرد آمد و ما به ايشان عرض كرديم: اين همان مرد است.
فرمود:
إنَّكُمْ لَتُخْبِرُونِي عَنْ رَجُلٍ إنَّ فِي وَجْهِهِ لَسَعْفَةً مِنَ الشَّيْطَانِ.
شما با من از مردى سخن مىگوييد كه در چهرهاش تاول يا پينهاى از شيطان است. آن مرد پيش آمد تا در مقابل آنان ايستاد اما سلام نكرد. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به او فرمودند:
انْشِدُكَ اللهَ، هَلْ قُلْتَ حِينَ وَقَفْتَ عَلَى الْمَجْلِسِ مَا فِي الْقَوْمِ أحَدٌ أفْضَلُ مِنِّي أوْ خَيْرٌ مِنِّي؟
تو را به خدا، آيا وقتى به اين