رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٥٦ - عايشه با امير المؤمنين عليه السلام
بخارى نيز در صحيح خود در باب
«مرَض النّبي و وفاته»
اين روايت را آورده و براى رعايت حق امانت دارى در نقل! جمله ابن عباس را كه گفت: «عايشه دل خوشى از على نداشت» از روايت حذف كرده است؛ ما چاره اى نداريم جز اينكه دعا كنيم خدا بخارى را با امّ المؤمنين عايشه محشور گرداند كه واقعاً از فرزندان وظيفه شناسِ اين مادر بوده ست.
امام احمد نيز در صفحهى ١١٣ از جلد ٦ مسند خود از احاديث عايشه روايتى را با سند از عطاء بن يسار نقل مىكند كه گفت: مردى آمد و در نزد عايشه از على و عمار بدگويى كرد و عايشه گفت: در باره على چيزى ندارم كه بگويم اما در باره عمار از رسول خدا شنيدم كه فرمود: عمار هرگز ميان دو كارِ سخت، مخير نمىشود مگر اينكه سختترين كار را انتخاب مىكند.
ابن ابىالحديد در جلد ٦ صفحه ى ٢١٥ مىنويسد: ابومخنف، لوط بن يحيى ازدى در كتاب خود آورده: وقتى خبر مرگ عثمان به عايشه رسيد، عايشه در مكه بود و به سرعت به سوى مدينه حركت كرد و مىگفت: بجنب اى صاحب انگشت (طلحه)، خدا پدرت را بيامرزد. قطعاً مردم طلحه را همتاى مناسبى براى عثمان يافتهاند.
وقتى به شراف رسيد عبيد بن ابى سلمه ليثى به استقبال او آمد. عايشه از او پرسيد: چه خبر؟ گفت: عثمان به قتل رسيد. گفت: پس از آن چه شد؟ گفت: پس از قتل عثمان اوضاع مسير خوبى را طى كرد و مردم با على