رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٧٣ - بدريان به گِرد بَدر
بدريان به گِرد بَدر
سعيد بن قيس اصحاب خود را در قناصرين[١] جمع كرده، براى آنان سخنرانى كرده، پس از حمد و ثناى پروردگار گفت: خداوند متعال ما را به داشتن نعمتى مخصوص گردانيده كه از عهده شكر آن بر نخواهيم آمد و قدر آن را نخواهيم دانست.
همانا اصحاب محمد صلى الله عليه وآله كه نيك و برگزيده بودند با ما و در كنار ما هستند؛ به خداوندى كه بر اعمال بندگان بينا است سوگند، اگر فرماندهِ ما يك سياهِ حبشى بينى بريده بود اما هفتاد نفر از مجاهدان بدر ما را همراهى مىكردند نيز شايسته بود كه چشم بصيرتمان باز شده و با جان و دل از او اطاعت كنيم چه رسد به اينكه رئيس و فرمانده ما پسر عموى پيامبر ما است كه خود از مجاهدان بدر است و در كودكى با پيامبر شما نماز گزارده و در جوانى به همراه پيامبر شما نبرد كرده است و معاويه همچون پدرش، اسيرى آزاد شده از اسيران بدر است كه مردمانى جفاكار را گمراه كرده، در آتش دوزخ داخل ساخته و ننگ و عار را به آنان ميراث داده و خداوند نيز ذلّت و پستى را بر آنان فرو خواهد فرستاد.[٢]
نصر گويد: مالك اشتر نيز در قناصرين براى سپاهيان سخنرانى كرد و پس از حمد و ثناى الهى گفت:
[١] - منطقهاى در شام.
[٢] - وقعة صفين/ ٢٣٦ و شرح نهج البلاغه ٥/ ١٨٩.