رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٥٨ - شادى و نواختن دف
اكنون مردم با مردى با اراده بيعت كردهاند كه تفرعن و تكبر حكومت را زايل كرده و كجى آن را راست مىكند.
كسى كه در هنگام جنگ لباس جنگ به تن مىكند و آنكه وفا كرد هرگز با آنكه خيانت روا داشت يكسان نيستند.[١]
در اين هنگام عايشه به سوى مكه باز گشت و بر درِ مسجد الحرام پياده شد و روى خود را پوشاند و به نزديك حجر الأسود رفت. وقتى كه مردم گرد او جمع شدند گفت: اى مردم، عثمان مظلومانه كشته شد و به خدا سوگند من به خونخواهى او قيام خواهم كرد.[٢]
شادى و نواختن دف
وقتى كه على عليه السلام [در مسير جنگ جمل] در ذىقار اردو زد، عايشه به حفصه دختر عمر- نامه اى با اين مضمون نوشت:
[١] -
|
فمنكِ البداء ومنكِ الغِيَر |
ومنكِ الرّياح و منكِ المطر |
|
|
وأنتِ أمرتِ بقتل الإمام |
وقلتِ لنا إنّه قد كفر |
|
|
فهبنا أطعناكِ في قتله |
وقاتِلُهُ عندنا مَن أمَر |
|
|
ولم يسقط السقفُ من فوقنا |
ولم ينكسف شمسنا و القمر |
|
|
وقد بايع النّاس ذا تدْرإ |
يزيل الشبا و يقيم الصّعر |
|
|
ويلبس للحرب أثوابها |
وما مَن وَفى مثل مَن قد غدر |
|
[٢] - تاريخ طبرى ٤/ ٤٥٩،، الكامل ٢/ ٢٠٦.