رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٥٤ - در سومى اشتباه كردى
كشتنت را نيز روا خواهد دانست. اگر به اختيار خود به نزد ما آمدى به خانهات بازگرد و اگر به اجبار تو را آوردهاند از مردم كمك بخواه.
پسرى جوان از بنى سعد، طلحه و زبير را مورد خطاب قرار داد و گفت: اما تو اى زبير، از ياران نزديك رسول خدا بودى و تو اى طلحه، با فدا كردن دست خود از رسول خدا دفاع كردى و مىبينم كه مادر خود (امّ المؤمنين عايشه) را با خود آوردهايد؛ آيا همسران خود را نيز با خود به ميدان جنگ آوردهايد؟
گفتند: نه. جوان گفت: من ديگر با شما در هيچ كارى نيستم. سپس از لشكر كناره گرفت و اشعارى با اين مضمون سرود كه:
همسران خود را در پس پرده نگاه داشتيد امّا مادر خود را پيش انداختيد؛ به جان شما كه اين عمل كم انصافى است.
او را در حالى به گذر از صحراى سوزان با شتر كشانديد كه دستور داشت تا در خانه خود دامن بر زمين نهد.
او را آماجى ساختيد كه فرزندانش در برابر او با نيزه و تيرهاى خطى[١] و شمشير جنگ كنند.
[١] - تيرهايى كه در محلى به نام خط ساخته ميشود و منسوب به آن است. ر. ك: ابن منظور، لسان العرب ٧/ ٢٩٠- مترجم.