رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٩٥ - قضيه حكميت
شدهاى رضايت بده و الّا همان طور كه با پسر عفّان جنگيديم با تو نيز خواهيم جنگيد.[١]
نصر گويد: اشعث بن قيس به نزد على عليه السلام آمد و گفت: يا امير المؤمنين، جز اين نمىبينم كه مردم به اين امر رضايت دادهاند و فقط اين آنها را خوشحال مىكند كه به دعوت اين قوم به حكم و داورى قرآن پاسخ مثبت بدهند حال اگر بخواهى من به نزد معاويه بروم و نظر و خواسته او را در اين باره جويا شوم. وى به نزد معاويه رفت و گفت: اى معاويه، براى چه اين قرآنها را بر فراز نيزهها كردهايد؟ معاويه گفت: براى اينكه به فرمان خدا كه در قرآن است باز گرديم؛ پس مردى از خودتان را كه به داورى او رضايت داريد انتخاب كنيد و ما نيز چنين خواهيم كرد و از آن دو پيمان خواهيم گرفت كه به آنچه در كتاب خدا است عمل كرده و از آن تجاوز نكنند، سپس از آنچه كه آن دو بر آن اتفاق نظر پيدا كردند پيروى خواهيم كرد.
اشعث گفت: اين است سخن حق.
اشعث به نزد على عليه السلام برگشت و اين خبر را به آن حضرت داد. على عليه السلام چند نفر از قاريان عراق و معاويه چند تن از قاريان شام را با قرآن فرستادند و در فاصله بين دو سپاه اجتماع كرده، به مطالعه قرآن پرداخته و با هم مشورت كردند؛ آن گاه هر گروه به سپاه خود باز گشتند و اهل
[١] - شرح نهج البلاغه ٢/ ٢١٦، تاريخ طبرى ١/ ٣٣٣، و قعة صفين/ ٤٨٩.