رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٥٩ - شادى و نواختن دف
اما بعد، تو را خبر مىدهم كه على از ترسِ سپاه ما در ذىقار اردو زده و چون خبرِ تعداد نيروها و تجهيزات ما به او رسيده، اينك از ترس جرأت حركت از آن جا را ندارد؛ حال او مانند اسب اشقر است كه اگر جلو بيايد پِى مىشود (دست و پايش بريده مىشود) و اگر باز گردد نحر (كشته) مىگردد[١].
حفصه با خواندن اين نامه، كنيزان خود را به آواز خواندن و دف زدن فرا خواند و به آنان گفت: اين اشعار را بخوانند:
چه خبر؟ چه خبر؟
على رفته به سفر.
شده مثل اسب اشقر.
جلو برود پِى مىشود.
برگردد كشته خواهد شد.[٢]
زنان طُلَقاء[٣] با شنيدن اين خبر بر حفصه داخل مىشدند و براى شنيدن اين آواز اجتماع مى كردند. اين خبر به گوش امّ كلثوم، دختر على عليه السلام رسيد،
[١] - اين مثل در مواردى استعمال ميشود كه كسى در ميان دو شر گير كرده و به اصطلاح، نه راه پس و نه راه پيش داشته باشد. نگ: جمهر الأمثال: ١٢٧/ ٢- مترجم.
[٢] -
|
ما الخبر ما الخبر |
علىّ في السفر |
|
|
كالفرس الاشقر |
إن تقدّم عقر |
|
و إن تأخّر نحر
[٣] - طلقا مشركانى بودند كه در روز فتح مكه مسلمان شدند و به دست پيامبر آزاد شده و آن حضرت جانشان را به آن ها بخشيد- مترجم.