رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٤٤ - آرا و عقايد ابن ابى الحديد
است و به حكومت گماردن كسى كه به لحاظ رتبه از او پايينتر است) قبيح و مستلزم اجحاف است.
من نمىدانم اين فراز از سخن او چگونه با بخش ابتدايى سخنش كه گفت: الحمد لله الواحد العدل جور مىآيد؟ او خدا را به وصف عدالت توصيف كرده و سپس به چنين خدايى نسبت مىدهد كه مفضول را بر افضل مقدم داشته است.
ظاهر اين است كه آن «اله» ى كه اين چنين مقدّم و مؤخّر مىدارد همان الهى است كه آيه كريمه: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ آيا ديدى آن را كه برگرفت خداى خويش را هوس خويش[١] به آن اشاره دارد. اين چه شيعهاى است كه براى تصحيحِ مقدّم شدن مفضول (ابوبكر) بر افضل (على) قبح و ظلم را به خدا نسبت مىدهد؟
٣- در جلد ١ صفحه ى ١٣ مىنويسد: پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله، على عليه السلام را وصى رسول خدا مىخواندند و اصحاب ما منكر اين امر نيستند اما مىگويند كه اين وصايت در امر خلافت نبوده است.
٤- در جلد ١ صفحه ى ١٦١ مىنويسد: شيعيان گمان مىكنند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله از مرگ خود اطلاع داشته و به همين جهت به ابوبكر و عمر
[١] - فرقان/ ٤٣.