رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١١٤ - خريدنديدن و وجدان
اى مردم، شما خوب مىدانيد كه من جانشين اميرالمؤمنين عمر بن خطاب و نيز جانشين اميرالمؤمنين عثمان بن عفان بودهام و نيز مىدانيد كه من هرگز هيچ كدام از شما را به خوارى و پستى نكشاندهام و خوب مىدانيد كه من ولى خون عثمان هستم كه مظلومانه به قتل رسيد و خداى متعال فرموده است: وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً و هر كس مظلوم كشته شود، براى سرپرست وى قدرتى قرار دادهايم و من دوست دارم در قضيه قتل عثمان شما مرا همچون خود بدانيد.
اهل شام همگى به پا خاسته و به دعوت خونخواهى او پاسخ مثبت داده و براى اين كار با او دست بيعت داده و پيمان بستند كه مال و جان خود را در برابر او در اين راه نثار كنند تا اينكه يا انتقام خون عثمان را بگيرند و يا كشته شوند و روحشان به خدا بپيوندد.[١]
خريدن دين و وجدان
فكر و ذهن معاويه به هر راهى مىرفت و دادن پاسخ نامه به جرير را به تأخير مىانداخت حتى وقتى با مردم شام در باره خونخواهى عثمان نظرخواهى كرد و آنها به او پاسخ مثبت دادند؛ زيرا او دوست داشت در اين زمينه بيشتر مطالعه و بررسى كند؛ لذا با برادرش عتبه بن ابىسفيان مشورت كرد و عتبه به او گفت: در اين زمينه از عمرو بن عاص كمك
[١] - شرح نهج البلاغه ٣/ ٧٨- ٧٥، العقد الفريد ٥/ ٨٠، الكامل ٣/ ٢٧٦.